دستمزدها چقدر باید باشد؟ این یک سوال نیست، با طنین این کلمات بوی خون، بوی بردگی، بوی حسرت و تلاش جانکاه برای بقا فضا را پر میکند. این یک سوال نیست، نمک روی زخم است، چرا که گوش شنوا و اصلا هدف و کسی بدنبال جواب نیست.

دستمزدها چقدر باید باشد؟

پاسخ از دل زندگی روزمره با صلابت کاردی که به استخوان برسد با هزار زبان خود را به در و دیوار میکوبد: دستمزدها باید آنقدر باشد که سفره ها جواب شکم و نیازهای بدن سالم را بدهد، آنقدر باشد که مسکن و درمان و بهداشت را از لیست معضلات و شب نخوابی مردم خارج کند. دستمزدها باید ریشه کار کودک معصوم را از صفحه روزگار پاک کند، آنقدر باشد که بشود به داد همکار و همسایه رسید که به فکر خودکشی و فروش کلیه نیافتد، دستمزدها باید آنقدر باشد که کسی تن به اضافه کاری ندهد، آنقدر باشد که وقت کافی برای تفریح و معاشرت و دنبال کردن مشغله های تشکل محله و کارخانه باقی بماند ...

دستمزدها چقدر باید باشد؟

این یک سوال نیست، بلکه بیانگر تداوم تباهی در دل جامعه است، جامعه ای که منافع و سودآوری سرمایه اساس و فلسفه وجودی آنرا شکل میدهد. این بیشتر از یک سوال، گویای یک حکم و یک فرض بغایت وحشیانه است، این سوال در بطن خود قدرت طبقه حاکم برای رقم زدن حق حیات و چگونگی تداوم حیات اکثریت کارکن جامعه را رسمیت میبخشد. فصل تعیین دستمزدها در ایران فصل گستاخی شنیع طبقه بورژوا و دستگاه حکومتی آن است که قلاده گسیخته، هار شده و به جان کارگر جامعه میافتند. آِیندگان در مرور روزنامه ها و صورت جلسات دوایر دولتی در ستون دستمزدهای روزگار ما از اینهمه ظرفیت پلیدی و توطئه در قاپیدن نان و دسترنج کارگر، از اینهمه خونسردی و نبوغ "جانور- منشانه" در دزدیدن نان، ویتامین، پروتئین، کتاب، آرامش، سرپناه، مهربانی و عاطفه ... از آحاد صغیر و کبیر طبقه کارگر غرق در حیرت خواهند شد!

دستمزدها چقدر باید باشد؟

این یک سوال نیست، چرا که هیچ محدوده ای برای پاسخ فرضی آن وجود ندارد. چه فرقی میکند، وقتی که کارفرما میتواند آنرا معلق و "معوقه" سازد؟ چه فرقی میکند، وقتی دولت با گرانی و تورم و قیمت مشغول بازی با آن است؟ چه فرقی میکند، زمانیکه نفس تولید، ادامه کار کارخانه و اشتغال به امیال و مصالح کارفرما گره خورده است؟

دستمزدها چقدر باید باشد؟

دستمزدها باید آنقدر باشد که برای هیچ کارفرمایی چرخاندن بیغوله های معادن، فرشبافی ها صرف نکند ... به آن اندازه باشد که فصل تعیین دستمزدها موعد عزاداری کارفرما بحساب بیاید.

بر اساس یک خواست قدیمی طبقاتی کارگری، حقوق و دریافتی هیچ وزیر و صاحب منصب حکومتی نباید از حداکثر دو برابر دستمزد کارگران تجاوز کند. این معیار قابل قبولی است. وقت آنستکه فصل دستمزدها پوست حضرات را کند. در اینصورت بخودی خود خانه کارگر با نمایش ضد کارگری "تعیین دستمزدها" برای همیشه گور خود را گم کنند!

 

بیستم دیماه 1398