در قالب یک طنز تکرار تاریخ
از کاراکاس تا تهران؛ دگرباره به دنیای سیاست ایران خوش آمدید!
این بار برای پاک کردن همه "طویله اوژیاس" اسلامی – امریکایی سرمایه در ایران
حمله به ونزوئلا بخاطر سادگی اجرا مطلوبیت داشت. از قضا بدلیل دوز زیاده از حد تسلیم و همراهی دولت و ارتش ونزوئلا همه خاصیت ماجرا در نمایش قلدری امریکا در تقابل با نیروی نظامی چین ضایع شد. ونزوئلا صحنه اجرای نقشه ای شد که سالهای سال است پوزه امریکای قدرتمند در تحقق همان نقشه در کوبای "کوچک" به خاک کشیده شده است. بر خاکستر این حمله ورشکسته و جبونانه تروریستی، در جبران صفحات خالی از آنچه در مقابل اشغال چکسلواکی از رامبوی کاخ سفید هم ساخته است؛ عن قریب در انطباق با همین منطق بزودی دستجات سیاه فاشیستی مزدور در خیابانهای ونزوئلا فرود خواهند آمد؛ ستونهای پنجم آماده بخدمت اعلام موجودیت میکنند تا "دولت موقت" نوکر ارسالی بتواند نقشه پاکسازی جامعه را مطابق الگوی "ابوغریب" به اجرا در آورد ؛ و قراردهای منحصر بفرد شرکت های امریکایی از قبیل "آبهای سیاه" و جه بسا از نوع سوریه ای داعش؛ در همسایگی واشنگتن بر پا شود.
این هیاهوی هالیوودی کاراکاس برای پوشاندن عقب نشینی از اوکراین؛ برای دفاع از پروژه پلید پاکسازی قومی از نوع هیتلری در غزه صورت میگیرد. تروریسم دولتی در ونزوئلا و همزمان آرایش دست راستی در غرب را تقویت میکند.
ایران هدف اعلام شده حمله به ونزوئلا به شمار میرود. تفحص زیاد یبهوده است. هد ف این حمله بیشتر از جای دیگر آب میخورد و آن را باید به حساب بدشانسی ونزوئلا نوشت. نقشه دخالت دولت امریکا در ایران سالهای طولانی از پیگیری را پشت سر دارد. امریکا یک بار در خیزش سال 57 جمهوری اسلامی را شکل داد، حمایت کرد و دست آخر با مهندسی وفاداری ارتش دست ساخته، خمینی را سوار بر بالهای پرواز انقلاب به قدرت رساند؛ و امروز یکبار دیگر در پی اتمام همان پروژه است. محمد رضا پهلوی میتواند آسوده بخوابد که با چنین سرنوشتی روبرو نشد.
د ر ونزوئلا این پروژه با یک حکومت دست نشانده دست راستی با ترور عریان شروع؛ و در سناریوی مشابه فرار از افغانستان خاتمه خواهد یافت. کیس حکومت ایران از این ساده تر بنظر میرسد. جریانات ایرانی از خیلی قبل تر، امریکایی تر از خود ترامپ؛ چه در صفوف جمهوری اسلامی و چه در صفوف اپوزسیون؛ تا همین جا جاده صاف کن سیاسی و ایدئولوژیک تهاجم امریکا بوده اند. باندهای قدرتمند در سایه سیاست رسمی داخل و بیرون جمهوری اسلامی در زمین حمله به حقوق سیاسی و اقتصادی توده زحمتکش زیاد هستند که با نیش های بناگوش باز، مترصد بیشترین همکاری و پشتیبانی از دخالت مستقیم امریکا در آماده باش بسر میبرند.
امریکا، دخالت و مقاصد آن و مشخصا دخالت نظامی امریکا خط فاصله تعیین کننده سیاسی است که به وجود اعتراضات توده ای عمومی و وجود یک پلاتفرم واحد برای آینده جامعه مهر ابطال میزند. صفوف و خطوط آشکارا و تا مغز استخوان متفاوت یک واقعیت غیر قابل انکار در فضای سیاسی است. این شکاف از سیاست "همکاری و اتحاد با نیروی بسیج"، تا سیاست کودتا تا دخالت مستقیم امریکا باید دیر یا زود همانجا تعیین تکلیف شود.
مرز بندی علیه سرکوب جمهوری اسلامی و همزمان طرد دخالت نظامی امریکا دو عرصه بهم بافته مبارزه برای رهایی و آزادی ایران از لجنزار فقر و استثمار و بهره کشی کاپبتالیستی است. سال 57 امریکا بخوبی میدانست چه هنبونه چرکین اسلامی – کاپیتالیستی را به جامعه ایران تحمیل میکند. هیچ دلیلی برای تغییر مقاصد و شیوه های کاخ سفید بچشم نمیخورد.
امروز، در مواجهه با عربده های امریکای قدرتمند؛ برای طرد سوداهای ماجراجویانه مسخره کاخ سفید بر شانه خیزش های اعتراضی مردم زحمتکش در ایران، طنز "دعوتنامه" دولت امریکا رنگ واقعیت بخود میگیرد. همان واقعیت پایه ای در مبارزه ای که در تحولات سال 57 علیه بنیادهای مشترک کاپیتالیستی مشترک امریکا، مدعیان اسلامی و ناسیونالیسم منحط حکومت شاه از آن غافل مانده است، بار دیگر قد علم میکند.
باید بیرحمانه گرد توهمات "همه با هم "، "اول شاه بعدا ... "، اجتماعات بی هدف و گنگ و الله بختکی "مرگ بر این و آن ..." در خیابانها را از خود بتکانیم. صف کارگری و کمونیستی در اتحاد و سازمان یابی حول آزادی و برابری به همان اندازه که دیروز، امروز بر دوش ما سنگینی میکند.
هر کس با ما نیست بر ما است! برای بیشترین و آزادانه ترین بحث و انتخاب؛ دقیقا همان بحث که هرگز شکل نگرفت؛ کی هستیم، چه میگوییم، از دریچه فضای سیاسی ایران برای همه سیاست بزرگ جهانی کجا ایستاده ایم، دنبال چه هستیم و چگونه؟
فردا را همین امروز باید شکل داد و ساخت.
همرزمان، کارگران!
برای آزادی و برابری؛
علیه ارتجاع و فاشیسم اسلامی و امریکایی سرمایه؛
سازماندهی، سازماندهی، سازماندهی !
متن کامل در سایت ”علیه بیکاری“ na/171-14/www.a-bikari.com
مصطفی اسدپور
سوم ژانویه 2026