کشف یک امامزاده سیار به موضوع جنجالی رسانه ای تبدیل گردید. تازه استعداد "کشف خرافه" ملت در اینترنت گل کرده بود که خبرگزاری فارس روشن نمود ماجرا یک سوء تفاهم بوده است. از قرار معلوم ضریحی برای امامزاده ای ساخته شده و در حال حمل به سمت مقصد توسط یک کامیون مورد توجه قرار گرفته است. خوشبختانه آبروی دولت و امت از لکه "خرافات" پاک شد!


نه خیر! این ظاهر قضیه است. انگار دارند بچه گول میزنند. انگار با دسته کورها طرف هستند. انگار امامزاده ها را میتوانند با عملیات "یا خرافاتا" از صحنه بدر ببرند! همکاران ما در نشریه، هر چقدر هم که سرمان به امر علیه بیکاری گرم باشد، خوشبختانه هنوز هفت هشت ساعات مفید برای سرخاراندن در اختیارداریم که در میان اخبار حقایق را تعقیب کنیم. از آنجاییکه مثل همه بیکاران در ایران چیزی نداریم که از دست بدهیم و بخاطرش بترسیم، نه بیمه بیکاری هست، نه وعده شغل در میان است، نه حرمت اجتماعی در کار است، نه کسی قرض بهمان میده و نه زن؛ و تا بحال دفتر تشکل هم نداریم که بیایند خشتکمان را دربیاورند؛ مشکلی نیست که حقیقت این ماجرا را بچاپ برسانیم.
خیلی خلاصه، اصل ماجرا یک عملیات دقیقا برنامه ریزی شده مشترک از جانب وزارت کار و اداره اوقاف است. از یک طرف طی این عملیات زمینه های عملی برای شروع بکار امام زاده های سیار و از طرف دیگر روش جدیدی وزارت کار در شناسایی مشمولین غیر صالح بیمه بیکاری مورد آزمایش قرار گرفته است. برخلاف ادعای رسانه ها عملیات مربوطه کاملا موفقیت آمیز بوده است. از ما بپذیرید که بزودی در دل برنامه های اقتصادی رشد غیر تورمی دولت، صنعت "امامزاده سیار" رونق خواهد گرفت که تبعات قابل توجهی برای بیکاران بهمراه دارد.
قبل از هر چیز این قیل و قال بر سر "خرافات" برای چه بود؟ دشواری فهم این چیست که حتی با وجود خالی بودن ضریح پشت کامیون هیچ ایراد شرعی، عرفی و قانونی در امامزاده منقول وجود ندارد. مگر در سایر امامزاده ها جز یک سنگ چیز دیگری هست؟ چند هزار امامزاده را میشود نشان داد که جا و مکان و اسم و سابقه و همه چیز آن دیمی است؟ مگر قرار است در امامزاده چه چیزی وجود داشته باشد؟ شکم سیر از گرسنه خبر ندارد. این چُسی آمدن طبقات بالا آیا واقعا لازم بود؟ اگر کسی از سر نداری بجای زیارت تفرج آمیز فلان امامزاده در نوک کوه قاف؛ همان کار را با ضریح جلو در خانه انجام بدهد، فرهنگ ضد خرافه حضرات بدرد میاید؟ به این مساله باید بیشتر پرداخت ولی هنوز باید تکلیف خود را با یک گره گاه تاریخی روشن کرد.
گفته میشود ایران یک سرزمین امامزاده خیز است. به این باید باور کرد. بقول اداره اوقاف سالانه چند هزار امامزاده دیگر "کشف" میشود. لابد حقیقتی پشت ماجرا هست. مردم که بیکار نیستند در کوه و بیابان زیر سنگها دنبال امامزاده سرگردان دور خودشان بچرخند. گفته میشود مردم ایران در تاریخ بعنوان امامزاده نواز شناخته میشوند. این دیگر یک جعل مطلق است. آمار رسمی حکایت از ده هزار امامزاده "شناسنامه دار" میکند در حالیکه مطابق آمار غیر رسمی بیشتر از صد هزار امامزاده منتظر دریافت شناسنامه هستند. تاریخ دقیقتر گویای اینستکه فقط تعداد انگشت شماری از این امامزاده ها حقیقی هستند که به دلیل ظلم حاکمان وقت (چیزی شبیه پناهندگی سیاسی) به سمت ایران کوچ کرده اند که جملگی از گرسنگی و یا حمله حاکمان محلی ایرانی جان از کف داده اند. میهمان نوازی در تاریخ مدرن نسبت به سرمایه داران امریکایی و غربی جای انکار ندارد اما میهمان نوازی ایرانیان نسبت به امامان (صد البته بجز عزاداری پس از مرگ آنها و یک دکان پردر آمد) یک جعل بیشتر نیست.
