میگویند پشت هر مرد موفق یک زن قرار گرفته است. ایشان پشت سر نه هر "مرد" بلکه هاشمی رفسنجانی قرار دارند. مردی که یا باید دوست او بود یا دشمن. هفتاد سال است حجت الاسلام است ولی لولهنگشان از همان بیست سالگی بیشتر از جملگی ریش سفیدهای قوم آب برداشته است. میگویند همه راهها به شهر رم ختم میشود. رم در سیاست ایران خانه آقا سید اکبر است.

ویکی لیکس پاک ریده توی حساب و کتاب دنیا. قدیم تر دمکراسی بود. ممالکی که حساب کتاب انتخاباتشان درست تر بود، شاه و همه دستگاههای انتصابی و ارثی و هردنبیل را برچیده بودند، همه مقامات مرتبا بازرسی میشدند و مدیای هر چه فضول تر برقرار بود؛ سرشان را در ضریب تمدن بالاتر میگرفتند. حالا دیگر ویکی لیکس حساب است. همه باید صف بایستند، آرزو کنند که ویکی لیکس در گزارش خود راز یک الیت مافوق قانون را از لابلای پرونده ها بیرون بکشد. و دولت مربوطه با نشان دادن سعه صدر و تحمل افشاگری ویکی لیکس عمق دمکراسی خود را برخ امریکا بکشد. علارغم تلاشهای گسترده اصلاح طلبان و مدافعین سلحشور تمدن ایرانی – اسلامی، علارغم دعوت رسمی از ویکی لیکس چشم انداز روشنی در این زمینه هویدا نبود. شواهد نشان میدهد دفتر ویکی لیکس در بررسی مورد ایران  بعد از مدت کوتاهی به گه گیجه افتاده انتظار میرفت هرگونه فعالیتی را در بخش اسلامی – ایرانی تا ابدالدهر کان لم یکن اعلام نماید. هفته گذشته با اعلان وجود ورژن ایرانی آن ورق برگشت.

مشکل ویکی لیکس اساسا در این نیست که قانون ایران از بیخ و بن در مقابل انگولک های حقوق بشری مصون است. ماجرای صلاحیت نمایندگان، شورای نگهبان و خبرگان، فونکسیونهای غیر قابل بازرسی از امام تا دستگاه امنیتی و مراجع فتوا همگی علنی و رسمی است. مشکل ویکی لیکس در ارگانهای غیر رسمی مثل سپاه پاسداران طرف حساب قراردادهای تجاری و بساز بفروش تا دستجات حزب الله که دولت همه چیز را به گردن آن میاندازد، و در عین حال سرکرده آنها راست راست در کریدورهای حکومتی در لباس وزیر و وکیل در تردد هستند، نیست. دو سوم اینها ارگانهای بین المللی حشر و نشر دارند. مشکل ویکی لیکس ترکیب مثلث قدرت و قساوت و  دزدی نیست. بخش علنی سرگذشت مرتضوی برای حبس ابد هفتاد دولت امریکای جنوبی کفایت میداشت. بلکه مشکل ویکی لیکس پیدا کردن یک "عنوان" برای معجون ایرانی – اسلامی بود. مشکل ویکی لیکس پیدا کردن شواهد برای مشارکت و همدستی همه جناحها و ارگانها علیه شهروندان     نبود. مگر شکنجه گران وزیر اصلاحات نیستند؟     مشکل اصلی ویکی لیکس این بود که این مثنوی هفتاد من سرنخ سردسته ها و کدهای میان آنها، مافیای قدرت، فراماسونرهای قدرت را کشف کند     و راستش در این میان افتخار افشاگری چه چیزی را نصیب خود سازد؟

خانم عفت مرعشی این بن بست را  در دو کلمه شکست: پدر سوخته ها و پدر سوخته بازی!

ایشان همسر هاشمی رفسنجانی هستند و همین کافی است که همه کنجکاوان اسرار دالانهای قدرت در ایران گوش تیز کنند. خانه دار بودن نه نقطه ضعف بلکه دقیقا نقطه قوت ایشان است. میگویند پشت هر مرد موفق یک زن قرار گرفته است. ایشان پشت سر نه هر "مرد" بلکه هاشمی رفسنجانی قرار دارند. مردی که یا باید دوست او بود یا دشمن. هفتاد سال است حجت الاسلام است ولی لولهنگشان از همان بیست سالگی بیشتر از جملگی ریش سفیدهای قوم آب برداشته است. میگویند همه راهها به شهر رم ختم میشود. رم در سیاست ایران خانه آقا سید اکبر است. خاطرات عفت مرعشی را باید خواند تا شمه دیگری از سرگذشت سیاسی ایران را بدست آورد و تازه فهمید خود ایشان چه کسی است.

هفته پیش پرونده مهدی هاشمی با یک حکم ده ساله به پایان رسید. این پرونده محل تلاقی بزرگترین جنگ قدرت در ساختار حکومتی ایران است. این پرونده با ابعاد نجومی از اختلاس، رشوه، باند بازی بند و بست و جنگ قدرت مملو است. مراسم دادگاه و رتوش پرونده قلابی بود و این حکم میتوانست با اعدام مهدی هاشمی محمل جنگ قدرت خونینی از آب دربیاید. هنوز این پرده آخر نیست. در این بهبوهه برافروخته سر از پنجره درآورده و رقبا را به هماورد طلبید: "همه پرونده پدر سوخته بازی بود!"

حالا باید منتظر شد ایشان و اعضای خانواده به تهدیدات قبلی خود جامه عمل بپوشاند و جزئیات بیشتر را در مورد پدرسوخته های پدر سوخته ترین حکومت دنیا در دسترس قرار دهند. تا آن موفع میتوانیم خودمان را آماده کنیم، پدر سوخته های کشتار دهه شصت، پدر سوختگی قانون کار، پدرسوختگی در تبعض جنسی، پدرسوخته در وزارت اطلاعات و ... مملکت پدرسوخته ها!

مشکل اینجاست این کلمه را چگونه به انگلیسی ترجمه کرد که حق مطلب را ادا نماید و ماست ویکی لیکس را کیسه کند.

 

مصطفی اسدپور

ژوئیه 2015