شهرهای سرخ همه آن چیزی است که امر آزادی و رفاه و زندگی شرافتمندانه در سراسر ایران فورا به آن نیاز دارد.

شهر پس از شهر، سراسر ایران در تب خواستهای بر حق مردم زحمتکش میسوزد. به یمن اعتصابات پی در پی کارگران هپکو اراک، لوله اهواز، اعتصاب سراسری معلمان و دهها اعتصاب دیگر صدای اعتراض بر حق مردم در خیابانها از گلوی هزاران اعتصابی فریاد زده میشود. سفره خالی، دستمزد پرداخت نشده، چشمان به گود افتاده کودکان، اعتیاد برادر بیکار، پناه به بی پناهی فروش کلیه و فرسایش بی حاصل بدنبال دستفروشی و اضافه کاری؛ همه نکبتهای زندگی؛ بجای نفرین و خون دل کنج تنهایی از گلوی هزاران اعتصابی پرشور دستمایه اعتراض، دستمایه اتحاد برای تغییر میشوند. کارگران اعتصابی نه تقدیر، بلکه عاملین این زندگی جهنمی را به هماورد طلبیده اند. این صدا غرور می آفریند، این صدا را باید تقویت کرد.

جمهوری اسلامی از ترس رویارویی مستقیم و از هراس عصیان مردم به سیاست طفره و خریدن وقت پناه برده است. دولت و سرمایه داران روی فرسایش و پراگندگی و تفرقه تدریجی صف اعتصابیون حساب باز کرده اند. در مقابل، حالا نوبت مردم شهر، نوبت گردانهای ذخیره است که باید کارگران، اعتصاب و خواستهای آنها را در حلقه حمایت خود بگیریم.

در اعتصاب معدنچیان کارگران نروژی برای نگهداری کودکان کارگران در مدت اعتصاب اعلام آمادگی کردند. در اعتصابات بزرگ دوره قیام ساکنین شهرکهای مجاور اعتصابیون را ئدیده و نشناخته اما مثل برادر تنی در سفره و سقف خانه خود شریک ساخته اند. در امریکا دهها آشپزخانه عمومی در پارکهای شهر اعتصابات کارگری را به اعتصاب یک شهر تبدیل میساخت. ابتکار و راه حل مردم زحمتکش محلات اراک و اهواز چه خواهد بود؟