دم زدن از فرهنگ کار برای کارگران ایران اوج گستاخی است. سی سال یک بازار داخلی را در اختیار داشته اند. بیست میلیون کارگر را کت بسته به آستانشان برده اند. انواع حمایتهای دولتی را به قیمت سیه روزی کارگر به گلوی آنها ریخته اند، صدها زندان و هزاران زندانبان در خدمت اینها کارگر نفس کش را از سر راه برداشته است، قانون جنگل را به جای قانون کار برایشان حاکم کرده اند، دیدنی است که چگونه دو قورت و نیم حضرات باقی است.

در جوامع آبرومندتر بورژوایی ایام انتخابات دوره حرفهای مفت، وعده های توخالی، دوره لجام گسیختگی  سیاسی و اخلاقی، دوره های رونق سیرکهای تحقیر مردم و حقوق و ارزشهای آنهاست.  رای و صندوق هست، اما انتخابی در کار نیست.  جمهوری اسلامی رسما و قانونا و عملا خود را از  هر گونه نشانه ای از "آبرو"  در این پروسه معاف اعلام نموده است. همواره و در دوره های انتخابات لین حکومت  مملو از مزخرفات است. رای و احترام به حق انتخاب در صوری ترین وجوه آن پیشکش. هر چه هست اما،  دعوای جناحها واقعی و بغایت  جدی است.

در همین چند سال اخیر صدها بازی با اقتباس از جنگهای صلیبی تا جنگ جهانی، از دشمنیهای میان فرانسه وانگیس، از جنگ سرد تا ماجرای چرنوبیل و از جنگ لنینگراد تا جنگ ویتنام بازار را اشباع کرده است.  صد البته جنگ بر "علیه تروریسم"  را نباید از قلم انداخت. تعداد بازیهای کامپیوتری  با ارجاع به جنگ در افغانستان و عراق، و ارجاع به انواع گروههای من درآوردی و فرضی در خاورمیانه و شمال افریقا از شمار خارج است. و نباید از قلم انداخت، و  ابدا مایه تعجب نیست که  کمونیستها و در اشکال مختلف معمولترین یدک کش فیگور دشمن در این بازیها  تصویر شده اند.