كشمكش يارانه ها ميان جمهورى اسلامى از يك طرف و كارگر و مردم زحمتكش از طرف ديگر يك نبرد قديمى اما در يك صف آرايى جديد است. يك معيشت قابل قبول و شايسته يك خواست برحق مردم و يك وظيفه مسلم حكومت است. حمله امروز جمهورى اسلامى يك حمله گستاخانه است. هيچ چيز طبيعى تر از اعتراض گسترده و فورى به دولت نيست.

***

روز ٢٨ آذرماه طرح هدفمند كردن يارانه ها به اجرا درآمد. در طول يك هفته عصاره اين طرح٬ بازى با قيمتها٬ بازى با زندگى مردم زحمتكش به شكل تمام عيار خود را بنمايش گذاشته است. از همان آغاز شريانهاى اصلى حيات مردم زير ضرب قرار گرفتند. از صبح اين روز  بنزين٬ نان٬ آب و برق بيكباره چند برابر گرانتر شد. از اين پس٬ يارانه ها و سرنوشت آن از يك مبحث پر از جنجال به واقعيت روزمره زندگى گره خورد. تا همينجا و مطابق آمار رسمى٬ سهم بخش اصلى مردم از سوبسيدهاى "سخاوتمندانه" دولت چيزى بيشتر از خط فقر نبود. در عرض همين چند روز جاى ترديدى باقى نمانده است كه يارانه هاى موعود قرار نيست كه حتى همان سطح نازل زندگى تاكنونى را حفظ كند. قرار بود عدالت و رفاه بياورند٬ حرف امروز مقامات روشن است: كمتر بخوريد٬ كمتر مصرف كنيد٬ تحمل كنيد و منتطر باشيد! و اين تازه آغاز راه است.

در پانويس يكى از رسانه ها از جانب يك ساكن شهر تهران و بعنوان نمونه اى از خروارها اعتراض جارى ميخوانيم:

دولت ٤٠٠٠ تومان يارانه نان براى هر نفر در ماه داده است. با توجه به قيمت ١٢٠ تومان براى ارزانترين نان يعنى تافتون٬ و مصرف هر فرد دست كم سه عدد در روز و هزينه  ١٠٨٠٠ تومان در ماه٬ آيا بنظر شما ميشود نان خريد؟

همين سوال و اعتراض را بايد و ميتوان در قبضهاى آتى مصرف برق و آب تعقيب كرد. از همه مهمتر گرانى شديد در سوخت اتوموبيلهاست. وسايل حمل و نقل عمومى در همان روز اول دست كم ٢٠ درصد افزايش قيمت را اعلام داشت٬ پديده اى كه به همه توليدات و خطوط حمل و نقل و در نتيجه قيمت كالاهاى مصرفى تسرى خواهد يافت.  با شروع طرح يارانه ها سيكل جديدى در تعيين قيمت همه توليدات و امكانات اجتماعى و از جمله مسكن آغاز شده است كه هيچ كس جرات و مجال تعيين تقريبى  مرزهاى آنرا هم ندارد. وعده هاى شارلاتانهاى حكومتى و به همان نسبت اطمينان دادن در كنترل قيمتها همه و همه پوچ است. امروز همه٬ خود مقامات و دست اندركاران و از طرف  ديگر خود مردم  با نگرانى در انتظارند٬ خيره مانده اند تا توازن بهر حال قابل اعتمادى در بازار و قيمتها خود را نشان دهد. تا همينجا مكانيسم بازار بخش مهمى از نيازها و امكانات رفاهى را از دسترس بخش اصلى جامعه بدور نگه داشته بود. به اين دليل ساده كه پول و وسع كافى نداشته اند. بخش مهمى از اين محروميتها عرصه هاى حياتى زندگى را دربرميگرفته است. خوراك مناسبَ، مسكن، تفريح و فراغت و لذت از زندگى سرشان را بخورد، با  طرح يارانه ها، سيرى آغاز شده است كه مردم زحمتكش نخواهند توانست به پركردن شكم خود از نان، به آب آشاميدنى و گرماى و سوخت لازم در همان حد نازل و جيره بندى شده تاكنونى مطمئن باشند.

