با هیچ بهانه و نطق و خطابه ای نمی شد کارگران را از کاریابی بیرون کنند. لاجرم به شیوه های معلمان شهیدشان یعنی ساواکی ها متوسل شدند. تعقیب و مراقبت ! کار عده ای از پاسداران این شده بود که لباس مدرس بپوشند. خودشان را کارگر انقلابی جا بزنند و های و هوی را بیندازند

***

همزمان با انقلاب 57 و سه سال پس از تحرک کارگری وسیعی حول مساله بیکاری در ایران پا گرفت. کمیته ایجاد اتحاد علیه بیکاری در آن زمان نقش فعالی را در بسیح کارگران بیکار بعهده داشت. این کمیته از طریق نشریه خود (علیه بیکاری) حرکتی را برای تجمع کارگران بیکار در اداره شماره یک کاریابی در شهر تهران را در دستور قرار داد. بررسی این حرکت بمعنای یکی از تجربیات مهم مبارزه متشکل کارگران بیکار در ایران ضروری است. این ضرورت بخصوص از آنجا ناشی میشود که هدف و مضمون چنین اقدامی در مبارزات کارگری امروز کاملا موضوعیت دارد و کل این حرکت با مواضع و استدلالهای درخشان طبقاتی میتواند عصای دست هر فعال کارگری به کار گرفته شود. به نقل از نشریه علیه بیکاری چگونگی این حرکت را در این ستون در اختیار شما قرار میدهیم. آنچه اینجا نقل میشود گزیده هایی از متن اصلی است که به نوبه خود در سایت اینترنتی ما در دسترس علاقمندان قرار دارد.
پرده اول، بهمن 1359: یک فراخوان

وزارت کار در تهران چهار اداره دارد به نام کاریابی! وظیفه این اداره اسماُ اینستکه از بیکاران ثبت نام کند و انها را به ترتیب سر کار بفرستد. اگر گذارتان به این ادارات افتاده باشد حتما دریافته اید که اینها کاری جز سرواندن بیکاران ندارند و عملا وظیفه شان به فریب دادن کارگران و نگهداشتن آنها در امید واهی یافتن کار و تفرقه انداختن میان کارگران خلاصه میشود. کاریابی ها معمولا خلوتند، چرا که چند صد هزار کارگر بیکار مقیم تهران از وجودشان خبر ندارند و یا اینکه میدانند از این امامزاده ها نباید توقع معجزه داشت.
کارگران و زحمتکشان بیکار تهران!
ما از شما دعوت میکنیم که همگی به کاریابی بیایید!
تعجب نکنید! نمیخواهیم شما را سربدوانیم! ما نمیگوییم که بکاریابی بیائید تا وزارت کار مشکلتا را حل کند. ما خوب میدانیم که وزارت کار، کارش حل مشکل سرمایه داران است. با اینحال اصرار داریم که به کاریابی شماره یک بیائید! بیائید! بهتر است حرفمان را گوش کنید!
هر وقت بیکارید به کاریابی شماره یک بیائید!
اگر بیکاری مزمن همه هست و نیستتان را بر باد میدهد ....
اگر فهمیده اید که بدنبال کار گشتن و از کارفرمایان خواهش و تمنا کردن سودی ندارد ...
اگر دریافته اید که مشکل بیکاری مانند سایر مشکلات کارگران جز با اتحاد و مبارزه حل نمیشود، در خانه نمانید. در خیابان پرسه نزنید، بیخود سینه کش آفتاب ننشینید، در قهوه خانه ها وقت تلف نکنید. بیش از این خودخوری نکنید و بفکر اقدامات فردی نباشید!
به کاریابی شماره یک بیایید،
بیائید و دیگران را هم بیاورید،
بیائید تا دور هم جمع شویم و یکدیگر را بشناسیم، بیائید تا از یکدیگر یاد بگیریم،
بیائید تا قدرتمان را نشان دهیم،
بیائید تا راه حل مشکلاتتان را از آگاهترین کارگران بشنویم،
بیائید تا رهبرانما را از بین خود بیابیم،
بیائید تا لشکر متفرقمان را متحد کنیم، بیائید دست بدست هم بدهیم و کاری کنیم که کارگران بیکار همه دنیا عبرت بگیرند!
کارگران! هیچکس به فکر ما و فرزندانمان نیست، بیائید تا متحد و هم پیمان شویم!
پرده دوم، فروردین 1360: ادامه فراخوان

