سوال اینست که دشمن اگر پیروز شود با ما چه میکند که دولت خودمان با ما نکرده است؟

زبان ما را میبندد نمیگذارد که حرف بزنیم؟ ما را به گرسنگی  و تحقیر و سگ دو زدن زیر خط فقر محکوم میکند؟ ما را به زندگی در بیغوله ها وادار میکند؟ میلیونها جوان را در اعتیاد و ناامیدی و تن فروشی زنده بگور میکند؟ معترضان را به زندان و شکنجه و دار اعدام میسپارد؟ لباس و حجاب اجباری بر تنمان میکند؟ از دخالت و تصمیم گیری در امور جامعه و زندگی جلو میگیرد ... دیگر چه میتواند بکند؟

بالایی های جامعه و دولت منت حفظ امنیت ملی در مقابه با داعش را سر ما میگذارند.

سوال اینست که دشمن اگر پیروز شود با ما چه میکند که دولت خودمان با ما نکرده است؟

زبان ما را میبندد نمیگذارد که حرف بزنیم؟ ما را به گرسنگی  و تحقیر و سگ دو زدن زیر خط فقر محکوم میکند؟ ما را به زندگی در بیغوله ها وادار میکند؟ میلیونها جوان را در اعتیاد و ناامیدی و تن فروشی زنده بگور میکند؟ معترضان را به زندان و شکنجه و دار اعدام میسپارد؟ لباس و حجاب اجباری بر تنمان میکند؟ از دخالت و تصمیم گیری در امور جامعه و زندگی جلو میگیرد ... دیگر چه میتواند بکند؟

پس چرا با این دولت نباید مثل دشمن درجه یک خود معامله نکنیم؟ چرا دست ریاکارانه حکومت را پس نزده و امنیت زندگی خود را از مسبب اصلی خانه خرابی و تباهی طلب نکنیم؟

کارگران!

امنیت ما، رهایی از گرسنگی، رهایی از بردگی مزدی، رهایی از فقر است. اینجا اگر امنیت هست، امنیت سود و بهره کشی جانورانی است که پدر خانواده های کارگری را از همان کودکی به بیگاری خواهران و مادران ما را در کنج قفس به بند اسارت کشیده اند.  سهم ما از این خانه، از این میهن، از این امنیت یک گلیم پاره است که قبلا توسط دشمن دیگری به تاراج رفته است.

کارگران، مردم زحمتکش!

اگر سرمایه و نوکران آن بگذارند، اگر ما بر سرنوشت خود حاکم شویم، میلیونها مردم آزاده و برابر بزرگترین حافظ امنیت واقعی خود ما خواهد بود. با اولین بارقه های انقلاب بهمن زمانیکه شوراهای کارگری و مردمی همه کاره بودند، امنیت در اراده مردم موج میزد. نباید به تبلیغات پوچ جنگی،  سیاست های باجگیرانه دولت تن داد. جنگ دولت با رقیبان خود، دوستی و اتحاد دولت با همپالکی های او را نباید به حساب  دوستی و دشمنی کارگران و مردم زحمتکش ایران نوشت.

مصطفی اسدپور

مندرج در شماره 27 نشریه علیه بیکاری