بیمه بیکاری موجود بیشتر از آنکه یک سنگر رفرمیستی، یک نان سفره در روز مبادا و سنگری برای جمعاوری نیرو کارگر باشد؛ ابزاری برای تفرقه میان شاغلین و بیکاران، میان بیمه دهندگان و مابقی کارگران عمل کرده است. بیمه بیکاری یک جبهه دیگر در مقابله   منفرد او با کارفرمای توطئه گر را به کارگر تحمیل کرده است، جبهه ای که بشدت جسم و روح کارگر را فرسوده میسازد.

***

در سال جاری تعداد دریافت کنندگان بیمه بیکاری در ایران 178 هزار نفر بوده است. آمار مشابه برای سال گذشته تعداد 205 هزار نفر را شامل میگردد. (اظهارات مدیر کل تعاون در وزارت کار، خبرگزاری ایسنا، اردیبهشت 1394)

حتی اگر رقم رسمی دولت مبنی بر بیکاری را بپذیریم، حتی اگر همه مشمولین را کارگر فرض بگیریم، بنا به اعتراف وزارت کار تنها سه و نیم درصد کارگران بیکار مشمول دریافت بیمه بیکاری گشته اند. مدیر وزارتخانه با کمال میل متذکر میشود که این رقم سال قبل و همه سالهای قبلتر نیز تغییر نداشته است. دولت و کل طبقه بورژوای ایران حق دارد به مدیران وزارت کار خود افتخار کند. در متن این خبر و در پنج شش کلمه ترازنامه پر افتخار کارکرد دولت به رخ کشیده میشود که چگونه دست کم شش میلیون کارگر و خانواده کارگری از هر گونه حمایت در عرصه "کار و تامین اجتماعی" کوتاه شده است. در آن جامعه   بیکاری به معنای گرسنگی و تباهی است. "بیمه بیکاری" کلاه شرعی و قانونی آنرا تشکیل میدهد. میشود از مدیر مربوطه پرسید چگونه این انسانها بیکار شدند؟ تکلیف تامین زندگی جمعیت محروم از بیمه بیکاری چیست؟

بخش مهمی از تاریخ مبارزه طبقاتی و از زبان مارکسیسم صرف اثبات این حکم گردید که بیکاری محصول کارکرد سرمایه داری است. هنوز هم همین مبارزه در مقابل ریاکارانی که بیکاری را به اشتباهات سیاستهای اقتصادی این یا آن دولت نسبت داده و کارگران را به امید حل مساله بیکاری بدنبال این یا آن سیاستمدار شارلاتان میفرستند؛ ضروری است. ادامه طبیعی مبارزه طبقاتی کارگری به کرسی نشاندن خواست بیمه بیکاری بود، خیلی طبیعی است که باید کارفرما و دولت را وادرار به پذیرش مسئولیت در قبال عوارض و مصائب نظام خود کرد. طبقه کارگر در ایران امروز با دولتی روبرو است که بیکاری را سازمان میدهد، تسهیل و توجیه میکند و با گردن افراشته به تامین معاش بیکاران دهن کجی میکند. در ایران همانقدر که اخراج کارگران قانونی است، گرسنگی و بی پناهی کارگر بیکار نیز قانونی است. توحش مطلق حاکم بر بازار کار ایران زیر بیرق "قراردادهای موقت کار" بر هیچکس پنهان نیست. بیلان سی و اندی سال دولت در این خلاصه میشود که قراردادهای موقت را در تمام وجوه آن قانونی ساخته است. اما برای نزدیک شدن به عمق دشمنی دولت با طبقه کارگر باید به بیمه بیکاری نگاه انداخت.    

"بیمه‌شدگانی که بدون میل و اراده بیکار شوند در صورتی که دارای حداقل شش ماه سابقه پرداخت حق‌ بیمه باشند می‌توانند از مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند."

قانون بیمه بیکاری در ایران را باید ساده ترین و روشن ترین قانون دنیا نامید. باید بلافاصله اضافه کرد ترکیب 26 کلمه   تحت عنوان "قانونی برای بیمه بیکاری" و تبدیل آن به ابزار گرسنگی و محرومیت دست کم شش میلیون خانواده از مردم زحمتکش در طول بیست سال آزگار را باید جزو رذیلانه ترین توطئه و جنایت طول تاریخ بشری قرار داد. حق دارید بپرسید سرنوشت کارگر جامعه قبل از قانون بیمه بیکاری از چه قرار بوده است؟ حق دارید بپرسید تکلیف میلیونها کارگری که هنوز شامل بیمه بیکاری نشده اند چگونه است؟

مطابق اظهارات مدیر کل وزارت کار "تشخیص ارادی و غیرارادی بودن بیکاری بر عهده کمیته‌ای متشکل از نمایندگان اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین‌ اجتماعی است"

