جنبش اعتراضی کارگری علیه بیکاری در شیکاگو

جنبش بیکاران در شیکاگو از هر جای دیگر فراتر رفت.  این جنبش بعضا در تحمیل مطالبه بیمه بیکاری به دولت پیروز شد، در دامنه وسیعی نیز مانع بیکاری کارگران گردید. در عین حال این اعتراضات فعالین خبره بسیاری را در دامن خود پروراند، که

مرور جنبش کارگری علیه بیکاری در شیکاگو در فاصله دهه 1930هدف این نوشته  است. در این زمان و مصادف بابحران بزرگ  اوایل قرن بیستم، امریکا حامل یک حرکت عظیم کارگری علیه بیکاری بود. یکی از مشخصه هایی که شیکاگو را از بقیه ایالات متحده در اوایل دهه 1930 متمایز میساخت بیکاری شدید بود: 40٪ از نیروی کار در سال 1931 بیکار و شیکاگو یکی از بدترین بحران مالی هر شهر بزرگ در سال 1932 را دچار بود  و سرکوب پلیسی جنبش بیکاران در شیکاگو از هر جای دیگر فراتر رفت.  این جنبش بعضا در تحمیل مطالبه بیمه بیکاری به دولت پیروز شد، در دامنه وسیعی نیز مانع بیکاری کارگران گردید. در عین حال این اعتراضات فعالین خبره بسیاری را در دامن خود پروراند، که بعدها نقش مهمی را دررهبری جنبش کارگری در سطح وسیعتر ایفا نمودند.

بیکاری در طول رکود بزرگ

در طول رکود بزرگ، تعداد بیکاران در ایالات متحده از اواخر سال  1929  تا مارس 1933 از 429،000  به 12 میلیون نفر رسید.  در اوایل دهه 1930، سازمان های خیریه خصوصی و سازمان های دولتی حریف ابعاد گسترده نیاز مردمی نشده  و سوء تغذیه و میزان بیماری های خاص افزایش یافت. بیکاری باعث شد بسیاری از مردم بی خانمان شوند، بسیاری از والدین مجبور شدند فرزندان خود را به دوستان، خویشاوندان یا سازمان هایی که توانایی مراقبت از آنها را داشتند، بسپارند.

شوراهای بیکاران

حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا (CP) سازمان اصلی در سازماندهی مبارزه بیکاران بود و این کار از طریق  سازماندهی گروه های محلی به نام شوراهای بیکاران صورت گرفت.  در سال 1932 شورای بیکاران در حدود 340 شهر و شهری در ایالات متحده وجود داشت  و در سال 1933 تعداد اعضای آن قریب به  150،000 نفر گزارش شده است. علاوه بر شورای بیکاران باید از "کمیته کارگران شیکاگو در بیکاری" نیز نام برد که بویژه در بسیج و  برگزاری اکسیونها علیه دوایر دولتی نقش مهمی را ایفا نمود. این کمیته در سال 1931 به ابتکار لیگ دمکراسی صنعتی ایجاد گردید. 

 

نیازهای فوری و مبرم افراد بیکار اولویت شوراهای بیکاران را تشکیل میداد. جلوگیری از بیرون کردن مستاجرین، بسیج برای بهبود شرایط صف نان و مبارزه برای افزایش منابع دولتی به خانواده کارگران بیکار از جمله اقدامات شوراها را تشکیل داد است.

در اوایل دهه 1930، شورای بیکاران عمدتا بر تاکتیک های عملی مستقیم مانند مقاومت فیزیکی  در برابر اخراج متکی بودند. سازمان دهندگان شوراها از جزوات و سخنرانی ها برای متقاعد کردن مردم  وبرای جذب آنها در صفوف مبارزاتی استفاده میکردند. رفع تبعیض  نژادی و اولویت بخشیدن به محله های فقیر نشین از مشخصه های بارز فعالیت شوراها محسوب میگشت. شوراها بعنوان محلی جهت پیوندهای دوستی میان کارگران سیاه یا سفید پوست شناخته میشد.