با آغاز اجراى طرح يارانه ها عينا بر طبق نقشه قبلى بيكباره دولت از هرگونه وظيفه در مقابل تامين زندگى مردم شانه خالى كرده است. چنين وظيفه اى براى دولت يك توهم و يك سوء تفاهم بود. يك مزاحم، يك انتظار خودساخته و بيجا از طرف مردم كه دولت آخرين خشتهاى آنرا با لگد به هوا پرتاب كرده است. سرمستى از سر و روى حكومت و حواشى آن ميبارد. مسابقه شيادى و مزخرف گويى از طرف وزرا تا نمايندگان رنگارنگ مجلس،  امام تا نمايندگان محترم بخش خصوصى سرمايه همه با هم، درباره "آينده و شكوفايى در راه"  تمامى ندارد. اما همه متفق القول هستند كه يارانه پرداختى قرار نيست پاسخگوى نياز مردم در مقابل قيمتهاى افسارگسيخته باشد. عمله و اكره دولتی سر هر گذر بلندگو بدست گرفته اند: همه مردم بايد پنبه از گوش خود خارج كنند؛ قيمت نان و بنزين و برق و آب را از اين پس عامل بازار تعيين ميكند. يارانه ها هم هديه اى از جانب دولت است كه بر اساس انواع محاسبات و مصلحتهاى  دولت گاه بگاه و بطور نوبتى و تا اطلاع ثانوى در دسترس قرار خواهد گرفت. تكليف مردم به پاى خودشان است، و يا بنقل از يك شهروند تهرانى، اگر خواستند ميتوانند سرشان را بگذارند و بميرند!

طرح يارانه ها رسما و عملا يك بازى با حيات و معيشت مردم در پايه اى ترين سطح آنست. گذشت چند روز كافى بوده است كه همه حواشى مربوط به هدفمند ساختن يارانه ها "در دفاع از دهكهاى پايين جامعه" را به زباله دانى بريزد. در جامعه اى كه نه اشتغال خبرى هست و نه از بيمه بيكارى، در جامعه اى كه  نه از تامين اجتماعى خبرى هست و نه دولت و مسئولين عهده دار عواقب سياستهايشان  هستند، در جامعه اى كه مردم از كمترین اختيارى در اداره و كنترل دولت و حكومت و زندگى و توليد برخوردارند؛ بازى سخيف تر ديگرى  با زندگى مردم را نميتوان شكل داد. اين يك جنايت است كه در تكميل صحنه يكى پس از ديگرى مقامات حكومت عاليه به ريش مردم ميخندند: معاون اول رياست جمهورى قيمت جديد نان را درس جلوگيرى از اسراف و بد عادتى مردم در مصرف نان و عاملى جهت تغيير فرهنگ تغذيه در ميان مردم  لقب داد! وزير بازرگانى به مردم اندرز داد خردمندى بخرج دهند و پول يارانه را در صندوق  پس انداز بانكها نگه دارند و يا در بورس سرمايه گزارى نمايند! مشاور اقتصادى دولت محاسبه فرمودند افزايش قيمت بنزين فقط براى خانواده هايى محسوس خواهد بود كه بيش از دو اتوموبيل را در گاراژ خانه خود جا داده اند. و خامنه ا ى يارانه ها را هديه دولت به مردم لقب داد و به نمايندگى از الله با فتواى خود اين پول را پرداخت خمس معاف فرمود!

در ميان بهبوهه اجراى طرح يارانه ها تحرك عظيم در صف حكومت و ابواب جمعى سرمايه و بازار و كارخانجات بشدت خيره كننده است. آرزوى قلبى اين جماعت به تحقق رسيده است. بلاخره  ارابه جنگى اين جماعت به سمت توليد و ساختار جامعه مطابق نقشه آنها بحركت درآمده است. نيشها تا بناگوش باز است. دست هايشان را بهم ميمالند. پر از اميد و شوق اند. هيچگاه اردوى سرمايه و دواير صنعت و اقتصاد و ماليه در اين مملكت اينقدر بلبل زبان و بلند پرواز نبوده اند. صفوف طبقه حاكم و رژيم اسلاميشان در ايران حامل شكافهاى بزرگى است. احمدنژاد نه چهره قابل و نه چهره محبوبى در اين صفوف و شكافها بحساب نميايد. اما اين آدم هذيان گو، امروز و با اجراى طرح يارانه ها بطرز اعجاز آميزى، يك تنه و در وراى همه انتظارات و ترديدها،  در راس غافله قرار گرفته است.  نفسها در سينه حبس شده است كه چگونه دولت خواهد توانست طرحى را كه بارها در كريدورهاى مجلس و دواير امنيت ملى و بدنبال "زمان مناسب" و "شيب باندازه كافى ملايم" نشخوار ميگشت را بطور ضربتى به مرحله عمل درآورده است. مخالفان و منتقدين نگرانند، ناخن ميجوند اما همگى در دفاع از دولت سنگ تمام ميگذارند.

