جنگ بر سر یارانه برای کارگران یک سم، جنگ در زمین دشمن، و محتوم به شکست است. طبقه کارگر خواهان گسترده ترین رفاهیات عمومی برای همه جامعه است. پایان دادن به نمایش مسخره "هدفمندی یارانه ها"، یکی از مهمترین پیش شرطهای شکل گیری جنبش سراسری و قوی بر سر افزایش دستمزدها و بیمه بیکاری همگانی است.

در طی این نوشته استدلال میشود که چرا یارانه به معنای مسئولیت دولت در قبال نیازهای پایه ای باید به همه شهروندان متقاضی، حتی ثروتمندان، به یکسان تعلق بگیرد. مسئولیت اجتماعی بیشتر طبقه ممتاز از طریق مالیات ها و هزینه های ویژه در بهره برداری از امکانات اجتماعی باید تنظیم گردد. دولت شیپور "عدالت" را از سر منافع سرمایه داران به دهان گرفته است و سیاست فعلی دولت یک سیاست کار شده سراپا ضد کارگری است. محور اصلی نوشته تاکید بر

یک عرصه مبارزاتی سیاسی – اجتماعی است که طبقه کارگر و جنبش کارگری از آن غافل است. جنگ بر سر یارانه برای کارگران یک سم، جنگ در زمین دشمن، و محتوم به شکست است. طبقه کارگر خواهان گسترده ترین رفاهیات عمومی برای همه جامعه است. پایان دادن به نمایش مسخره "هدفمندی یارانه ها"، یکی از مهمترین پیش شرطهای شکل گیری جنبش سراسری و قوی بر سر افزایش دستمزدها و بیمه بیکاری همگانی است.
***
یارانه چیست؟ بنا به تعریف معمول اقتصادی، یارانه اختصاص بخشی از بودجه دولتی به منظور تامین رفاه عمومی از طریق کاهش هزینه ها است. اما در دنیای سیاست ایران و زندگی روزمره شهروندان عادی آن جامعه، یارانه یعنی سر دواندن، یعنی یک ماشین توجیه فقر و گرانی، یعنی باران نعمت برای دولتی که در شانه خالی کردن از زیر بار ساده ترین نیازهای اکثریت دهها میلیونی جمعیت زحمتکش آن جامعه به سیم آخر زده است. یارانه یعنی یک آتشفشان پر غرّش و خاموش نشدنی برای پوشاندن آن جامعه با پروپاگاند و تحقیر علیه کارگر و زحمتکش. یارانه، درست بر خلاف معنای معمول اقتصادی خود، یک ابزار موثر دولت است که با حذف عملی حمایت های اجتماعی برای بار دوم گلیم را از زیر پای مردم زحمتکش بیرون بکشد، بار اول زمانی است که امکان زیستن از طریق اشتغال را بر روی آنها بسته است؛ و تازه بتواند به عنوان ناجی جامعه هم ظاهر شود. بحث داغ حذف یارانه بخشی از جمعیت در ایران نشانه برکات بیشمار یارانه برای دولت است. روز نیست که خبری مربوط به یارانه در راس اخبار قرار نگیرد.
بازی با اعداد
هزینه یارانه برای دولت چقدر است؟ پاسخ به این سوال شما را به تماشای ابعاد باور نکردنی از یک نمایش، از یک هیاهوی بی پایه در مورد "هزینه یارانه بر دوش خزانه ملی" رهنمون میگردد.
قدر مسلم اینست که حداکثر هفتاد و شش میلیون نفر در لیست دریافت کننده ثبت شده است. یارانه پرداخت شده با احتساب 45 هزار تومان برای هر خانواده، رقم پنجاه هزار میلیارد تومان در سال در بودجه محاسبه گشته است . بدون وارد شدن به قضاوت در مورد کم یا زیاد بودن این رقم برای مسئولیت دولت در قبال زندگی اکثریت بزرگ مردم، اما، باید با مراجعه به قانون یارانه ها بخاطر آورد که منبع تامین یارانه ها جیب خود مردم است. دو سند برای روشن کردن موضوع کاملا گویا است.
