پلاتفرم روحانی و شرکایش یک پلاتفرم قلابی و فریبکارانه است. ذره ای آزادی و بهبود در آن نیست. اما یک پلاتفرم واقعی و عملی است و طبقه سرمایه دار را پشت سر خود دارد. از منظر بورژوازی عجالتا نیازی به جریانات اپوزسیون نیست. این جریانات خدمت خود را با شایستگی و در پروسه تحرکات سبز با یکپارچگی بجا آورده اند.

میشود پرسید آیا شنیده اید که این "برخی" مد نظر رئیس جمهور محترم  شامل بگی نگی یک میلیون کارگر است؟ میشود پرسید آیا  جای  امیدواری هست  که در مورد چهل درصد کارگران زیر خط فقر، بی مسکنی 85 درصد کارگران و هزار و یک درد دیگر،  شما زمانی چیزی "بشنوید" و احتمالا از جناب وزیر کارتان بخواهید اقدامات جدی بعمل بیاورد؟!

 نرخ رشد جمعیت یک معضل واقعی آن جامعه است. جوانب اساسی آن در مباحث و نتیجه گیریهای دولت طبعا و عامدانه غایب است. این عرصه  نباید به دو قطبی رژیم و نیروهای اپوزسیون ضد رژیمی داخلی  و خارجی سپرده شود. آنچه مورد بحث است جمعیت آن جامعه در روند 40 و 50 ساله آتی ماتریال امروز و فردای یک انقلاب کارگری است.

همه جور جانورى را ميتوان پيدا كرد. چشم حسود كور٬ خوش بحال مردم در ايران كه اينهمه دولت و دولتمرد دلسوز صف كشيده اند تا با هر وسيله ممكن٬ از جنگ و محاصره اقتصادى گرفته تا  ديپلماسى فعال و تطميع سر ديكتاتورهاى منحوس رژيم را به سنگ بزنند. خوش بحال مردم ايران كه خيل بزرگ اپوزسيون و راديكال هست كه هورا ميكشند و تضمين ميدهند  ته اين كشمكش سياسى بلاخره حقوق شهروندى به ثمرخواهد نشست! تازه اينها از خوشنام ترينهاى اين شهر هِرت هستند.

طبقه کارگر در ایران در اولین بارقه های عرض اندام مستقل خود به محکومیت اسرائیل و دفاع از مردم فلسطین پرداخت. این اقدام حاصل خطوط سیاسی جریانات حاکم بر قیام نبود، از مسلمان بودن فلسطینیان یا دشمنی با یهودیان نشات نمیگرفت، این حمایت شرط و شروط مقتضیات بودجه را بر خود نداشت، تاکتیکی برای صدور انقلاب نبود.

برای طبقه کارگر و بخصوص اعضای جوان آن یک افق کارگری و سوسیالیستی حیاتی و فوری است. با چنین افقی این نسل پا به آینده ای کاملا نانوشته میگذارد که میتواند از روند تاکنونی کاملا متفاوت باشد. باید باور داشت که جامعه دیگری ممکن است. طبقه کارگر باید به اندازه طبقه سرمایه به منافع خود آگاه باشد. روی حق خود پر رو، بدون گذشت، طلبکار و پرخاش گر باشد. به سادگی اینکه برای زندگی و حرمت و علایق خود بسیار بیشتر از آنچه که هست ارزش قائل گردد.

در قاموس چرخانندگان جامعه گرسنگی دادن کارگر، دستمزدهای پایین، محرومیتهای محلات کارگری جرم نیست، فساد نیست. در قاموس آنها نپرداختن دستمزد کارگران دزدی کارفرما محسوب نمیشود. در دنیای سرمایه داران مسببین این تباهی ها شریف اند، زرنگ هستند، خدمتگزار وطن هستند، نان حلال میخورند، شایسته ستایش اند.

سرمایه داری همواره خود را بعنوان بهترین نظام برای رشد و تعالی فردی قلمداد کرده است. در همه جای دنیای سرمایه داری جایگاه اجتماعی افراد با توانایی و لیاقتهای فردی ترجمه شده است. طبقات حذف میگردد، سرمایه دار کسی است که موقعیت ممتاز خویش را به توانایی و تدبیر خود  و آبا و اجدادش مدیون است، و کارگر کسی است که خود مقصر سرنوشتی است که آگاهانه برای خود و فرزندانش رقم زده است.

خر طبقه کارگر از این پل ها گذشته است. مدتهای مدید است طرف حساب اعتصاب کارگری کسی کمتر از وزیر کار، معاونین ریاست جمهوری و نماینده مستقیم امام مورد قبول واقع نمیشود. در این مصاف جد و جهد ناسیونالیستی ایرانی – اسلامی جز یک حاشیه ملال آور و رقت انگیز بحساب نمی آید.