در مورد بقیه امامزاده های شناسنامه دار، تاریخ نویسان سر نخهایی در دست دارند که آنها به امید واهی تبلیغات وزیر کار وقت راهی ایران شده اند. امامزاده ها بعد از کلاهی که با قراردادهای سفید سرشان رفت از خیر دستمزد معوقه خود گذشته و در کوهها و مناطق صعب العبور خود را پنهان ساخته اند. مهارت و تسلط وزارت کار فعلی در برخورد با کارگران افغانی ریشه در تجارب تاریخی مربوط به امامزاده ها دارد.
کشمکش فعلی بر سر هشتاد هزار امامزاده بدون شناسنامه است. اینها را میتوان مانند کارگران ایرانی در استرالیا یا ژاپن دسته بندی کرد، پا در هوا، هم در چاله هم در چاه. "امامزاده سیار" راه حلی است که زعمای قوم برای این دسته سر هم کرده اند. به همین دلیل سنگی در ضریح مربوطه در کار نیست. حدس بقیه ماجرا نباید زیاد دشوار باشد. مطابق نقشه دقیق طراحی شده ابتدا با بررسی استقبال از امام زاده های سیار و سپس با شناسایی "نیاز بازار" میتوان به تعداد کافی از این کامیونها (امامزاده ها) را تولید و روانه بازار کرد. نمایندگی انحصاری امامزاده ها یعنی اداره اوقاف از زبان سخنگوی منافع آنها اعلام کرده است مادام که بیزینس مربوطه با صرفه باشد، مخالفتی نشان نخواهد داد. در این موارد طبق سیاست رسمی اداره اوقاف، در مورد هویت امامزاده و صحت و سقم محل دفن و محتویات زیر سنگ "نه تائید صورت میگیرد و نه تکذیب". به عبارت دیگر مردم میتوانند به هر چه دلشان میخواهد معتقد باشند فقط اینکه دعا کنند و بپردازند.
در این مرحله با استنشاق بوی پول بادآورده و بی حساب و کتاب طبعا سر و کله سپاه پاسداران پیدا شده است. نمایندگان اصلاح طلب خواهان از لج سپاه پاسداران خواهان خصوصی سازی این رشته هستند. متخصصان اقتصادی حتی صحبت از ثبت در بورس را در میان کشیده اند. تاکید جناح مقابل بر ممنوعیت فروش سهام به شرکتهای خارجی دارد. نمایندگان کارفرما پایشان را در یک کفش کرده اند که تولید ضریح امامان سیار باید تماما توسط صنایع داخلی صورت گیرد. شوراهای اسلامی و خانه کارگرشان رای خود را به عدم بکارگیری کارگران افغانی مشروط ساخته اند.
دولت تاکنون بطرز معنا داری از ابراز موضع رسمی پرهیز کرده است. در یک سمینار مشترک با تکنوکراتها و مقامات کاردان با اشاره به سفرهای استانی و جمعیتی که دور ماشین رئیس جمهور جمع میشوند، به بررسی یک طرح آلترناتیو نشسته اند. مطابق این طرح قرار است که در سفرهای استانی یک امامزاده سیار همراه گردد، با این ملاحظه کوچک که مردم را قانع کرد نامه های خود را داخل ضریح بیاندازند و پولهایشان را داخل ماشین رئیس جمهور. و یا شاید بهتر باشد اصلا خود رئیس جمهور را داخل ضریح از این شهر به آن شهر برد.
و بلاخره موتور محرکه این پروژه کسی نیست بجز وزارت کار! از آنجاییکه تمام امیدها برای دریافت بیمه بیکاری به ناامیدی تبدیل شده و بزعم این وزارتخانه علی القاعده چاره ای دیگری بجز دعا باقی نمانده، در صدد هستند از طریق امامزاده های سیار تله گذاشته و کارگران بیمه گیر متقلب را در حال دویدن دنبال این امامزاده ها شناسایی کند.
ملاحظه میکنید که چاره بیکاری تنها تشکل و بیمه بیکاری است. بجای ضریح، تشکل خود را باید ساخت. امامزاده اصل هم که باشید، چاره تان همین است. بقیه ماجرا حرف مفت است.
مصطفی اسدپور
خرداد 1394
مندرج در علیه بیکاری شماره ده