سند اول: مطابق گزارش کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در بررسی تخلفات اجرای یارانه ها در سال 92 که از زبان غلامرضا کاتب در تاریخ هجدهم خرداد امسال منتشر شده است:
طبق بند 80 ماده واحده بودجه سال 92 درآمد حاصل از اجرای هدفمندی یارانه ها 500 هزار میلیارد ریال پیش بینی شده که 388 هزار میلیارد ریال آن قرار بود از اصلاح قیمت حامل های انرژی به دست بیاید و مبلغ 112 هزار میلیارد ریال از بودجه عمومی دولت (یارانه نان و برق و سایر کالا و خدمات) تامین شود.
طبق تفریغ صورت گرفته 431 هزار و 134 میلیارد ریال معادل 86 درصد از درآمدها محقق شده که 317 هزار میلیارد ریال آن از محل افزایش قیمت حامل های انرژی 112 هزار میلیارد ریال آن از بودجه عمومی دولت ( یارانه نان و برق) و 2000 و 81 میلیارد ریال از محل مانده وجوه انتقال یافته از سال 91 تامین شده است. ... همچنین در بخش مصارف قرار بوده تا مبلغ 410 هزار میلیارد ریال به منظور اجرای ماده 7 قانون هدفمندی پرداخت یارانه به سرپرست خانوار هزینه شود که 420 هزار میلیارد ریال پرداخت شده و این یعنی مبلغ 10 هزار و 75 میلیارد ریال مازاد بر سقف تعیین شده یارانه پرداخت شده است.
همچنین قرار بود 40 هزار میلیارد ریال برای اجرای مواد 8 و 11 هدفمندی ( حمایت از تولید و صنعت ) پرداخت شود، اما تنها 180 میلیارد ریال در اجرای ماده 8 قانون هدفمندی پرداخت شده ... وی در پایان با اشاره به پیش بینی بند ب ماده 34 قانون برنامه پنجم برای اختصاص 50 هزار میلیارد ریال به بخش سلامت نیز گفت که در این زمینه در سال 92 هیچ مبلغی تخصیص نیافته است. (1)
به این ترتیب:
1. هشتاد و شش درصد از هزینه یارانه ها با گران شدن بنزین و سوخت و بعلاوه با برداشتن سوبسیدها و گرانی نان و برق و سایر کالاها از جیب خود مردم تامین شده است.
2. تا آنجا که به پرداخت یارانه به سرپرست خانواده ها مربوط باشد میزان "تخلف" تنها ده هزار میلیارد ریال را شامل شده است.
3. حذف سوبسیدها برای دولت رسما یک محل درآمد به حساب می آید که بخش مهمی قرار است صرف حمایت از تولید ( یا همان اعانه های دولتی به کارخانه داران) گردد. بخش دیگری نیز میبایست صرف بخش سلامت گردد، که عدم اجرا آن، کمیسیون مجلس را بر آشفته ساخته است.
سند دوم: باز هم مصوبه کمیسیون بودجه و برنامه مجلس در رابطه با یارانه ها در سال 1394 دولت است. این مصوبه گرچه حجم منابع حاصل از اصلاح قیمت‌ها را همان 48 هزارمیلیارد تومان پیشنهادی دولت تصویب کرد، اما منابع تخصیص داده شده برای یارانه نقدی را از 42 هزار میلیارد تومان به 37 هزار میلیارد تومان کاهش داد. بنابراین از حجم اعتبارات یارانه نقدی در سال آینده 5 هزار میلیارد تومان کاسته شد و دولت باید این کاهش منابع را از محل حذف مشمولان جبران کند. به این ترتیب 9 میلیون نفر باید از پوشش دریافت یارانه نقدی خارج شوند. کمیسیون تلفیق، خط تشخیص حذف مشمولان یارانه نقدی را مرز درآمدی دو میلیون و 500 هزار تومان تعیین کرده است. در کنار این مسیر جدید، کمیسیون تلفیق ‌بندی را در مصوبه گنجانده که به دولت این امکان را می‌دهد به‌جای انتخاب راه جایگزین، روش کنونی را ادامه دهد. این مصوبه به دولت اجازه جابه‌جایی 10 درصدی در این بخش را داده است. بر اساس این مجوز، اگر دولت به رقم 37 هزار میلیارد تومان کنونی 10 درصد اضافه کند، میزان اعتبارات یارانه نقدی در سال آینده به سطح سال جاری می‌رسد و نیازی به حذف افراد مشمول نیست. در صورت نهایی شدن مصوبه کنونی، این دولت خواهد بود که مسیر پرداخت یارانه نقدی در سال آینده را مشخص می‌کند.
