دستمزدها به عرصه محوری تقابل طبقاتی و مساله حیاتی طبقه کارگر تبدیل شده است، پاسخ میطلبد و پاسخ آن چیزی جز یک بسیج انقلابی کارگری نمیتواند باشد.

همه میدانند، کودک خانواده کارگری با شیر مادر "می آموزد" که چاره کارگران اتحاد است. هیچ کس حق ندارد زندان بزرگ "کار مزدی" که توش و توان کارگران  به زنجیر تامین نان روزمره میکشد و تفرقه  به خوی و به خون او تزریق میکند را دست کم بگیرد.  اما بمراتب بیشتر، کسی حق ندارد، ظرفیت و توان و تجربه پیروزی های طبقه کارگر را ندیده بگیرد. دستمزدها به عرصه محوری تقابل طبقاتی و مساله حیاتی طبقه کارگر تبدیل شده است، پاسخ میطلبد و پاسخ آن چیزی جز یک بسیج انقلابی کارگری نمیتواند باشد.

بسیج انقلابی کارگری به معنای برچیدن بساط مسخره "فصل دستمزدها" پایان بخشیدن به دلقک بازی خانه کارگر و نمایندگی کذایی کارگری؛

بسیج انقلابی کارگری به معنای دخالت عملی توده کارگران در مراکز تولیدی در روند تعیین دستمزدها؛

بسیج انقلابی کارگری، به معنای دخیل کردن توده کارگران در فعالیت های "شدنی" و کسب پیروزی های هر چند کوچک که راه را برای اتحادهای بزرگ هموار میسازد.

بسیج انقلابی کارگری به معنای دخالت خانواده های کارگری و مکانیسم های مربوط به محیط زیست کارگری؛        

بسیج انقلابی کارگری نمیتواند به چیزی کمتر از یک طوفان از مجامع عمومی کارگری رضایت دهد که مصوبه دستمزدها را به بحث و رای گیری میسپارند.

در  این مجامع کارگران تصمیم میگیرند که با این مصوبه و با نتایج آن چه خواهند کرد.

در این مجامع مباحث و مصوبات ثبت شده، و برای جلسه پیگیری تاریخ معین میگردد.

در این مجامع طرف حساب کارگران کارفرما و نمایندگان دولت است. خانه کارگر و شوراهای اسلامی و "عجز و لابه کارگری"، لطفا خفه خون!

در این مجامع و یا مجامع عمومی مشابه در محلات، ابراز وجود و دخالت خانواده های کارگری بطور جدی مورد تعقیب قرار میگیرد.

دولت، دولت است، خدا که نیست!

مصوبه دستمزد حکم بسیج کل طبقه سرمایه  و بسیج کل دستگاه حکومتی حول یک پرچم است. همه اعضای خانواده بورژوایی، از امام جمعه تا  مدرسین دانشگاهی، از بازجوی اوین و قلتشن های موی دماغ عابرین در لباس شخصی تا مواجب بگیران رسانه ای، و البته هر تک کارفرما تا ماموران دولتی خوب واقف هستند که یک "سال دستمزدی" در پیش رو است و خود را برای نبرد تحمیل این مصوبه به کارگران متحد و آماده میسازند. پاسخ طبقه کارگر نمیتواند از همین سطح کمتر باشد.

تا آنجا که به تحقق مطالبات کارگران مربوط میشود مصوبه دستمزدها هیچ و پوچ است، توافق نیست. مصوبه نیست. هیچ تضمین اجرایی، حتی برای همان دستمزد فکسنی در آن به چشم نمیخورد. این سند، پاره پاره کردن همان دستمزد ناچیز و حواله دادن آن به جهنم دره های مختلف است. این سند، مثل همیشه و هر ساله، رسما و علنا، کارگر را به مرگ میگیرد تا به تب رضایت دهد. مصوبه دستمزدها، سند دیگری است که میخواهد کارگر را به آلت دست خانه کارگر تبدیل کند تا برای اجرای همان 39 درصد از هراس گرسنگی و بی پناهی پیه بیگاری خاموش را به تن بمالد.

طبقه کارگر ایران در نبرد دستمزدها جز برای پیروزی بزرگ نمیتواند خیز بردارد. یک نارضایتی وسیع و یک روحیه مبارزه جویی نقطه پرش امیدبخش این طبقه است.  جنبش برای دستمزد در رگ و پی جامعه کارگری ایران وجود دارد، در جریان است. این جنبش باید خود را برسمیت بشناسد، متحد شود، اسکلت شبکه رهبران  خود مستحکم نماید، اعتماد بنفس پیدا کند و راه ابراز وجود مستقیم خود را بیابد.