غذا و مسکن  به جای مواد خام غذایی

مبارزه علیه گرانی و احتکار و سودجویی بازرگانان یک عرصه مهم جنبش بیکاران را شکل داده است.  بازرگانان  با گرانی مواد غذایی و مسکن از فروش این منابع سود کلان به جیب میزدند، که بنوبه خود بخش بزرگی  را از دسترسی به نیازهای خود، دسترسی به منابعی برای زنده ماندن صرف دورتر و دورتر میساخت.  یک بیانیه از یک شورای بیکاران  شیکاگو گویای این است که: خانواده ها غذای کافی ندارند در حالی که فروشگاه ها و انبارها در شیکاگو پر از غذا است! به طور مشابه،  در یک تظاهرات توسط گروه های بیکار شیکاگو سازماندهی شده، یک سخنگوی گفت که هتل ها در این شهر اتاق های خالی داشتند، در حالی که برخی از مردم مجبورند شب را  روی نیمکت های" گرانت پارک"  به صبح برسانند.  در دوران رکود بارها خبر گندیدن محصولات کشاورزی انتشار مییافت، زیرا برداشت این محصولات از نظر قیمت در بازار به صرفه نبود!

ویلیام فاستر، رهبر حزب کمونیست، دریک  سخنرانی جنجالی در مورد گروهی از 500 کشاورز آرکانزاس که مقداری مواد غذایی را از یک فروشگاه برداشته و بدون پرداخت خارج شده بودند، گفت:

"رفقا. .  میدانید  چرا کارگران اقدام کشاورزان را در آرکانزاس تحسین می کنند؟ من به تو خواهم گفت چرا. من به شما می گویم که چرا کارگران این کشور  این تعداد انگشت شماری از کشاورزان را تحسین می کنند، چرا که این همان کاری است که در این کشور در قلب هر کارگر میگذرد، این همان کاری است که  کارگران باید انجام دهند، نباید آرام با  گرسنگی  از کنار فروشگاهها گذشت. آنها ما را مجبور میکنند با شک های گرسنه آرام و با دست خالی فروشگاههایشان را ترک کنیم."

رهبران رادیکال ادعا می کردند که حق زندگی برتر و مقدم بر حق سود است و اقدامات بسیاری از افراد بیکار در اوایل دهه 1930 نشان داد که آنها این را می دانند.  در این سالها مصادره برنامه ریزی شده بسیاری مشخصا در مورد مواد غذایی در امریکا گزارش شده است. جنبه دیگر مقاومتهای فیزیکی سازمان یافته در محلات در مقابل اخراج مستاجران گویای وسعت این اندیشه (بقای مستاجران مهمتر از سود مالکان)  محسوب میگشت.

 

کمیته بلوک و سازماندهی پیکت

در اوایل رکود، شوراهای بیکاری شیکاگو بر جلوگیری از اخراج مستاجرین، به ویژه در محله های فقیر متمرکز بود. روش اصلی اقدامات فیزیکی متشکل از مقاومت فعالین و با تجربه در مقابل واحدهای پلیس و ماموران میگردید. در هر مورد اخراج مستاجرین کمیته های بلوک در شورای بیکاران محل دست بکار شده و با بسیج همسایه ها و سایرکارگران دست به جنگ و گریز میزدند. نیروی کمکی به دو طریق بسیج میگردید، اولا از پاتوق دائمی کارگران بیکار در "واشنگتن پارک" (محل برگزاری تظاهرات و بحث های سیاسی در جنوب شرقی شیکاگو) و ثانیا از مراجعه به نزدیکترین دفتر شورای محلات که معمولا تعدادی از بیکاران را درخود داشت. با شروع عملیات و براه افتادن جمعیت در خیابانها تعداد بیشتری از مردم جلب حرکت میشدند، چند و چون ماجرا البته برای  ساکنان محله کاملا آشنا بود و هر کس خود دل پر خونی از وضعیت یدک میکشید.

