شبح "بیمه بیکاری" در ترس طبقه کارگر ایران و اینجا مشخصا از طبقه کارگر در کردستان از پیروزی است. چه کسی گفته است که اعتراض علیه بیکاری مستلزم اتحادیه و سندیکا است؟ چه کسی گفته است تحمیل بیمه بیکاری مستلزم جنگ و قیام خونین است؟ این کدام ابلیسی است که ارزش جان و سلامتی و حرمت یک کارگر را در نزد خود او تا این حد نازل میسازد؟

وطن ناظر بر یک سرزمین است. همه تقدس میهن در آن زمین سفتی نهفته است که روی آن میشود کارخانه ساخت، دهانه ای به سمت قعر زمین بر پا کرد، میتوان دور آن سیم خاردار کشید، کارگران متعلق به این وطن را کاملا آزاد گذاشت که در داخل مرزهای مقدس تا جان در بدن دارند کاخ بسازند و رفاه و تجمل بیافرینند.

متن پایه برای ایجاد همفکری جهت کمپین علیه کولبری و برای بیمه بیکاری در کردستان
کردستان: روزهای رهایی از کولبری و بردگی، اتحاد کارگری برای بیمه بیکاری!

بهر دلیل سندیکا بعنوان راه معتبر تشکل یابی کارگر در کردستان شناخته شده است.  اگر نه همه، اما قطعا رگه اصلی سندیکاها در کردستان منشاء سرگردانی کارگر بوده اند. این سندیکاها  در خدمت هر هدف آشغال دیگری بکار گرفته شده اند بجز اینکه اولا  قدمی در راه مطالبات اقتصادی کارگران بردارند و ثانیا قدمی در راه اتحاد و تشکل یابی کارگران برداشته باشند. سندیکا و کارگران  در کردستان جولانگاه فضا و نیروهای اپوزسیون ضد رژیمی و شرکای ناسیونالیست کرد عمل کرده است. سندیکا بخودی خود در این میان بیگناه است.