اعتراض حق طلبانه اخیر مردم در ایران میتواند بزرگترین تحول سیاسی در دل جهان امروز باشد، پدیده ای در مقایسه با بهار عربی و بمراتب مهمتر موتور محرکی برای امید و حرکت کارگر و مردم زحمتکش در کل منطقه باشد. این در گرو تعریف پیروزی از زاویه طبقه کارگر و علیه حکومت اسلامی سرمایه در ایران است.

یک هفته قبل صحنه مجلس، سرتیبر رسانه ها، مصوبات دولت گویای یک حکومت قلتشن و حمله افسار گسیخته به مردم زحمتکش بود. یک هفته پیش یکی پس از دیگری مقامات و نهادهای رژیم در سبک سنگین بودجه از گرانی سوخت، قطع یارانه ها و انجماد دسمتزدها لاف سرسختی میزدند. پس از اعتراضات چند روزه در قریب پانزده شهر آیا کسی میداند این سیاستها و از این سیاستمداران در کدام سوراخ موش پنهان شده اند؟! در دنیایی مملو از تلاطم و در غلیان اعتراض توده ای اما هنوز انتظار بر فضای سیاسی ایران سنگینی میکند، و این دقیقا حکایت از قدرت و دینامیسم اعتراضی مردم زحمتکش در ایران دارد. مقامات رژِیم خود را تسلی میدهند که تظاهرات اعتراضی فقط اقلیت کوچکی را شامل شده است. راست میگویند. کسی نمیداند آتش این اعتراضات چه وقت به صد و پنجاه شهر دیگر سرایت خواهد کرد. جمهوری اسلامی بزرگترین و دست به ماشه ترین ماشین سرکوب مردم در زمین و زمان شناخته میشود. این ماشین ناخن میجود و از فرط تعلل حوصله دردانه های خویش را سر میبرد. حق دارند. کسی نمیداند از اجتماع اعتراضی این مردم تا فتح "کاخ زمستانی" چند موی باریک فاصله هست ... 
اما در عین حال کسی نمیتواند از این اعتراض تا اعتراض بعدی به سنگرهای فتح شده، به گام های پیشروی دل خوش کند. از امروز تا فردا، از این شهر تا شهر بعدی، در عین غرور، صف مردم در سنگفرش خیابانها با همان بیم ها و امیدهای روز گذشته دست به گریبان هستند. یکبار دیگر عشق لعنتی به خیابان و تظاهرات در وجود مردم در ایران به چشم اسفندیار مبارزات بر حق توده ای تبدیل شده است. هر بچه کودکستانی میتواند تشخیص بدهد که مردم شهر پس از شهر کل حکومت را به هماورد طلبیده اند. پیش بینی این واقعیت ابدا سخت نیست که با هر روز که از سرسختی مردم میگذرد تکاپو و توطئه های دولت هم افزونی خواهد گرفت. پر واضح است که مردم پیروزی میخواهند، مردم میدانند که مبارزه تنها چاره آنهاست، مردم مجبورند پیروز بشوند دقیقا به این خاطر که میخواهند زنده بمانند و بچه هایشان جلو چشمشان و در آغوششان تلف نشود. این مبارزه یک مبارزه بزرگ است، فداکاری و شور مردم ایران دنیا را روی سر خود گذاشته است. اما کسی هست بداند چرا همه چیز در شکل اجتماع و شعار دادن در چند خیابان مرکزی شهر خلاصه شده است؟ آیا واقعا ناپلئون لازم است که مردم را بیدار کند فیل اعتراضی مردم در این فنجان محکوم به شکست است؟
این اعتراضات گسترده و پر غرور اما به یک دریای طوفانی به عمق یک وجب آب شبیه است. صف تظاهراتها به کجا قرار عقب بنشیند؟ انواع کمیته های محلی کجاست؟ در ادامه کشمکش و در تدارک گسترش آن ، کمیته های خودیاری مردمی برای کمک به مردم سالمندان و فقیر کجاست؟ شور جوانی در گوشمالی عوامل رژیم پوچ است، اما شور جوانی برای متحد کردن مردم در انواع تشکل ها چرا غایب است؟ کمیته های پرستاران چرا اعلام موجودیت نمیکند؟ اعتصاب عمومی شهر، به نشانه همبستگی چرا صورت نمیگیرد؟ اعلامیه تهدید کارگران نفت کی قرار است منتشر بشود؟ 
اعتراض حق طلبانه اخیر مردم در ایران میتواند بزرگترین تحول سیاسی در دل جهان امروز باشد، پدیده ای در مقایسه با بهار عربی و بمراتب مهمتر موتور محرکی برای امید و حرکت کارگر و مردم زحمتکش در کل منطقه باشد. این در گرو تعریف پیروزی از زاویه طبقه کارگر و علیه حکومت اسلامی سرمایه در ایران است. آن روزی که حرکات اعتراضی در شهرهای ایران یکی پس از دیگری، به انواع کمیته های محلی رسما کارگری و به انواع اشکال اعتراضی، و به خواستهای محوری "افزایش دستمزدها"، "بیمه بیکاری"، "تامین مایحتاج عمومی" پوست بیاندازد؛ بطرز غیر قابل برگشتی پیروزی در خیابانها به رقص در خواهد آمد. 
امروز در غلیان فریادهای اعتراضی بر حق، در حالیکه دلها پر خون است در حالیکه گوشه گوشه همین سنگفرش خیابانها یاد آور خاطره های فراموش نشدنی از تحقیر است، جلوی کسی را نمیشود گرفت و نباید گرفت. اما در مقابل طیف ابن الوقتهایی که از این موج اعتراضی تا موج بعدی، از محاصره اقتصادی بوش تا قاطعیت ترامپ، از ، و با تکیه بر "هر کس بیاید از اینها بهتر است" بازار آلترناتیو حکومتی خویش را گرم نگه میدارند نیز نباید و نمیتوان تن به تسلیم داد. جنبش اعتراضی مردم زحمتکش در ایران شایسته سرنوشت بهتری از تکرار تجربه "رهایی سبز" تا رهایی از نوع ناسیونالیسم بارزانی هستند.

نبرد اعتراضی دیماه سال نود و شش مردم زحمتکش در ایران نباید شکست بخورد! این نبرد باید درس پیروزی باشد!

علیه بیکاری
دهم دیماه سال نود و شش