بدون شک جلسات این کمیته باید بسیار سرگرم کننده باشد. دیدن چهره اعضای کمیته که حرف دهان یکدیگر گذاشته، و در متن شاهکار وزارتخانه متبوع در تثبیت قراردادهای موقت، پرونده متقاضیان را یکی پس از دیگری به سطل آشغال می سپارند، حتما باید تماشایی باشد. کمیته مشابهی در دستگاه قضایی برای محاکمه کارگران اعتصابی وجود دارد. پروتوکل جلسات این دو کمیته را باید با عکس ساختمانهای نیمه سوخته   وزارت کار و دستگاه قضایی به اسناد تاریخ زمینه عصیانهای حق طلبانه کارگری سپرد.  

درایت زیادی نمی طلبد که دید 97 درصد از کارگران آن جامعه عملا و رسما و مطابق قانون از امکان برخورداری از بیمه بیکاری کذایی محروم شده اند. درایت زیادی نمی طلبد که تشخیص داد همه خاصیت قانون بیمه بیکاری در کیسه گشادی است که برای دریافت حق بیمه از کارگران دوخته شده است. کافی است به ارقام نجومی از بیمه بیکاری کسر شده از دستمزد کارگران مراجعه شود، پولهایی که به بهانه های مختلف هرگز به کارگران در هنگام بیکاری پرداخت نمی گردد، و یا پولهایی که معمولا کارفرما به سادگی به جیب میزند. بیمه بیکاری حدیث یک توطئه آشکار دولت در سرکیسه کردن و سردواندن کارگران و توجیه رفع مسئولیت در مقابل گرسنگی و نیاز بیکاران است.

"بیمه بیکاری" با همین مضمون و با همین کارکرد در ویترین دولتهای سازندگی، اصلاح طلب، اصول گرا، پوپولیست و انواع اقسام حشرات ضد کارگری بیرون و درون مجلس خود نمایی کرده است. همه این گروه بندی های سیاسی بعلاوه ارگانهای ضد کارگری آنها، شوراهای اسلامی و خانه کارگر از تا آنجا که به سیاست و اهداف ناظر بر آن و سطح بیمه و دامنه مشمولین مربوط باشد نعل به نعل مشترک عمل کرده اند. نکته در خور توجه اینستکه همه این جناحها به جهت که چرخیده باشند، به همان اندازه که به دلجویی سرمایه و دزدی و ارتشا رو آورده اند، بیمه بیکاری سنگر لجن پراکنی آنها به طبقه کارگر بخدمت گرفته شده است.

آنچه بنام "بیمه بیکاری" در ایران وجود دارد، یک سند بدون چون و چرا   بر استنکاف دولت از گردن گذاشتن بر وظیفه خود در قبال تامین زندگی شهروندان جامعه است. چه چیزی گویاتر از اینکه در بحبوحه یک بحران معاش، در حالیکه یکی بعد از دیگری یارانه ها و حمایتهای جنسی، گرانی و تورم قطع شده اند، در حالیکه دولت با قانونمندی قراردادهای موقت رسما بیکاری را رونق میبخشد؛ بیمه بیکاری سه در صدی جز محکوم ساختن مردم به مرگ تدریجی؛ از معنای دیگری برخوردار نیست. بیمه بیکاری موجود بیشتر از آنکه یک سنگر رفرمیستی، یک نان سفره در روز مبادا و سنگری برای جمعاوری نیرو کارگر باشد؛ ابزاری برای تفرقه میان شاغلین و بیکاران، میان بیمه دهندگان و مابقی کارگران عمل کرده است. بیمه بیکاری یک جبهه دیگر در مقابله   منفرد او با کارفرمای توطئه گر را به کارگر تحمیل کرده است، جبهه ای که بشدت جسم و روح کارگر را فرسوده میسازد.

طبقه کارگر ایران در سی سال اخیر در تحول جامعه ایران، در سازندگی و آفریدن ثروت یک معجزه آفریده است. بحران عمیق سرمایه در ایران به قیمت استثمار وحشیانه طبقه عظیم کارگر به مجرای ثروت عظیم بورژوازی تبدیل گردید. طبقه کارگر در کناز کار شاق و پایین ترین دستمزدها در عین حال بیکاران طبقه خویش را نیز بر گرده خود گرفت. تقسیم دار و ندار با در و همسایه و دوست و فامیل جز فقر عمومی نتیجه دیگری نمیتوانست بدنبال داشته باشد. این طبقه باروت لازم برای انفجار کل جامعه را در کوله خود دارد و بیمه بیکاری شایسته میتواند مشتهای کارگران را بهم گره بزند.

مصطفی اسدپور

22 اکتبر 2015