براساس مصوبه جدید این کمیسیون معادل 5 هزار میلیارد تومان برای «تولید»، «حمل‌ونقل عمومی»، «بهینه‌سازی مصرف انرژی»، «واحدهای تولیدی»، «خدماتی و مسکونی»، 8/4 هزار میلیارد تومان نیز در بخش «بهداشت و درمان» و 2/1 هزار میلیارد تومان نیز در بخش «تسهیلات مسکن» (برای خانوارهای آسیب‌پذیر روستایی، مسکن مهر، سکونتگاه‌های حاشیه شهرها و ساماندهی مسکن بافت فرسوده) هزینه خواهد شد. همچنین کل میزان پرداخت (هزینه) یارانه نقدی و غیرنقدی در سال آینده 37 هزار میلیارد تومان اعلام شده است. در بخش دیگر نیز، صددرصد منابع حاصل از افزایش قیمت برق در سال‌های 93 و 94 تا مبلغ 7 هزار میلیارد تومان به حساب خاصی نزد خزانه‌داری کل کشور واریز و براساس مفاد ماده 8 قانون هدفمندکردن یارانه‌ها به صنعت برق اختصاص می‌یابد. (2)
به این ترتیب:
1. دولت و مجلس دست کم پنجاه هزار میلیارد تومان را از طریق گرانتر کردن بنزین و سوخت و بعلاوه با برداشتن سوبسیدها و گرانی نان و برق و سایر کالاها از جیب مردم خواهند دزدید.
2. با حذف بخشی از جمعیت یارانه گیر دولت باید از درآمد ذکر شده بودجه لازم برای سایر طرحها را هم تامین نماید. مهمترین مورد اینست که پروژه های حمایتی در زمینه بهداشت و مسکن برای مردم فقیر منوط به موفقیت در کسب این "درآمد" است.
بازی با "بینوایان"
"بینوایان" تصویری است که دولت از دهها میلیون جمعیت مردم زحمتکش آن جامعه بدست می دهد. مردمی که چشم به دست دولت دوخته اند و دست بردار نیستند. این بینوایان تنبل، پر توقع و درست نشدنی هستند. در مقابل دولتی قرار دارد که گویا از کوته بینی بینوایان کلافه است. این دولت اقتصاد دان و دوراندیش است. اما از یکسره کردن مساله یارانه ها آشکارا پرهیز دارد. در عوض یارانه حربه ای است که روزمره با موضوع "بازی" کند. بیائید انبوهی از شل کن، سفت کن های هر روزه بر سر گرانی نان و برق و سوخت، انبوهی از اطلاعیه ها و اخبار حاشیه پرداخت و یا تاخیر در پرداخت یارانه ها را از دستور مقامات خارج کنیم. چه چیزی برای این دولت باقی می ماند؟!
حذف سوبسیدها تعرض به معیشت مردم زحمتکش و فقیر را هدف قرار داده بود. در عرض مدت چهار سال در این هدف موفق بوده است. این پیروزی برای دولت و طبقه سرمایه در ایران "اعجاب آور"، و با توجه به غیاب تشنّجات اعتراضی، یک هدیه آسمانی بود. به معنا و دامنه واقعی "پیروزی" باز خواهیم گشت، اما جنبه های اصلی تحولی که صورت گرفته است را باید شناخت.
اولا: سوبسیدها در واقع ارزان نگاه داشتن بخشی از اقلام نیازهای روزمره، در ارزان نگاه داشتن قیمت نیروی کار معنی داشت. این سوبسیدها، نه خواست رفاهی- طبقاتی کارگران بود و نه عملا بخش قابل توجهی از نیازهای زندگی آنها را می پوشاند. سیاست یارانه ها قبل از هر چیز مسئولیت دولت در قبال تامین نیازهای پایه ای مردم را از صحنه حذف کرد. در مقایسه با خصوصی سازی مدارس و یا حتی خصوصی سازی خدمات درمانی، حذف سوبسیدها تاثیر مستقیم تری بر زندگی توده بسیار وسیع مردم زحمتکش بر جا میگذاشت. تنها تامین نان برای نیمه جمعیت کل کشور که زیر خط فقر دست و پا میزدند، یک کابوس مرگ از گرسنگی را به همراه داشت.
