جنبش و اعتراض کارگری در مقابل یک موقعیت تعیین کننده قرار گرفته اند. چگونه میتوان گام بعدی را بجلو برداشت؟ رهبران کارگری مبارزات جاری توانسته اند با هوشیاری زیاد از تحریکات ناخواسته پرهیز نمایند. همین کارگران میتوانند   تحرکات وسیعتر و تعرضی را با تکیه به حمایت گسترده تر سازمان دهند. در صورت همکاری تعداد بیشتری از اعتراضات کارگری و حمایت مردم میتواند دولت را کماکان دست به عصا و محتاط نگه بدارد.

اعتراض کارگری در ایران: یک شبح مملو از تناقض و شگفتی است.

اعتراض علیه بیکاری تمام جامعه را فرا گرفته است. بیکاری بیداد میکند. در یک جامعه مملو از ثروت و امکانات در دل یک شکاف عظیم طبقاتی بخش بزرگی از مردم گرسنه اند. بطرز مسخره ای دولت از خود رفع تکلیف میکند. ریاکاری و عده های پوچ تنها آتش خشم مردم را تشدید میسازد. حقانیت اعتراض برای کار و بر علیه گرسنگی یک داده عمومی آن جامعه است. بر متن این شرایط اعتراضات گسترده کارگری موجود، با رگه های آشکار از قویترین جنبش های کارگری در تاریخ ایران، برای کسب ساده ترین موفقیتهایی که شایسته آن است باید در روشهای خود تجدید نظر کند. در طول چند ماهه اخیر کارگران فارسیت درود در دو حرکت اعتراضی   نقش پیشگامان مبارزه موثر را بعهده گرفته اند. نگاهی دقیق تر به اشکال مبارزاتی علیه بیکاری موضوع نوشته است.

مبارزات گسترده و قدرتمند جاری

قدرت اعتراض کارگری در ایران خیره کننده است. در دل یک دولت ضد کارگری و در شرایط سرکوب اعتراضات کارگری به میل خود در جامعه جولان میدهد. برای کارگر تجمع و تصمیم گیری، فرموله کردن مطالبات، خواباندن کار، طرف شدن با دولت، به هماورد طلبیدن دادگاه و دستگاه امنیتی برای آزادی رفقای زندانی یک امر ساده و طبیعی شده است. ابعاد اعتراضات کارگری ایران در ابعاد جهانی نیز بی سابقه است. دامنه اخبار اعتراضات آنقدر گسترده است که طبقه ما را در دیدن یک واقعیت اساسی کور کرده است. کارگر در ایران از دیدن موقعیت خود غافل است.

نکته اساسی دیگر در تحولات طبقاتی کارگری در ایران تکیه به مبارزه بعنوان تنها راه رسیدن به خواسته های خویش است. آیا کسی به خاطر میاورد کی و کجا و چگونه بساط شوراهای اسلامی دود شد و هوا رفت؟ آیا کسی متوجه هست چرا دکان انجمن های صنفی کساد مانده است؟ اینها ابزار توهم دولت، ابزار گدایی از حکومت، ابزار ایجاد توهم، ابزار توجیه ترس در میان کارگران بودند. کسی بخاطر نمی آورد که این ارگانها تا آخرین لحظه در مقابل روی پای خود ایستادن اعتراضات کارگری جنگیدند. گذر سریع کشمکشها طبقه ما را از دیدن این واقعیت مهم نیز کور کرده است.

موج جدید و رهبران جدید

تک تک تحولاتی که ذکرش رفت مبین شکل گیری طیفی از رهبران طبقاتی آگاه است که نقش تاریخی مهمی را بر دوش گرفته اند. هویت و نقش این طیف رهبران چند وجه مهم را در بر میگیرد.
اولین مورد بیرون کشیدن جنبش و اعتراضات کارگری از زیر چتر ضد رژیمی گری است. فشار ضد رژیمی که بسیار فراتر از جریان سبز بود، کل وزن سیاسی - طبقاتی اعتراض کارگری و بخصوص در زمینه های اقتصادی را به حاشیه میراند. اعتراض کارگری با یک ابزار حاشیه ای این جریانات نزول کرده بود. با گذشت تحولات پر سر و صدای گذشته و سترونی سیاسی امروز جریانات و فضای ضدرژیمی است که میتوان بارقه های یک جنبش کارگری قدرتمند برای آینده را دید.

