اتحاد علیه بیکاری یک تشکل کارگری است اما  سندیکا و اتحادیه نیست. سازمان و حزب نیست. عضو و هوادار و مهر و سلسله مراتب ندارد. اما این حرکت برای ایجاد تشکل است که مهمترین خصوصیات ان در دو چیز خلاصه میشود: اولا همه کارگران و ساکنین کارخانه و یا محله فعالیت خود را شامل میشود و ثانیا موجودیت آن علنی است.

پیش به سوی تشکیل  اتحاد علیه بیکاری در محلات و مراکز کارگری!

هدف ما بسیج گسترده طبقه کارگر و مردم زحمتکش برای ایجاد واحدهای اتحاد علیه بیکاری در سراسر ایران است. این هدف و نقشه راه آن بسیار ساده است:

در همه محلات و مراکز کارگری به همت و ابتکار چند نفر از فعالین و دلسوزان این امر شروع به کار و موجودیت واحد اتحاد علیه بیکاری اعلام میشود. همین و بس!

اتحاد علیه بیکاری یک تشکل کارگری است اما  سندیکا و اتحادیه نیست. سازمان و حزب نیست. عضو و هوادار و مهر و سلسله مراتب ندارد. اما این حرکت برای ایجاد تشکل است که مهمترین خصوصیات ان در دو چیز خلاصه میشود: اولا همه کارگران و ساکنین کارخانه و یا محله فعالیت خود را شامل میشود و ثانیا موجودیت آن علنی است. در هر محله میشود حضور فعالیت و فعالین اتحاد علیه بیکاری را لمس کرد و سراغ گرفت. سهیم شدن در این فعالیت از طریق مجمع عمومی محل مربوطه بلافاصله و مستقیما در دسترس و شدنی است.

آیا این شدنی است؟ آیا دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی اجازه سر بر آوردن و ادامه کار این واحد ها را خواهد داد؟

اما چه کسی گفته که ایجاد یک تشکل علنی حتما مستلزم اجازه دولت است؟ برای یک سندیکا و یک اتحادیه که میخواهد به نمایندگی از جانب  کارگران با دولت و کارفرمایان مذاکره کند، چانه بزند، معامله کند و به بازی گرفته شود،   صد البته بسیار حیاتی است که از جانب طرف حساب مربوطه برسمیت شناخته شود. برای ما در اتحاد علیه بیکاری برسمیت شناخته شدن و کسب اجازه دولت این اهمیت را ندارد.

آنچه برای ما در اتحاد کارگری مقدم بر هر چیز مهم است نفس وجود تشکلی است که به اراده توده کارگران وحدت ببخشد و آنانرا از تفرقه و انفراد در مقابل دشمنانشان بیرون بیاورد. ما به خوبی به عمق دشمنی دولت و کارفرمایان با هر حرکت تا چه برسد به تشکل که ظرف اتحاد و آگاهی کارگران باش بخوبی واقفیم. اما وقتی از عملی بودن ایجاد تشکل حرف میزنیم بروشنی از عملی بودن ایجاد آن توسط کارگران حرف میزنیم و نه از عملی بودن برسمیت شناسی آن از جانب دولت و کارفرمایان در حال حاضر.

دولت دولت است نه آن خدایی که بقول معلم فقه بمجرد اراده کردن امرش حاصل گردد. بین خواستن و توانستن دولت هم – گیریم هر اندازه هم قهار باشد – فاصله ای هست که باید با پراکتیک خویش و در موازنه با قدرت حریف خود پر کند. خیلی چیزها هست که دولت میخواهد اما توان بدست آوردن آنرا ندارد و خیلی چیزها هست که بر خلاف میل دولت به او تحمیل میشود. دولت هیچ اعتصابی را برسمیت نمیشناسد ولی به او تحمیل میشود.  به عبارت دیگر هیچ کس ابدا مجاز نیست عملی بودن یک خواست کارگری را به صرف اینکه دولت با تحقق آن مخالف است منتفی بداند. صحبت بر سر "امکان پذیری" در دل یک کشمکش است که حاصل آنرا نه فقط خواست دو طرف بلکه توانائیشان در تحمیل خواسته ها تعیین میکند.

سوال اینستکه آیا ایجاد یک تشکل علنی کارگری که در موقعیت کنونی بشود وجود آنرا بصورت دوفاکتو به دولت ضد کارگر تحمیل کرد میسر است؟ اگر تشکل مربوطه مجمع عمومی سازمان یافته و منظم در محله و یا در کارخانه باشد پاسخ ما قطعا مثبت است.

به خصوصیات و قابلیتها و نقاط قوت مجمع عمومی و تفاوت اساسی آن در مقایسه با سایر تشکلها مشخصا سندیکاها همینقدر باید گفت که مجمع عمومی بنا به بعریف دربرگیرنده همه کارگران و اعضای خانواده در محل فعالیت خود است. این پر عضو ترین تشکل کارگری است و نمیتواند نماینده اراده کارگران نباشد. این تشکلی است که نمیتواند جز خواسته کارگران را بخواهد، حتی نمیتواند سازش کند بی آنکه خود کارگران سازش کرده باشند. در مجمع عمومی جایی است که در آن عضو هم تصمیم میگیرد و هم مجری تصمیماتی است که خود در اتخاذش مستقیما سهیم بوده است. مهمتر اینکه این تشکل حتی اگر دربرگیرنده کارگران فعلا بیکار باشد، مستقیما با تولید و اساس نظم جامعه سر و کار دارد و هرگز دولت نمیتواند درمقابله با آن بی گدار به آب بزند.   

بع موضوع  مجمع عمومی و چگونگی فعالیت اتحاد علیه بیکاری بیشتر خواهیم پرداخت اما عجالتا و در چهارچوب این نوشته آنچه حیاتی است این است که همه میدانند هیچ چیز به صرف امکان پذیر بودن خود بخود روی نمیدهد. برای شدن کار لازم است. برای اینکه مجمع عمومی از قوه به فعل دربیاید عزم جزم کارگران لازم است. برای اینکه دشمنی دولت را خنثی کرد، برای اینکه کارگران بطور جدی با خواست تشکیل مجمع عمومی بسیج و متحد شوند نیروی محرکه لازم است. برای تشکیل مجمع عمومی و برای اینکه به ابتکار کارگران و برای پیشبرد منافع خود کارگران باشد لازم است نیروی محرکه در محل و از میان کارگران باشد. مثل همیشه این نیروی محرک و بسیج کننده را باید نزد عده ای معدودتر اما مصمم تر از کارگران سراغ گرفت که به ضرورت این کار واقفند و میتوانند دیگران را هم منافع این همبستگی متقابل قانع کنند. صحبت بر سر وجود فعالین جدی مجمع عمومی است برای متحد کردن و متشکل کردن کارگران یک دم آرام نمیگیرند.

معجزه ای در کار نیست، اما برای درک کار غول آسای این فعالین کارگری باید به خاطر آورد به همت این رفقا است که کارگران اینهمه بدبختی و گرفتاری که از آسمان و زمین می بارد، با متحد شدن و در راه پاسخ گویی به مسائل مشترک ربط بدهند و بطور دائم در صدد فراهم کردن امکانات و فرصتی باشند که بتوانند در مجمع عمومی محله یا کارخانه و با یاران همسرنوشت خود، مشترکا راه حلی برای آنها بیاندیشند.

همه هدف و تلاش ما در این نشریه این است که بتوانیم سر پل انتقال و معرفی تجربه این فعال باشیم.