دو روی اقتصاد و سیاست در دو اعتصاب بزرگ طلا و نفت آذر ماه در ایران

چطور میتواند نقشه ای آگاهانه در کار نبوده باشد وقتی که همزمان با اعتراضات پارس جنوبی معادن طلای زرشویان میدان اعتصاب کارگری بخش دیگری از همان طبقه میشود که در شرایط و مطالبات و چشم اندازها اساسا مشابه هم و یک جنس هسنتند.    

اعتراض تازه تری از کارگران معدن طلای زرشویان در حوالی شهرستان تکاب، تقریبا تمام طول آذرماه وارونگی مطلق و ننگین مناسبات اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه ایران را به تماشا گذاشت.  ابعاد عظیم و باورنکردنی ثروتی که مستقیما بصورت شمش طلا صرفا با کار مستقیم تعداد محدود  کارگران در منطقه  تکاب و آقدره استحصال میشود؛ زرشویان شانه همسرنوشتی به شانه پارس جنوبی میساید و تکاب یاد آور عسلویه در انتهای شمال غربی و کردستان در ایران به حساب میاید. آنها همان امام و همان مقدسات، قوانین و مجلس و همان دولت و همان مصوبات و همان شرایط برده وار و شوم را در تمام زوایای کار و زندگی مقابل خود یدک میکشند ... و به همان سیاق هیچ کس در مقابل مطالبات برحق هیچ کس  پاسخگو نیست.

جالب اینجاست که هر روز تعداد هرچه بیشتری از کارگران  به قعر تباهی پرتاب میشوند و بخش دیگری از همان شرایط موجود زندگی به تاراج میرود، اخراج توسط کارفرما راحت تر است، دستمزدها زیر خط فقر، تورم و گرانی سفره معیشت را کوچکتر میکند؛ اما  هیچ قانونی و نه دولت و هیچ چیز مانع نیست؛ ... در یک چشم بهم زدن با انواع توطئه و قانونمندی من در آوردی از جمله خصوصی سازی و مناقصه و ساماندهی و بورس و نامگذاری مناطق ویژه و امثال آن دولت نوین طبقه بورژوا شکل گرفته است  که رو به کارگر جز تحقیر، بی حقوقی، وعده چیز دیگری در انبان ندارد. بورژوازی ایران ابزار قدرت، ابزار حکومت، قانون و رسانه ها و زندان و دستگاه مذهب اسلامی و ... یک سلطه از چرک و کثافت منحط را علیه طبقه کارگر بر پا داشته است... و هنوز کارگران هستند که باید از سیاست دور شوند و در پستوهای خود فریبی با  عروسک های  "صنفی" سرگرم شوند! خیلی خنده دار است مجموعه جانوران که در ساختن این جامعه طبقاتی و وحشیانه موجود نقش داشته اند؛ در مقابل حق طلبی کارگری به یکباره فیلسوف و اقتصاد دان، روشنفکر، مجریان جدل و تبادل نظر ظاهر میشوند.

 جالب اینجاست که رئیسی رئیس جمهور، و اژه ای قوه قضائیه هر دو در مقابل معدنکاران نفت و طلا حضور داشته و امتحان وعده های صد من یک غاز را پس داده اند.   این آپارات عظیم در مقابل "خودی" های طبقه حاکم یک "کاروانسرای هزار سوراخ"  متشکل از مافیای رند و دزد  اما رو به کارگر ادعای  برنامه های استراتژیک  اقتصادی دارد...

... این حکومت، دالان و پستوهای دلقکی از مبارزه صنفی از کجا در مقابل کارگر و طبقه کارگر در آن جامعه علم شده است؟ این کدام منطق فرومایه است که دخالت کارگر در اداره جامعه را به مبارزه صنفی، بمعنای انتقاد محدود و ناپیگیر بر سر دستمزد محدود میکند، که آنهم تازه از قبل با هزار زنجیر مصوب شده است؟  تشکل، تجمع و آزادی اعتراض کارگری ممنوع است؛ مطلقا هیچ امکان  برای پیگیری وعده ها و سر دواندن دولت فاسد و دروغگو وجود ندارد و آنوقت از کارگر جامعه تضمین "صنفی" طلب دارند، که "ساختار شکن نیست، سرنوشت موجود را میپذیرد"  تا  تازه اجازه یابد در بیابانها و حاشیه شهر با التزام به حفظ تولید به آرامی شعار "سفره ما خالی است" را تکرار کند  و با وعده های تازه آرام آرام به خانه باز گردد...صنف و صنفی گری؛ این قبا بر اندام هیچ اعتراض کارگری سازگار نیست.

جالب اینجاست که طبقه کارگر وسیعترین آزادی و حقوق سیاسی و اجتماعی را برای کل جامعه از طریق ساختار شورایی در پرچم خود دارد که هسته مرکزی آن دخالت  هر عضو جامعه را برای دخالت فوری در همه امور و پاسخگویی هر منصب را در مقابل رسیدگی و باز خواست نمایندگان مستقیم خود تضمین میکند. این دقیقا همان چیزی است که علارغم انواع اتهام بچگانه دستگاه جاسوسی حاکم، کارگران در هر حرکت اعتراضی،  تمرین و اشاعه ایده های آن  در میان اعضای خانواده خود را  نیز  در دستور دارند.

برای ما، برای کل طبقه کارگر؛ پارس جنوبی و زرشوران از ستونهای ابراز وجود این طبقه علیه حکومت سرمایه در ایران است، پشم و پیله این صاحب قران اسلامی سرمایه ریخته است، و در عوض پیش خدمت ها پشت حصار با مشت های نحیف با شعار ممنوعیت زیاده خواهی   به سنگ پرانی میگذرانند.

طبقه کارگر، اما  در گامهای شمرده در بسط صف مقاومت سراسری در مقابل طبقه بالادست چاره ای ندارد جز اینکه  هیچ دیوار میان دفاع از معیشت و دفاع از حقوق سیاسی پایه ای برای آزادی تشکل و بیان را گردن نگذارد. پارس جنوبی و زرشوران عزت پرشکوه تاریخ سیاست معاصر  در آن جامعه است که اراده و دخالت طبقه کارگر  از کشش و کوشش مداوم و تعطیل ناپذیر رهبران کارگری را  به  روی زمین سفت جامعه و به زندگی روزمره تکاب و کردستان تا عسلویه و بوشهر هدایت میکتتد.   

اداره سوسیالیستی جامعه، قطع فوری مالکیت خصوصی بر ابزار تولید، حق فوری و کامل دسترسی شهروندان به آموزش و پرورش و درمان و بهداشت، بیمه های فوری برای تامین زندگی بیکاران و سالمندان شدنی است. کافی است که دست مفت خورها، عوامل و دستگاه های سرکوب و اسارت کارگری از ثروت و از دخالت در اداره ارتجاعی جامعه کوتاه شود. این سیاست طبقه کارگر است، که از همین امروز سیاست و اقتصاد را به لرزه در آورده است.