دومین مورد، بیرون کشیدن گلیم اعتراض و حق   طلبی کارگری از دل یک حمله عظیم سیاسی ایدئولوژیک بورژوایی در ایران است. چند سال اخیر را باید یکی از فشرده ترین حملات و یکی از سازمان یافته بسیج سیاسی تاریخ بورژوازی جهانی در یک کشور معین نام برد که بزبان فارسی صورت گرفت. با کمی فاصله با در نظر گرفتن ابعاد کتابها، بکارگیری تمامی دستگاه مدیا، بسیج طیف روشنفکر و طبقه خرده بورژوا که اعتراض کارگر را مسخره کردند میتوان به جنگ روانی و ایدئولوژیک در جریان پیش برد. آدام اسمیت، ریکاردو، مکتب شیکاگو، پرودن و بنجل ترین و دست راستی ترین شخصیتها و مزخرف ترین ایده ها فقط به اعتبار نفی طبقه کارگر و اعتراضش دوباره جان گرفتند و به جان جامعه افتادند. کمر راست کردن اعتراض و جنبش کارگری در مقابل این فشار بدون کار آگاهانه رهبران و فعالین محلی ممکن نمیبود.

سومین مورد، سازماندهی اعتراضات کارگری در دل بدترین شرایط اقتصادی، در واقع در دل یک فلاکت تمام عیار است. باید بخاطر آورد که در دو ساله اخیر اکثریت اعتصابات بیشتر از یک روز تداوم داشته اند. به این ترتیب نفس سازمان دادن اعتصاب برای کارگرانی که نه خود و نه خانواده از توانایی سیر کردن شکم برخوردارند، یک امر غیر ممکن بنظر میرسد. چگونگی غلبه بر پراکندگی، ناباوری و ترس در این شرایط بسیار دشوار از ناگفته های پرشور انسانهایی است که بر قلب آن جامعه سنگینی میکند.

 
اعتراضات گسترده ، در تناقض و بلوغ

اعتراضات کارگری در ایران یک تحول پر هیجان را پشت سر میگذارد. این جنبش مملو از تناقض و مملو از شگفتی است. دستاوردهای ناچیز به هیج وجه با دینامیسم و جوشش درونی این جنبش و گستردگی آن خوانایی ندارد. اعتصابات و تجمع در محل کارحانه کماکان رایج ترین شکل ابراز اعتراض کارگری را تشکیل میدهد. برای شناخت بیشتر از موقعیت فعلی شاید بهتر باشد به سوالات کلاسیک پاسخ دهیم.

آیا این جنبش دفاعی است؟

پاسخ به این سوال به سادگی یکی دو سال قبل نیست. این درست است که خواستها کماکان عمدتا بر سر دستمزدهای عقب افتاده دور میزند. اما باید در نظر گرفت که اعتصاب شکل غالب اعتراضات است. در بسیاری موارد اعتصابات ادامه دار است. کارگران خواهان دسترسی به دفتر و حسابرسی کارخانه بوده اند. در مورد کارگران بیکار کارخانجات نفس گردآوردن کارگران بیکار که دیگر زیر یک سقف گرد هم نیستند خود دلیلی بر قدرت سازماندهی بالا است. بعلاوه در اجتماع خود کارگران دولت را مسئول رسیدگی به خواستهای خود مورد مواخذه قرار داده اند. این چنین جنبشی را نمیتوان براحتی "دفاعی" خواند.
مساله تجمعات در جلوی مجلس بهترین شاهد دال بر تناقض بزرگ درون اعتراضات کارگری است. بدون تردید برگزاری اعتراضات کارگری که علارغم تجمع در یک محل و حتی با خواست مشترک دستمزدهای عقب افتاده آنهم خطاب به یک مرجع مشترک؛ با این وجود بصورت جزایر جدا از هم   گویای پراکندگی است. اما در عین حال تمرکز خواستها به سمت دولت و طرح مستقیم مطالبه در مقابل دولت همزمان توسط   صدها مرکز کارگری نشانه های قوی از سراسری بودن را با خود دارد.

آیا این جنبش محلی است؟

مشاهدات ساده گویای شکل گیری جدا از هم اعتراضات کارگری است. هنوز حتی در مناطق صنعتی و حتی در کارخانه های مجاور اعتراضات بر سر خواست مشترک شکل نگرفته است. اما در عین حال مطالبات   کارگری با گامهای بزرگ به یک سمت متمرکز شده   است. سطح مبارزات نیز از یک سطح استاندارد و متداول سراسری   برخوردار شده است. به این دلیل علارغم عدم پیوندهای سراسری اما نشانه فعل و انفعالات و عطف توجه کارگران پیشرو در جنبش کارگری بسیار امیدبخش است.