ثانیا: بیلان اقتصادی دولت در پیشرفت اهداف سیاست یارانه مصوب سال 1388 بسیار "درخشان" است. به نقل از کمیسیون بودجه دولت دیدیم که سه سال بعدتر هشتاد و پنج درصد از هزینه سوبسیدها از جیب خود مردم (به این نیز در ادامه باز خواهیم گشت) تامین شده است.
ثالثا: مهمترین شاخص در موفقیت سیاست یارانه ها در زمینه سیاسی – طبقاتی آن است. هدف اصلی از سیاست یارانه ها حذف آنچه که وظیفه دولت در قبال تامین مایحتاج زندگی مردم نامیده میشد، بود. امروز دولت و مجلس و تمام ابواب جمعی رسانه ای آنها در این میدان مانور میدهند. آنچه زمانی حق مردم خوانده میشد، امروز به عنوان سر بار بر "بودجه منافع عمومی" تخطئه میشود. تعرض به نان سفره مردم که تا دیروز میتوانست دولت را با مخاطره روبرو سازد، امروز به عنوان کاردانی و دلسوزی و عاقبت اندیشی برای قربانیان مستقیم آنها مورد ستایش قرار میگیرد.
یارانه ها و بخصوص در قالب "هدفمند سازی" منشاء یک تعرض اخلاقی به مفهوم انسانی در آن جامعه است. اینرا باید بعنوان تجلی بارز لجنزار حاصل از تعرض بورژوازی به شرافت و حرمت کارگری در تاریخ معاصر ثبت کرد. در ظاهر امر در ایران امروز با عمیق ترین شکاف طبقاتی، با یک دستگاه عظیم امنیتی و مذهبی و دولتی که همگی از بودجه عمومی ارتزاق میکنند، پیدا کردن لیست افراد با درآمد بالای دو و نیم میلیون تومان در ماه شدنی بنظر نمیرسد! اما در این میان بازی مستهجن با یارانه بگیران مستحق، زنان سرپرست خانواده، کارگران بیکار و ... ادامه دارد. یارانه ها میدان تصویر "بی نوایان تحت پوشش مهربانی دولت و مجلس" است که با افتخار فراوان هر ماه یکبار جل و پلاس بحث در مورد "مسئولیت شهروندان در تامین زندگی خویش" و ضرورت "غربال کردن افراد متقلّب" را در محضر افکار عمومی پهن کند.
معیشت، اما از سنگر طبقاتی کارگری
زندگی برای بخش عظیم جامعه در ایران غرق در نکبت و فلاکت است. دلیل اساسی آن نظامی است که در آن دست میلیونها نفر انسان آماده و تشنه بکار از هر گونه اشتغال کوتاه است، و بخش اساسی شاغلین آن علیرغم تحمل شرایط بغایت دشوار، اما دستمزدهای ناچیز به گرد پای گرانی و تورم نمیرسد. این جامعه هنوز وارد جنگ بر سر معیشت نشده است. طبقه کارگر در ایران جز اعتراضات پراکنده صفوف خود را برای دفاع از معیشت بسیج نکرده است. به این معنا اطلاق "پیروزی" به سیاست یارانه ها کاملا بی مورد است. اما شکل گیری یک جنبش اعتراضی طبقه کارگر بدون تصفیه حساب با پدیده یارانه ها نیز نمیتواند قابل تصور باشد. برای یک فعال کارگری، یارانه ها میتواند منبع و فرصت مغتنمی برای روشنگری طبقاتی و بسیج مبارزاتی در راه دفاع از معیشت شایسته باشد.
اول: حکومت، دولت و مجلس و همه دستگاه حکومتی، به عنوان حافظ منافع سرمایه خود بانی و سر منشاء فقر و نابرابری و نیازهای پایه ای بخش اصلی مردم است. دولتی که با قوانین کار و ارگانهای مربوطه زمینه اخراج و دستمزد نازل را فراهم میاورد، تبعیض علیه زنان اساس قانون آنرا تشکیل میدهد، بانک مرکزی و اهرمهای اقتصادی را بر اساس نرخ سود سرمایه رصد میکند؛ نمیتواند مرجع امید برای کارگر قرار گیرد.