 اعتراضات علیه  اخراج گاهی اوقات هزاران شرکت کننده داشتند و اغلب موفقیت آمیز بود، بسادگی پلیس و صاحب خانه حریف جمعیت نشده و مستاجرین تا پیکت بعدی در خانه ماندگار میشدند.

پلیس در روز 11 مارس 1932، مقابل تظاهرات امداد پارک Humboldt در شیکاگو، معترضین UC را هدف قرار دادند. (اعتبار: Storch، 119)

تحصن و اکسیونهای اعتراضی

شوراهای بیکاران از طریق برگزاری اکسیونهای اعتراضی در مقابل ادارات شهر فشار را روی دولت حفظ کرده و روحیه رزمندگی و اعتماد بنفس را در میان کارگران تقویت مینمودند.

تظاهرات شیکاگو در جلسات دفاتر امدادرسانی، جایی که جمعیت خواستار اسکان مجدد مستاجرین بی خانمان، و یا جمعیت دیگری در مطالبه غذا و لباس یک پدیده روزمره محلات و باعث کلافگی ادارات بود.   فعالین شوراهای شیکاگو بعضی اوقات  در دفاتر امدادرسانی به سر می برند تا زمانی که درخواست های آنها مورد رسیدگی قرار گیرد یا پلیس آنها را دستگیر و بیرون کند.

 

کمیته زنان

بزرگترین شوراهای کارگری  شیکاگو در محله های جنوبی  شهر قرار داشته، و اعضای آنها عمدتا بالغ، مرد و بیکار بودند. گرچه رهبران شوراها زنان را برای پیوستن به شوراها تشویق، و متقابلا  اعضای اتحادیه ها کارگران را به استقبال زنان دعوت می کردند، اما مدتی طول کشید تا زنان جای شایسته خود را در راس فعالیتهای شوراها کسب نمایند. در سال 1933 بیست "کمیته زنان" در شیکاگو رسما فعال بودند.

مارش گرسنگی در  شیکاگو  

اکسیونهای اعتراضی روش دیگر مبارزه  جنبش بیکاران در شیکاگو را شکل میداد. این اکسیونها در مقابل ادارات محلی و ایالتی، گاها با شرکت دهها هزار نفر برای دستیابی به تامین های اجتماعی (مسکن، لباس، غذا و بیمه بیکاری) برگزار میگردید.  

در اوایل دهه 1930 چندین مورد وجود داشت که مقامات ایلینوی تخفیف خود را کاهش دادند و سپس پس از اعتراضات گسترده توسط گروه های بیکار، تصمیمات خود را به سرعت تغییر دادند. این نوع عقب نشینی دولت های محلی به اعتراضات بیکاری در برابر کاهش اقدامات امدادی برای بیکاران در دهه 1930 میلادی ظاهرا رایج بود. در هر یک از نمونه های زیر، تنها رویدادی که از زمان وقوع تصمیم گیری برای کاهش تسهیلات  می توانست باعث عقب نشینی مقامات گردد، اعتراض گروه های بیکار بود.

در 1 اکتبر سال 1932، شهردار شیکاگو آنتون کرامک اعلام کرد که این شهر تقریبا نیمی از هزینه های کمک رسانی به بیکاران را کاهش می دهد زیرا منابع مالی امداد خسته شده اند  در 31 اکتبر به طور مشترک راهپیمایی صلح آمیز 10،000-50،000 نفر را برگزار کردند که در سالن شهرداری برگزار شد. خواسته های این مارش شامل توقف تصمیمات شهردار، افزایش امداد، پایان دادن به اخراج مستاجران و پایان دادن به تبعیض نژادی در محل کار  اعلام شد. اما قبل از آنکه تظاهرات کارگران خاتمه نیافته بود که شهردار شیکاگو طی بیانیه ای حل مشکل بودجه را منتشر ساخت.