آیا این جنبش خودبخودی است؟

اگر از صف تجمع کارگران بپرسید، همه فریاد خواهند زد: بله، بله، بله. کاملا خود بخودی و بدون برنامه قبلی است! این از خصایص یک جنبش کارگری است در دل شرایط بسیار دشوار باید خشت های وحدت را روی هم بچیند. در این باره باید مفصلتر نوشت. همینقدر برای هدف این نوشته کافی است اشاره گردد که فلاکت موجود قدرت مانور کارگران بطور کلی و کارگران پیشرو را علی الخصوص بسیار محدود ساخته است. حرکات اعتراضی با متانت عمل کرده و به این ترتیب از درگیری زودرس پرهیز میکند. بعلاوه این جنبش مجبور است در مقابل تحریکات جریانات ضد رژیمی و در مقابل فضای اختلافات جناحها رژیم گارد بسته خود را حفظ نماید. آنچه که به جنبش موجود اجازه ابراز وجود و قدرت ادامه حیات میدهد، مجامع عمومی است. از نقطه ضعف های آن عدم عنایت آن به فونکسیونهای "ابتدایی تر" کارگری از جمله صندوقهای مالی و تعاونی هاست. اینها از جمله دلایل اصلی است که این جنبش را کماکان در بند خود نگه میدارد. شباهت این جنبش به جنبش خودبخودی ناشی از   ظرفیتهای آن نیست بلکه تسلیم آگاهانه و عاقلانه آن به شرایط عینی است.

روشهای مبارزه و تغییر سرنوشت مبارزات علیه بیکاری

بسیار طبیعی است که روشهای مبارزه از فاکتورهای پایه ای تر تاثیر میپذیرد. تناسب قوای طبقاتی، میزان تشکل یابی طبقه کارگر، سیاست و افق غالب بر جنبش است که روشهای مبارزه را شکل میدهد. اما همزمان پر واضح است تعیین روشهای مبارزاتی یک هنر، یک فن است؛ کسب و جا انداختن این روشها مستلزم تبادل نظر وسیع و امکان بررسی و جمعبندی تجارب محلی و سراسری است؛ و بعلاوه یک روش مبارزاتی نادرست میتواند کل جنبش را به زانو درآورد. این مخاطره ای است که اعتراضات کارگری موجود با آن دست و پنجه نرم میکند.

جنبش کارگری برای غلبه بر بحران بیکاری به بخش شاغل خود نیاز مبرم دارد که بتواند به اتکا به فشار فلج کننده این بخش بورژوازی را به قبول کاهش ساعت کار و قبول بیمه بیکاری وادار نماید. سوال اینستکه آیا جنبش علیه بیکاری در حاضر در حالیکه هنوز کارگران شاغل در آن سهیم نیستند، تا چه حد میتواند به اهداف خود دست بیابد؟

جنبش جاری کارگری با همه نقاط قوت خود نیاز به "دندان" دارد. بر عکس خرده بورژوازی، قدرت طبقه کارگر در اجتماع خیابانی او نیست. شیفتگی خرده بورژوازی به خیابان و شعار "مرده یا زنده باد" دقیقا بنا به منافع طبقاتی اوست. نفس تجمع کارگری را مادام که در محل کارخانه و دور از سایر بخشهای کارگری باشد، دولت و سرمایه دار میتواند دور بزند. ندیده بگیرد. خنثی کند. سعه صدر دولت نسبت به تجمعات کارگری در مقابل مجلس نیز ناشی از همین منطق است.   بنا به طبیعت زندگی مزدی طول عمر یک   تجمع اعتراض کارگری نمی تواند بیش از چند روز معدود بطول بیانجامد. یک رهبر کارگری میداند که فرسودگی و اصطکاکهای درونی و تفرقه در کمین اتحاد کارگری نشسته است.

تجارب جنبش کارگری جهانی نشان داده است که اعتراض کارگری علیه بیکاری، علیه فقر و برای حمایتهای دولتی باید از خصوصیات زیر برخوردار باشد.

اولا، خود را به بستر توده های بزرگ شهری متصل کند. هیچ چیز طبیعی تر از حمایت توده مردم از یک تجمع اعتراض کارگری نیست. بحران اقتصادی همواره درجات مختلف از نارضایتی عمومی را با خود همراه دارد. یک اجتماع کارگری، فریاد کسی که کار میطلبد، اعتراض برای شکم گرسنه، دادخواست کسی که بخاطر منافع شخصی کارخانه دار از هستی ساقط شده است؛ همواره حمایت عمومی را بهمراه دارد. کمتر وجدان انسانی را میتوان سراغ گرفت که حمله نیروهای پلیس به صف اعتراض کارگری را ببخشد. اعتراض کارگری نمایش زور آزمایی خیابانی این یا آن اپوزسیون سیاسی به قدرت طلبی یکی در مقابل دیگری ترجمه نمی شود.