ما قبلا از شما تقاضا کردیم که به کاریابی شماره یک بیایید و آنجا را تبدیل به محل تجمع دائمی کارگران تهران نمائید. بسیاری از شما به کاریابی آمدید و می آیید. اما فقط برای سرکشی! می آئید و میروید! آیا به کاریابی میائید که سرگرم شوید؟ آیا باید حتما "خبری" باشد تا بیایید؟! اگر حتما باید "خبری" باشد به اطلاع شما میرسانیم که در کاریابی "خبرهائی" هست. ضد انقلاب دریافته است که تجمع کارگران در کاریابی خطرناک است. پاسداران هر روز به کاریابی میایند، پس حتما خبرهائی هست!
اگر بیکارید، اگر بدنبال کار گشته اید، اگر هنوز در پی کار هستید، بدانید که وزارت کار دوایری دارد بنام کاریابی. باید وزارت کار را مجبور کنیم برای ما کار پیدا کند.پس به کاریابی بیائید! همگی هر روز آنجا جمع میشویم تا این فشار دائمی و طاقت فرسا را به فشاری سیاسی در جهت حل بیکاری بدل کنیم.
هیچ کس نخواهد توانست کارگر بیکار را از کاریابی بیرون کند، مگر اینکه خودش را بعنوان دشمن کارگران افشاء نماید ...
اگر میخواهید دشمنان خود را بهتر بشناسید به کاریابی بیائید ...
اگر هنوز نمیدانید که چه موانعی بر سر راه احقاق حقوق کارگران وجود دارد، به کاریابی بیائید تا اولین و بزرگترین مانع را حی و حاضر نشانتان دهیم!
پرده سوم، اردیبهشت 1360: انتقال کاریابی به آدرس دیگر

