چرا دولت میتواند و بخود اجازه میدهد با تعیین سطح دستمزدها نان گلوی میلیونها نفر کارگر، مسکن و دار و ندارشان را "مصادره" کند، اما در مقابل انبارهای احتکار زالوها دست روی دست میگذارد؟ نه فقط این، انبارها را در مقابل اعتراض مردم نیازمند و گرسنه، اگر لازم باشد با کمال میل با شلیک گلوله محافظت میکند.

خر طبقه کارگر از این پل ها گذشته است. مدتهای مدید است طرف حساب اعتصاب کارگری کسی کمتر از وزیر کار، معاونین ریاست جمهوری و نماینده مستقیم امام مورد قبول واقع نمیشود. در این مصاف جد و جهد ناسیونالیستی ایرانی – اسلامی جز یک حاشیه ملال آور و رقت انگیز بحساب نمی آید.

هیچ درجه از دشمنی و مبارزه با دولت حاکم بر ایران نباید مانع طرد سیاست آشکارا قلدرانه امریکا گردد. جمهوری اسلامی هم باید حق داشته باشد که این عرصه را برای نیازها فنی و تکنیکی خود بیازماید.

دم زدن از فرهنگ کار برای کارگران ایران اوج گستاخی است. سی سال یک بازار داخلی را در اختیار داشته اند. بیست میلیون کارگر را کت بسته به آستانشان برده اند. انواع حمایتهای دولتی را به قیمت سیه روزی کارگر به گلوی آنها ریخته اند، صدها زندان و هزاران زندانبان در خدمت اینها کارگر نفس کش را از سر راه برداشته است، قانون جنگل را به جای قانون کار برایشان حاکم کرده اند، دیدنی است که چگونه دو قورت و نیم حضرات باقی است.

طبقه کارگر در ایران در اولین بارقه های عرض اندام مستقل خود به محکومیت اسرائیل و دفاع از مردم فلسطین پرداخت. این اقدام حاصل خطوط سیاسی جریانات حاکم بر قیام نبود، از مسلمان بودن فلسطینیان یا دشمنی با یهودیان نشات نمیگرفت، این حمایت شرط و شروط مقتضیات بودجه را بر خود نداشت، تاکتیکی برای صدور انقلاب نبود.

در جوامع آبرومندتر بورژوایی ایام انتخابات دوره حرفهای مفت، وعده های توخالی، دوره لجام گسیختگی  سیاسی و اخلاقی، دوره های رونق سیرکهای تحقیر مردم و حقوق و ارزشهای آنهاست.  رای و صندوق هست، اما انتخابی در کار نیست.  جمهوری اسلامی رسما و قانونا و عملا خود را از  هر گونه نشانه ای از "آبرو"  در این پروسه معاف اعلام نموده است. همواره و در دوره های انتخابات لین حکومت  مملو از مزخرفات است. رای و احترام به حق انتخاب در صوری ترین وجوه آن پیشکش. هر چه هست اما،  دعوای جناحها واقعی و بغایت  جدی است.

در قاموس چرخانندگان جامعه گرسنگی دادن کارگر، دستمزدهای پایین، محرومیتهای محلات کارگری جرم نیست، فساد نیست. در قاموس آنها نپرداختن دستمزد کارگران دزدی کارفرما محسوب نمیشود. در دنیای سرمایه داران مسببین این تباهی ها شریف اند، زرنگ هستند، خدمتگزار وطن هستند، نان حلال میخورند، شایسته ستایش اند.

در همین چند سال اخیر صدها بازی با اقتباس از جنگهای صلیبی تا جنگ جهانی، از دشمنیهای میان فرانسه وانگیس، از جنگ سرد تا ماجرای چرنوبیل و از جنگ لنینگراد تا جنگ ویتنام بازار را اشباع کرده است.  صد البته جنگ بر "علیه تروریسم"  را نباید از قلم انداخت. تعداد بازیهای کامپیوتری  با ارجاع به جنگ در افغانستان و عراق، و ارجاع به انواع گروههای من درآوردی و فرضی در خاورمیانه و شمال افریقا از شمار خارج است. و نباید از قلم انداخت، و  ابدا مایه تعجب نیست که  کمونیستها و در اشکال مختلف معمولترین یدک کش فیگور دشمن در این بازیها  تصویر شده اند.