دوم: هدفمندی یارانه ها حتی اگر با شناسایی تمام ثروتمندان همراه باشد، یک سر سوزن به عدالت ربطی نخواهد داشت. دولت و متخصصان اقتصادی شان با ارجاع به معیارهایی مثل "کسانی که به خارج رفته" تنها خود را مسخره میکنند. کمترین سطح عدالت اجتماعی منطقی و قابل قبول نه فقط از زاویه کارگری بلکه از زاویه بورژوایی نیز، حکم میکند که مالیاتهای مستقیم بر درآمد و دارایی طبقه سرمایه دار را وادار ساخت بار سنگین رفاه اجتماعی را به عهده بگیرد. این کاری است که دولت در ایران میتواند و باید فورا به اجرا درآورد، همان کاری که بشدت از آن استنکاف میکند، و پروژه پر خرج یارانه ها قرار است عصای دست دولت در این استنکاف باشد.
سوم: یارانه ها بستر یک عفونت اخلاقی و اجتماعی است که رسما و قانوناً، کاملا دلبخواهی و صرفا بر اساس حساب و کتابهای ارگانهای دولتی، بخشهای پایینی جامعه را به عنوان "سربار" انگشت نشان میکند. دولت تا همین جا با قرار دادن بخشهای مختلف کارگری، بیکاران در مقابل شاغلین، صاحب مسکن یا اجاره نشینان، زنان خانه نشین و یا شاغل و امثال آن در میزان حقانیت در دریافت یارانه ها از این برگ استفاده برده است.
چهارم: تورم و گرانی از ابزارهای شناخته شده دولت (باز به معنای عمومی حکومت) در خنثی کردن اثرات هر گونه افزایش دستمزد و یا دریافتی کارگران و مردم زحمتکش بوده اند. یارانه ها، در هر سطحی که باشد، عرصه جدیدی برای دزدی دولت از توان خرید مردم از طریق قیمت های ارزی است. این همان کاری است که مجلس دست دولت را در تامین مالی هزینه یارانه ها کاملا باز گذاشته است. به این معنا شمشیر زدن در راه افزایش یارانه ها تنها کوبیدن آب در هاون است. در مورد مشخص یارانه ها بنا به اعتراف مسعود نیلی مشاور اقتصادی رییس جمهور "ارزش یارانه 45 هزار و 500 تومانی به 19 هزار تومان هم نمی رسد". (3)
دستمزدها و بیمه بیکاری
تامین رفاهیات عمومی، در بهترین کیفیت ممکن و بطور مجانی و در اختیار همه شهروندان (و حتی همه ساکنین جامعه، برای اینکه نتوان کارگران مهاجر را از آن محروم ساخت) پایه ای ترین خواست طبقه کارگر است. بر مبنای چنین خواستی است که مطالبات پایه ای دیگر – افزایش دستمزدها و بیمه بیکاری- میتواند بطور واقعی و کامل معنا پیدا کند. اما طبقه کارگر شرایط مبارزه را به تنهایی رقم نمیزند. سوبسیدها انتخاب طبقه کارگر نبود. اما بدون شک تحت فشار طبقه کارگر شکل گرفت و همزمان کجراهی را در راه مبارزه هدفمند او ایجاد میکرد. در تشابه با سوبسیدها، یارانه ها مهر فشار طبقه کارگر را بر خود دارد. اما ضربات آن بمراتب بر منافع فوری طبقه کارگر و مبارزات آتی طبقه مهلک تر است. کافی است بخاطر بسپاریم با اولین نشانه های عروج اعتراضات کارگری، یارانه ها با تمام قامت توسط دولت برای فریب و ایجاد شکاف در میان صفوف کارگران قد علم خواهد کرد.
افشای همه جانبه فلسفه و کارکرد سیاست "هدفمندی یارانه" ها یک عرصهگریز ناپذیر از مبارزه بر علیه فلاکت موجود است و بستن دست دولت و بورژوازی ایران در تبلیغات پر تعفن "حذف افراد نا مستحق" یک گام فوری در این راه می باشد.
مصطفی اسدپور
هشتم اوت 2015
**********
(1) بهار نیوز، 19 خرداد 1394، http://www.baharnews.ir/vdcjateo.uqey8zsffu.html

(2) روزنامه دنیای اقتصاد - شماره ۳۴۱۲ تاریخ چاپ: ۱۳۹۳/۱۱/۱۵

(3) بهار نیوز، 17 خرداد 1394، http://www.baharnews.ir/vdcgwq97.ak9zn4prra.html