در یک کلام دوره کارگران ساختمانی بعنوان کارگران بیسواد و برای انجام کارهای ساده و در خدمت امورات موقت به پایان رسیده است. اگر فرهنگ حاکم بر جامعه را طبقه حاکم و در خدمت منافع خود شکل میدهد، در اینصورت کلمه "عمله" مصداق روشن آن است. بدون آق و تحقیر بیپایان نهفته در این کلمه چگونه میتوان بیحقوقی مطلق نسل پس از نسل زحمتکش ترین بخش طبقه کارگر را توجیه کرد؟

(در بررسی قانون جدید بیمه بیکاری)

قانون بیمه بیکاری را باید در کنار قانون کار مد نظر دولت قرار داد که هر دو اساسا برای هموار کردن هر جه بیشتر کارکرد سرمایه در آن کشور و در چهاچوب قوانین ناظر بر اصل 44 قانون اساسی تهیه شده است. قانون کار دست کارفرما را برای قراردادهای برده دارانه موقت باز میگذارد، افسار گسیختگی اخراج کارگر را به اوج خود میرساند، آنوقت قرار است قانون بیمه بیکاری کارگر اخراجی بیکار را به ناکجا آبادی هدایت کند که بجای طلب حق خود با شندرغاز صدقه برای سالهای متمادی بسوزد و بسازد.