همچنین در سال 1934، شورای شهر شیکاگو قصد خود برای کاهش 10 درصد از کمک غذایی به بیکاران و نیازمندان را فاش نمود. این تصمیم  منجر به تظاهرات بزرگی شد که بطور عمده متشکل از افراد بیکار بودند و پس از آن شورای شهر کمک های غذایی را بازسازی کرد.

شلیک پلیس به صف اعتراض بیکاران در 1931

برخورد پلیس با اجتماعات اعتراضی بیکاران عموما بسیار خشن و همواره منجر به زخممی و دستگیری تعداد قابل توجهی از کارگران میگردید. واحد های پلیس برای ورود به دفاتر شوراها به هیچ مجوز قانونی نیاز نداشت و در این محل کارگران را مورد ضرب و شتم قرار داده و اوراق تبلیغی را مصادره کردند.    

در 3 آگوست سال 1931، در ناحیه جنوبی ساحل شیکاگو در جریان اعتراض به اخراج یک مستاجر، پلیس شیکاگو دو تا چهار معترض سیاه پوست را کشت و سه تن از پلیس های پلیس زخمی شد. قتل باعث خشم عمیق، از جمله در افرادی که قبلا از لحاظ سیاسی فعال نبودند، گردید. فعالین شوراها در تدارک اکسیون اعتراضی، پنجاه هزار پرچم و اوراق تبلیغی با خواست مجازات افسران پلیس توزیع نمودند. تا چندین روز پس از تیراندازی جلسات سیاسی در واشنگتن پارک، هر روز ، پنج هزار تا 10 هزار نفر را شامل می شد و حدود 40 هزار نفر سیاه پوست و 20 هزار نفر از مردم سفید پوست در مراسم خاکسپاری قربانیان حضور پیدا کردند.

مراسم تشییع جنازه برای افرادی که توسط پلیس در جریان اعتراض به اخراج یک مستاجر در جنوب شیکاگو در سوم  ژوئیه 1931 کشته شدند.

پس از این رویداد ترس از تبدیل اعتراضات بیکاران (که تاکنون  آرام و سیاسی پیش میرفت) به روشهای خشونت آمیز تمام فضای سیاسی شیکاگو و امریکا را فرا گرفت. صاحب نظران بسیاری سکوت و بی تفاوتی تا کنونی خود به "شلوغ کاری بیکاران" را شکسته و با نگرانی و نوشتند که: رو در رویی غیرمعمول خشونت آمیز میان معترضین و پلیس نشانه ای از این واقعیت است که ساکنان جنوبی از شرایط اجتماعی خود ناامید می شوند و بنابراین بیشتر به اعتراضات خشونت آمیز رو میاورند.

پس از تیراندازی، مقامات شهرستان 1500 پلیس را به محله های جنوبی فرستادند. و مهمتر آنکه

مدت کوتاهی پس از تیراندازی، دستور توقف موقت اخراج مستاجران در شیکاگو و انجماد سطح اجاره خانه تا اطلاع ثانوی صادر شد، و دولت  برنامه امداد خود برای بیکاران را گسترش داد.

حضور سازندگان سیاسی ماهر

بحران و انهدام گسترده اقتصادی، بیکاری عظیم و نتایج مخرب آن برای طبقه کارگر امریکا، همه و همه را کمونیستهای امریکا و در راس آنها حزب کمونیست امریکا با یک بسیج تاریخی و تمام عیار پاسخ دادند. تمام ذخیره  سازمان دهندگان سیاسی ماهر از حزب کمونیست و دیگر سازمان ها، رشد جنبش را در اوایل دهه 1930 ایالات متحده را با کمک به حرکت بسیاری از مردم برای ایجاد  شوراهای بیکاران پایه گذاری نمودند. سازمان دهندگان شوراهای بیکاران مستقیما  هر روزه با افراد بیکار در صف نان، دفاتر امداد، دروازه کارخانه ها و در گوشه های خیابان رابطه برقرار کردند. در سال 1930، یکی از مقاماتحزب  کمونیست ادعا کرد که سازمان دهندگان این حزب میلیون ها برگه را برای سازماندهی بیکاران توزیع کرده و درسازمانیابی تظاهرات چندین شهر بزرگ در ایالات متحده دخیل بوده اند.

