هسته اصلى اين سياست در رابطه با افغانستانيها در اين خلاصه شده است كه با حذف سوبسيدها و گرانى مايحتاج اصلى، زندگى را براى آنها غير ممكن خواهد ساخت. وعده هاى مقامات رژيم گوياى اين بوده است كه  با اجراى موفق اين طرح "عزيزان افغانستانى ميتوانند گورشان را گم كنند!" رنگ تند هميشگى فاشيستى مقامات رژيم نسبت به مهاجرين افغانستانى بجاى خود، اما  كارگر ايرانى چاره اى ندارد جز اينكه از زاويه دفاع و همسرنوشتى طبقاتى با كارگران افغانستانى تكليف خود را با سياست يارانه ها روشن كند

جنگ بر سر یارانه برای کارگران یک سم، جنگ در زمین دشمن، و محتوم به شکست است. طبقه کارگر خواهان گسترده ترین رفاهیات عمومی برای همه جامعه است. پایان دادن به نمایش مسخره "هدفمندی یارانه ها"، یکی از مهمترین پیش شرطهای شکل گیری جنبش سراسری و قوی بر سر افزایش دستمزدها و بیمه بیکاری همگانی است.

با حذف سوبسیدها یک رویای بزرگ کل طبقه سرمایه داری ایران به تحقق رسید. برای این نبرد موعود سالها این پا و آن پا کرده بودند. سالها ناخن جویده بودند. در پروسه اجرای یارانه ها پیش بینی شورشها و تلاطمهای بزرگ گنجانده شده بود. این طرح با بمباران عظیم تبلیغی علیه مردم صورت گرفت.

تلاش براى توجهيه و تطهير پديده سوبسيدها در ايران را نبايد از قلم انداخت. احمدنژاد همه انبان مستضعف پناهى رژيم خود٬ همه هنر تحسين برانگيز پوپوليستى خود را بكار انداخت٬ او ريسك افشا و رسوا سازى بخشى از حكومت خود در قالب "آقازاده ها" را بجان خريد. خيل بزرگترى از آكادميسينها و ژورناليستهاى اقتصاد دان در گذرا بودن يك دوره سخت و در عوض چشم انداز رشد و اشتغال از خود مايه گذاشتند. اما واقعيت همه رشته هاى اين جماعت را بسرعت پنبه كرد.

بلاخره باید کسی این بحرالعلومهای وطنی را از "خواب" بیدار کند. دورانی که سرمایه داری خود را و قوانین خود را سیر لایزال و علمی جوامع قلمداد میکرد بسر رسیده است. هوش سرشاری لازم نیست که تشخیص داد تورم، گرانی و بیکاری از مکانیسمهای عامدانه سرمایه داری برای حفظ سود و به قیمت خانه خرابی کارگر است. این مکانیسمها مسئول و مجری دارند و در خدمت منافع کسان و بخش معینی از جامعه عمل کرده اند.

كشمكش يارانه ها ميان جمهورى اسلامى از يك طرف و كارگر و مردم زحمتكش از طرف ديگر يك نبرد قديمى اما در يك صف آرايى جديد است. يك معيشت قابل قبول و شايسته يك خواست برحق مردم و يك وظيفه مسلم حكومت است. حمله امروز جمهورى اسلامى يك حمله گستاخانه است. هيچ چيز طبيعى تر از اعتراض گسترده و فورى به دولت نيست.

دولت جمهورى اسلامى در اجراى بزرگترين طرح اقتصادى حيات خود، تنگناى بزرگى را در مقابل زندگى بخش اصلى مردم در آن جامعه قرار ميدهد. جوهره اين طرح ربطى به دفاع هدفمند دولت از مردم محروم در مقابل آقازاده ها و بالاشهرى ها ندارد. مساله شانه خالى كردن دولت در مقابل مسئوليت خود در تامين زندگى مردم است، با اجراى اين طرح مردم زحمتكش بجاى ادعا و انتظار طبيعى از دولت براى تامين مايحتاج خود، بايد اميدوار باشند كه "صدقه" واريز شده دولتى بعنوان يارانه هدفمند چقدر در دنياى واقعى به نيازهايشان پاسخ خواهد داد.