در اين ترديدى نيست كه جامعه ايران در آستانه يك چرخش بزرگ قرار گرفته است، اقتصاد بعمناى وسيعتر كلمه و مشخصا چشم انداز تامين زندگى مردم زحمتكش در مركز اين چرخش است. در پس همه ژستها و فرامايشات صد من يك غاز اقتصادى حكومت و اعوان و انصار دولتى و غير دولتى ستون فقرات طرح جارى بر روى دستگاه سركوب رژيم متكى است. در روز روشن نان  از سفره مردم قاپ زده ميشود و از آنها خواسته ميشود كه خفه خون بگيرند و بپذيرند، به همين سادگى! عقل ساده براى هر شهروند شريف و زحمتكش حكم ميكند كه چگونه است براى همه چيز خزانه دولتى گشاد است اما پول براى نان كسرى ميايد؟ چگونه است كه همه قيمتها قرار است آزادانه و از طرف صاحبانشان تعيين شود، اما كارگر و كاركن از كمترين اختيارى و امكانى براى تعيين دستمزد و شرايط كار خود برخوردار نيست؟ چگونه است كه اعتصاب و تشكل و هرگونه اظهار وجود طرف حساب اصلى در  طرح يارانه ها جرم و ممنوع است و با زندان و شكنجه پاسخ ميگيرد؟

كشمكش يارانه ها ميان جمهورى اسلامى از يك طرف و كارگر و مردم زحمتكش از طرف ديگر يك نبرد قديمى اما در يك صف آرايى جديد است. يك معيشت قابل قبول و شايسته يك خواست برحق مردم و يك وظيفه مسلم حكومت است. حمله امروز جمهورى اسلامى يك حمله وحشيانه و گستاخانه است. هيچ چيز طبيعى تر از اعتراض گسترده و فورى به رژيم نيست. جامعه ايران آبستن اعتراض و طغيان بر عليه مسببان فقر و باز هم فقر و تباهى يست. اين رژيم، سى سال  حكومت مخوف سركوبگر اسلامى اش را، جنگ اش را، بحران اقتصادى اش را، سوداهاى منطقه اى اش را، يك نظام انگل سرمايه دارانه اش را بر دوش تباهى و بهره كشى از ميليونها كارگر و مردم زحمتكش سوار كرده است. امروز روياى بكاراندازى چرخ توليد بحران زده  بردوش نسل ديگرى از طبقه كارگر را در سر ميپروراند. بايد در مقابل اين جانوران سد بست. براى كارگر اشتباه است كه سنگر مقاومت و عصيان خود را حول يارانه ها شكل دهد. بازگشت به گذشته، يارانه كمتر يا بيشتر دست تعرض جمهورى اسلامى را كوتاه نخواهد كرد.  طبقه كارگر در ايران در مقابل شرايط بسيار مساعدى قرار گرفته است كه ميتواند خواستهاى فورى خود مبنى بر افزايش فورى دستمزدها و پرداخت بيمه بيكارى به همه شهروندان با راى مستقيم و آزاد تشكلهاى كارگرى را به هسته اصلى پرچم اعتراض عمومى عليه جمهورى اسلامى تبديل كند. رژيم ميتواند فضاى اعتراضى  را نديده بگيرد و به بيراهه ببرد. رژيم ميتواند عصيانها را منزوى و سركوب كند. اما با اولين موج اعتراضات بهم بافته و با خواستهاى روشن مردم تشتت و شكافها و پوشالى بودن جمهورى اسلامى را بچشم خود خواهند ديد.

جدال بر سر يارانه ها تازه آغاز شده است. كارگر و مردم زحمتكش چاره اى بجز صف آرايى و مقاومت ندارند. اين لقمه در گلوى جمهورى اسلامى گير خواهد كرد.