چرا انتخاب کاریابی شماره یک و نه خود خانه کارگر؟ خودتان میدانید که خانه کارگر لانه جاسوسان حرفه ای کارخانه ها و انجمنهای اسلامی و مقری برای توطئه های ستون پنجمی شده است که در بین کارگران و علیه آنان فعالیت میکند. در مجموع باید گفت خانه کارگر که روزگاری محل نطقهای آتشین کارگران بود اینک در دست دشمنان کارگران و رسما در اختیار حزب جمهوری اسلامی و حزب توده است.
از طرف دیگر وقتی وزارت کار می گوید وظیفه کاریابی اینست که از بیکاران ثبت نام کند و آنهارا طبق مقررات به سرکار بفرستد چه جایی بهتر از کاریابی برای تجمع میشود یافت؟
هرجا تخم مرغ مبدهند چند صد نفر ایستاده اند هر جا مرغ میدهند صدها نفر صف کشیده اند حتی آنجا که موتور سیکلت میفروشد از شدت ازدحام سر ده ها شکسته میشود. پس اگر جایی هست که کار میدهند می توان در آنجا جمع شد. وزارت کشور هم نمیتواند بگوید که میتینگ غیر مجاز گذاشته اید!
تجمع در مقابل کاریابی هر نوع بهانه ای را از پاسدار و کمیته چی و واعظ و پلیس سلب میکرد. اگر کار بخواهی و جلوی کاریابی منتظر خوانده شدن اسمت باشی با چه بهانه ای می توانند متفرقت کنند؟ حتی محافظه کارترین بیکاران هم برای تجمع در مقابل کاریابی می توانند جوابی دندان شکن به پلیس بدهند و از عهده سوال و جواب های بازپرس کمیته برآیند.
براستی حسابهایمان درست از آب درآمد. با هیچ بهانه و نطق و خطابه ای نمی شد کارگران را از کاریابی بیرون کنند. لاجرم به شیوه های معلمان شهیدشان یعنی ساواکی ها متوسل شدند. تعقیب و مراقبت ! کار عده ای از پاسداران این شده بود که لباس مدرس بپوشند. خودشان را کارگر انقلابی جا بزنند و های و هوی را بیندازند و با اصطلاح عناصر آشوبگر را شناسایی کنند و آنگاه تعقیب!
پس چاره ای جز این نبود که کاریابی شماره ۱ بجای منتقل شود که اینهمه انرژی که برای رشد و بازسازی ساواک لازم است را بهدر نبرد. و چنین شد. کاریابی را به محلی بردند که فاقد حیاط بوده و عملا گنجایش کافی برای تجمع را نداشته باشد. البته وزارت کاردر این ابتکار وظیفه خود را فراموش نکرده و برای کارگران کار هم ایجاد نموده است چرا که بالا و پایین رفتن از صد پله بهرحال کار است.
وزارت کار در این فرار انقلابی خود چند چیز را بوضوح و برای چندین بار ثابت کرد.
اولا بازهم ثابت کرد که ادعاهای ما مبنی بر اینکه این وزارت . وزارت کار نیست وزارت سرمایه است. کاملا صحیح است که وزارت کار از تجمع کارگران از آگاه شدن و از دسترسی آنان به حقوق حقه خود می هراسد وزارت کار ثابت کرد که دایر کردن کاریابی بقول رجایی اقدامی است برای ممانعت از آمدن کارگران به خیابان! و اگر قرار باشد کارگران به کاریابی بیایند و آنجا جمع شوند نقض غرض میشود و باید آنرا تعطیل کرد.
وزارت کار ثابت کردبا همه کبکبه و دبدبه اش و علیرغم اینکه دست در دست سایر ارگانهای سرکوب دارد یارای مقابله و رودرو با کارگران متحد را ندارد.
بقول رفقای هوادار، اگر عده ای معدود ازکارگران بتواننند وزارت خانه ای را از سطح زمین به ارتفاع ۳۰ متری برتاب کنند اتحاد همه آنان می تواند براحتی دولت سرمایه و نظام سرمایه داری را به آسمان هفتم بفرستد.
با اینحال ما هنوز بفکر محل تجمعی دائمی برای کارگران بیکار تهران هستیم و به احتمال زیاد کاریابی دیگری را به بیکاران تهران پیشنهاد خواهیم کرد فعلا در حال مطالعه ایم و امیدواریم استقبال کارگران از دعوت آتی ما آنچنان باشد که مسول کاریابی حتی اگر بخواهد نتواند از میان ازدحام جمعیت اسباب کشی کند.
در خاتمه باید بگوییم که کار برای کارگران بیکار کوپن قند و شکر نیست که صرف نظر کردنی باشد. اگر کاریابی را به سرکوه قاف هم ببرند در آنجا جمع خواهیم شد و اگر آنرا تعطیل کند هم چنان فرقی نمیکند. ساختمان اصلی وزارت کار را به پاتوق خود تبدیل میکنیم و اینبار همراه با جنگ زدگان و آوارگان خاک سفید و گرمدره خواهیم آمد. خواهیم آمد تا اگر از آنجا هم فرار کردند از اتاقهای گرم و نرمشان استفاده کنیم.
کارگران و زحمتکشان در مبارزه خود علیه مظالم و مصائب سرمایه داریهمیشه با کل دولت سرمایه مواجه بوده اند و اکنون مسولان کاریابی و وزارت کار ندانند که بهر حال در چنگ کارگران و زحمتکشان انقلابی ایران اسیر خواهند بود و فرار فقط چند صباحی می تواند آنان را از آتش روزافزون انقلاب مصون دارد.