درد سر اداره کار بجای خود ، همین را کم داشتیم که در دل بیکاری و نداری و بی مسکنی یک الاغ هم به ریش خود بست. نه، نه، نه! فکرش را هم نکنید در هیچ کجای تاریخ مبارزه طبقاتی کارگری سهم علف و علوف الاغ شخص بیکار در هزینه بیمه بیکاری منظور نشده است.

حق با رئیس جمهور بود. رئیس جمهور پیشین نیز حق داشت. فکر کنید که چقدر ما ملت عجولی هستیم و گوشمان به مسئولان بدهکار نیست. صبر برای به نتیجه رسیدن سیاستهای اقتصادی در فرهنگ ما نیست. در طول هفته در ادامه سیاستها دو دولت در زمینه حذف یارانه ها و آزاد کردن قیمت بنزین و نفت، بلاخره آثار مثبت ان بر اقتصاد مملکت هویدا گشت:
بنا به خبر منتشر شده در سایت مرصاد پس از اعلام خبر آزادسازی سهمیه بنزین، بازار خرید و فروش الاغ به شکل پلکانی در حال افزایش است. بطور مثال در برخی روستاهای کرمانشاه قیمت هر الاغ به دو یا حتی چند برابر رسیده است. همه خبرگزاریها و مفسرین اقتصادی در ذکاوت دولت در اجرای ضربتی و بدون مقدمه این سیاست در حیرت مانده اند. بعضی از دلالان بورس با لقب " الاغ" بدلیل عدم توانایی در پیش بینی این حرکت اخراج شده اند. واکنشهای بین المللی و مهمتر از آن واکنش های داخلی بصورت متناقضی در نوسان گزارش میشود. در این میان اما نارضایتی در میان بیکاران بوضوح قابل مشهود است. بقول یکی از بیکاران "تا بحران بود چوبش را ما خوردیم، ورق که میخواهد برگردد قرعه به اسم الاغها میافتد. حیف آنهمه دعا و نذری!" این گلایه بیکاران کاملا نابجاست. از طریق این نشریه صدها بار تاکید کردیم که صبر راه درستی نیست. باید اعتراض کرد. گفته بودیم اگر ورق برگردد، هر الاغی در جامعه میتواند برنده باشد، بجز کارگران. اینهم یک تجربه دیگر از لزوم مبارزه و تشکل برای کارگران و بیکاران؛ که لابد مثل معمول به در کوزه سپرده خواهد شد.
طبعا از الاغها انتظار زیادی نمیرود که از دلایل تغییر ناگهانی در موقعیت خود، از ارج و قرب و بخت از راه رسیده سر در بیاورند. اما اقتصاد دانان طبعا سرشار از فهم، معتقدند که این نه فقط سرآغاز رونق اقتصادی بلکه دروازه ای بسمت خود کفایی نیز هست. بخصوص که از فرط فراوانی الاغ وطنی، لزومی به وارد کردن این یکی از چین در میان نیست.
بعید نیست که شما همه ماجرا را به شوخی بگیرید، در اینصورت بیایید تصور کنید با در اختیار داشتن ده یا بیست الاغ در فاصله یک شبانه روز چقدر سود به جیب زده بودید؟ تصور کنید قضیه قیمت بنزین پای الاغ را بطور جدی در بازار حمل و نقل شهری باز کند. آنوقت سیلابی از شرکتهای پیمانی در عرصه ثبت قانونی الاغها، تامین خوراک، مقررات راهنمایی رانندگی تا احداث پارکینگ، تنظیم روابط مربوط به جنس نر و ماده و غیره سبز خواهند شد. در یک چرخش قلم هزاران دانشجویی که بنظر میرسید در رشته دامپزشکی عمر خود را به هدر داده اند، در بورس اشتغال قرار میگرفتند، صنایع پوشاک برای تولید نیازهای جدید مثلا همخوانی لباس سواره با رنگ مرکب و و . بلاخره بعید نیست شما هم بفکر رفته باشید که مبادا اقتصاد مال خر باشد!
هر چه که باشد برای کارگران بیکار این یکی نیز فرجی نخواهد بود. درد سر اداره کار بجای خود ، همین را کم داشتیم که در دل بیکاری و نداری و بی مسکنی یک الاغ هم به ریش خود بست. نه، نه، نه! فکرش را هم نکنید در هیچ کجای تاریخ مبارزه طبقاتی کارگری سهم علف و علوف الاغ شخص بیکار در هزینه بیمه بیکاری منظور نشده است.
مصطفی اسدپور
خرداد 1394
مندرج در علیه بیکاری شماره ده