سخنان نتانیاهو همانطور که برازنده یک رهبر پخته سیاسی است توام با تواضع بود. در الیت سیاسی و فکری حکومت دست راستی در اسرائیل او یک مردک فرصت طلب، یک شعبان بی مخ در دولت شارون، یک کوتوله بوش در جنگل سراسر توحش پس از بوش، یک قاب دستمال توالت است که پس از مصرف با کشیدن سیفون باید از شر آن خلاص شد. دوران حکومت او نه فقط گسیختگی افسار در توحش نسبت به مردم و حق مسلم مردم فلسطینی بلکه با اوج حمله به طبقه کارگر و اتحادیه های هر چند نیم

بند، و تنگ تر کردن بی سابقه فضای ابراز وجود نیروهای سکولار و مخالفین سرکوب فلسطینینان در اسرائیل شناخته میشود. با محدودیت و دشمنی غیر قابل توصیف دولت ایشان دستمزد کارگران فلسطینی به صفر رسیده است. نتانیاهو هر که هست اما یک مخالف قسم خورده و سرسخت جمهوری اسلامی است. این سر پل یک چهره و یک پرونده سیاسی از نتانیاهو است که او را با پدیده ای به اسم "جنبش ضد رژیمی" و "سرنگونی طلبی" در فاصله یک دهه اخیر در فضای سیاسی ایران مستقیما مربوط میسازد. نه به این خاطر که تعفن حاکمیت جمهوری اسلامی به هر فرصت طلب الندگ فرصت داده است برای خود آبرو بخرد؛ اما نتانیاهو یک سیاستمدار جنبش سرنگونی است، در فضای سرنگونی طلبی سیاسی ایران او نه یک کوتوله فرصت طلب، بلکه صاحب دکترین سیاسی است، او حرف در دهان سیاستمداران میگذارد. نتانیاهو شاید کمتر "مردم عزیز ایران را مستقیما مورد خطاب قرار داده باشد"، اما ایشان میتواند آسوده بخوابد چرا که مردم ایران از دوستی و از درایت سیاسی مد نظر ایشان بی بهره نمانده اند!
 
نتانیاهو چه از سیاستمداران فارسی زبان خیل بزرگ رهبران ناسیونالیست ایران از چپ و راست آن کم دارد که محاصره اقتصادی و حمله نظامی به امریکا را موجب خیر دانست؟ آیا او "بعد از لیبی نوبت ایران است" را فرصت تازه ای در مبارزات شکوهمند مردم آزادیخواه ایران بر علیه استبداد دینی " لقب نداد؟ مگر دولت ایشان در معرفی سیاستمداران فارسی زبان و با لهجه های شیرین کردی و آذری آماده برای "تصرف" کاخ ریاست جمهوری، البته پس از بمباران تمام تاسیسات نظامی و اقتصادی رژیم مطابق برنامه ژنرالهای امریکایی؛ کوتاهی بخرج دادند؟ آیا سبز ایشان کمرنگ از بقیه بود؟ آیا ریش سفیدی ایشان کمتر از بقیه سیاستمداران بود که زیاد روی سابقه آقای کروبی و مهندس موسوی مته به خشخاش نگذاشتند؟
بعد از برجام و تحولات سوریه بحث بر سر خانه تکانی در دولت اسرائیل بالا گرفته است. جستجو برای شارلاتان مناسب تری در دستور است. در پرونده نتانیاهو دو مورد استثنایی وجود دارد که چه دوست و چه دشمنانش با اکراه مجبورند از او بعنوان سیاستمدار اسم ببرند و به او احترام بگذارند، و این هر دو مربوط به سرفصل جمهوری اسلامی است:
او توانست نقش قابل توجهی در ساختن افکار عمومی و بخصوص به نقل از اپوزسیون ضد رژیمی ایفا کرده و از "پرونده اتمی ایران" برای قلدری امریکا در دل دنیای پس از "پرونده کذایی زرادخانه شیمیایی عراق" فرصت تازه ای بخرد. بعلاوه او توانست با یک جمله "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" انسانیت را به قالب آنچه خود او تحرک تاریخی مردم صلح دوست ایران مینامد، و یک شعار وحدت طلبانه را به فضای پر تشتت نیروهای سیاسی مسئول در ایران تزریق کند!
پرونده سیاسی اپوزسیون ضد رژیمی یک تراژدی سیاسی و اخلاقی، و یک سقوط در سیاست و سیاستمداری در ایران بود. تا آنجا که به کپی برداری از روشها، فرهنگ لغت، و ترسیم آینده جامعه ایران از منظر نتانیاهو مطرح باشد، همپالکی های ایشان باید زبان فارسی یاد بگیرند و در تماشای برنامه های تلوزیونی اپوزسیون "جبهه ضد رژیمی ایران"، بعلاوه، تواضع را به خصوصیات نتانیاهو اضافه نمایند!
 
مصطفی اسدپور
23 ژانویه 2017