تحقیقات تاریخی حکایت از رشد برق آسا و غیرمترقبه اتحادیه های کارگری در ایالات متحده معاصر (تخمینا دو میلیون عضو و معادل 34 میلیارد دلار دارایی) دارند که اساسا با فعالیت تمام عیاردر سازماندهی و تقویت جنبش بیکاران ممکن شده است.

ویژگی های بسیاری از سازمان های فعال بیکار و شورا

شجاعت و استقامت زبانزد بسیاری از رهبران و فعالان شوراهای بیکاران در اوایل دهه 1930 شیکاگو ضامن موفقیت شوراها و در نتیجه جذب نیروی بیشتر برای جنبش بیکاران گردید. عنوان مثال، برخی از رهبران شیکاگو UC چندین بار دستگیر شده بودند، اغلب بدون اینکه جرمی را مرتکب شده باشند و یا اساسا دستگیری در ارتباط با اکسیون معینی صورت گرفته باشد. تعداد زیادی از  از رهبران کارگری شیکاگو پلیس را بدلبل اعمال شکنجه در بازداشتگاهها علنا مورد افشاگری قرار دادند. با این حال، پس از آزاد شدن از بازداشت پلیس، سازمان دهندگان بارها به فعالیتهای خویش بازگشته و ادامه داده اند.

گزارشات و شواهد زیادی دال بر خشونت پلیس در حمله به پیکت و اکسیونهای بیکاران و حتی کودکان وجود دارد. یک مورد از حممله پلیس به نقل از یک خبرنگار شاخص گویایی از جو حاکم میان کارگران تلقی میشود:

 هنگامی که یک واحد پلیس  تعداد زیادی از کارگران سیاه پوست را در محاصره گرفته بودند، مرد جوانی از جمعیت خارج شد و خطاب به افسر پلیس گفت:

"شما نمیتوانید همه ما را بکشید، و من هم روزی و در جایی، چه فرق میکند، شاید همین امروز و همین  جا میمیرم. خواست همه ما اینست که کاش خانه ای در بساط باشد که بجای ایستادن در اینجا ما میتوانستیم به خانه هایمان برویم. ما هیچ پولی نداریم، هیچ شغل و گاهی اوقات غذا نداریم. ما باید بلاخره جایی زندگی کنیم. آقای افسر! اگر شما هم جای ما بودید دقیقا همان طور که ما، عمل میکردید."

افول جنبش بیکاران

جنبش بیکار در سال 1933 بزرگترین  ابعاد خود را تجربه کرد و سپس بتدریج  دامنه آن رو به کاهش گذاشت.  چندین تغییر ممکن است به این کاهش کمک کرده باشد، به عنوان مثال، تصویب قوانین جدید معاهده 1933 که موجب افزایش کمکهای دولتی به بیکاران شد. در شیکاگو سیاستهای جدید دولت در زمینه بازار کار و کمک به کارفرمایان  باعث شد تعداد اخراج ها از 63152 در سال 1932 به 8،876 در سال 1934 کاهش یابد.

بارقه های رونق و اشتغال  همچنین موجب شد تا شورای بیکاران اعضای فعال را از دست بدهند، زیرا بعضی از اعضا با برنامه های شغلی دولتی اشتغال داشتند. حزب کمونیست نیز بتریج فوکوس خود را از سازماندهی بیکاران به سازماندهی کارگران صنعتی نقل مکان کرد و برخی از سازماندهندگان خود را از شورای بیکاران  به کارخانجات انتقال داد.