ثانیا، اعتراض کارگری باید خواست فوری روشن را مطرح سازد. حقوق عقب افتاده، لغو حکم اخراج، آزادی کارگران زندانی، بیمه مجانی، مواد غذایی، کمک هزینه فوری. طرح این مطالبات باید حق طلبانه صورت گیرد. کارگران جمع شده و پاسخ می طلبند. قرطاس بازی مسئولین دولتی، حواله به مدیر عامل و سایر ارگانها موقوف!

ثالثا، اعتراض کارگری باید دندان داشته باشد، گاز بگیرد. چوب لای چرخ گوشه ای از فونکسیون دولتی و اجتماعی بگذارد. در نوشته های دیگر همین شماره نشریه مفصل تر به این موضوع پرداخته ایم.

رابعا، اعتراضات کارگری در عین حال باید شعار استراتژیک و سراسری تر خود - بیمه بیکاری - را در جامعه هر چه بیشتر بشناساند.

این لیست میتواند بنا به موقعیتهای مختلف تغییر کند. اما بهر حال باز بینی دقیق از روشهای مبارزه امری است که برای   رهبران کارگری اجتناب ناپذیر می باشد. نمونه اعتراضات کارگران فارسیت درود بسیار گویاست.

از کارگران فارسیت درود بیاموزیم

کارگران فارسیت درود در ادامه اعتراضات خود علیه بیکارسازی و علیه دستمزدهای معوقه در دو نوبت در تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند. این دو اعتراض هر یک بنوبه خود تجربه جدیدی در نقطه مقابل اجتماعات   گسترده و بی حاصل جلوی مجلس بود.

مورد اول: از 23 فروردین ماه تعداد 140 نفر از کارگران برای اعتراض به تهران آمدند. محل تجمع کارگران بجای جلوی مجلس، در پر رفت و آمد ترین بخش شهر، در پیاده رو خیابان آزادی مقابل وزارت کار انتخاب گردید. اجتماع   کارگران در سرمای سوزان زمستانی بسختی قابل اجرا بود اما در چهار شبانه روز که تحصن جریان داشت تعداد قابل توجهی از رسانه ها و عابرین را بخود جلب کرد.

مورد دوم: خرداد 1394 بمدت نه روز تحصن و اینبار اطراق دائمی در مقابل ساختمان وزارت کار.

کارگران با در دست داشتن پلاکادها عابرین را از تجمع اعتراضی خود مطلع کرده، تمام محوطه را تحت الشعاع حضور خود قرار دادند. تمامی کارگران فعال تر از گفتگو با رهگذران فرصت سر خاراندن پیدا نمیکردند. تا روز پنجم نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها از نزدیک اوضاع را تحت نظر گرفته ولی از هر گونه اصطکاک پرهیز نشان دادند. روز ششم با تصمیم دو نفر از کارگران برای ورود به محل وزارتخانه ماموران دست به اعمال زور زدند که به محض دخالت سایر کارگران عقب نشستند. از همان روز دوم نمایندگان وزارت کار، نماینده مجلس و کارفرما در مذاکره مستقیم و غیر مستقیم سعی در اقناع کارگران و در درجه اول پایان تحصن را در پیش گرفتند.

مساله مهم و چشمگیر این تجمع حمایت عمومی مردم بود که با اهدای خوراکی و موارد دیگر مشتاقانه کارگران محصن را مورد حمایت قرار دادند.

 جنبش و اعتراض کارگری در مقابل یک موقعیت تعیین کننده قرار گرفته اند. چگونه میتوان گام بعدی را بجلو برداشت؟ رهبران کارگری مبارزات جاری توانسته اند با هوشیاری زیاد از تحریکات ناخواسته پرهیز نمایند. همین کارگران میتوانند   تحرکات وسیعتر و تعرضی را با تکیه به حمایت گسترده تر سازمان دهند. در صورت همکاری تعداد بیشتری از اعتراضات کارگری و حمایت مردم میتواند دولت را کماکان دست به عصا و محتاط نگه بدارد. گفته میشود یک افسر فرمانده   قبل از حمله به صف کارگران، اطلاعیه عقب نشینی را در جیب شلوار خود آماده دارد. به این باید اضافه کرد کارگران نیز بیانیه خود را برای چنین موقعیتی در جیب خود آماده خواهند داشت.

 

مصطفی اسدپور

هفتم ژوئیه 2015

 مطلب در فرم پی دی اف میباشد لطفا برای دانلود اینجا کلیک کنید.