هیچ چیز حق طلبانه تر از اعتراض کارگران برای دستمزدهای خود نمیتواند باشد. حقیقت اینجاست که چپ ایران به بازار گرمی دستمزدهای عقب افتاده خو گرفته، با آن به خشم در میاید، با تفسیر آن برنامه و نشریه پر میکند، با آن به خلسه سوسیالیسم میرود. آنچه این چپ نمیتواند و نمیخواهد ببیند این است که اعتراضات علیه دستمزدهای عقب افتاده اساسا نه اعتراض خودبخودی بلکه ادامه سیاست فعال شوراهای اسلامی و خانه کارگر است.

اداره آمار جمهوری اسلامی هر هدفی را تعقیب کند، اما برای یک وجدان بیدار در پشت جدولها و اعداد این کتابچه قطور، انسانها و خانواده هایی از نوع خود، با گوشت و پوست استخوان، با یک نام، با انبوهی از آرزوها و رویاها نهفته است. عبارت "بیکاری " دنیایی از تحقیر و نداری؛ عبارت "کار موقت" انبانی از ترس و اضطراب را زنده میکند.

جنبش و اعتراض کارگری در مقابل یک موقعیت تعیین کننده قرار گرفته اند. چگونه میتوان گام بعدی را بجلو برداشت؟ رهبران کارگری مبارزات جاری توانسته اند با هوشیاری زیاد از تحریکات ناخواسته پرهیز نمایند. همین کارگران میتوانند   تحرکات وسیعتر و تعرضی را با تکیه به حمایت گسترده تر سازمان دهند. در صورت همکاری تعداد بیشتری از اعتراضات کارگری و حمایت مردم میتواند دولت را کماکان دست به عصا و محتاط نگه بدارد.

یک کارگر نقاش و از فعالین اتحادیه نقاشان بود که نمایندگی کل طبقه کارگر در تمام عرصه های سیاسی و اجتماعی را بر دوش خود میکشید. او مظهر و مبشر قدرت طبقاتی کارگری در دنیای امروز بود. کارگری که میخواهد و قابلیت آنرا در خود می بیند که مصدر حکومت گردد.

جزوه تجربه شورای کارگران بیکار در روسیه به نقل از نشریه علیه بیکاران

با اعلام شروع اعتصاب دنیای متفاوتی بر روی کارگران باز شد. در این دنیا حفظ اتحاد سنگ بنا بود. سازمان نقش هوا و تنفس برای زنده ماندن را داشت. معدن دیگر نه جایی برای فرسودگی و استثمار  بلکه محل و ابزاری برای ابراز قدرت را یافته بود. "شصت سال است ما و پدرمان در این معادن جان میکنیم، چرا سهم ما از زندگی اینست؟" در یک چشم بهم زدن موضوع دستمزدهای عقب افتاده تبدیل به یک لیست بلند بالا میگردد، سطح دستمزدها، ایمنی کار، مزایا، ساعات کار، مسکن، تحصیل کودکان و ...

طبقه کارگر در ایران در آستانه دوره ای ایستاده است که نسل کارگران قراردادی وارد سن بازنشستگی خود میگردند. کارگرانی که شصت تا شصت و پنج ساله میشوند بدون اینکه هرگز فرصت کرده باشند شغل "واقعی" را تجربه کنند؛ یک شغل با قرارداد رسمی و قانونی، کارفرمایی که حق بیمه و بازنشستگی را واریز کرده باشد و بعلاوه تداوم لازم سی ساله را بر خود دیده باشد.

در ایران امروز یک جنگ طبقاتی حاد در جریان است. حمله طبقه سرمایه دار هست و نیست طبقه کارگر را به بازی گرفته است. در مقابل چشم کارگر و با هر ذره ای که از شرایط زندگی وی به یغما میرود یک طبقه سرمایه دار بشدت آگاه و سازمانیافته را قویتر میسازد. این محرومیتها را  نه میشود توجیه کرد و نه فضای اعتراضی علیه  آنرا مانع شد. در این جنگ سیاست سرمایه داران رو به طبقه کارگر وقت خریدن است.