قاضی احمق دادگاه اراک صاحب خویش را در باتلاق گرفتار ساخته است.

کشمکش کارگران هپکو و آذراب در اراک با صدور حکم شلاق برای پانزده کارگر هپکو دور جدیدی را در پیش میگیرد. انعکاس گسترده این حکم خود گواه اهمیت این خبر است. مبارزات و اعتراض فشرده این کارگران خواب را بر دولت و کل حکومت، مقامات و ادارات از اراک تا تهران حرام کرده است. پس از دو سال مبارزات فشرده حق طلبانه کارگری، دولت قاضی دادگاه شعبه دوم خود در شهر اراک را جلو انداخته، عزم جزم نموده تا با حکم شلاق و پرچم نظم ابتکار عمل را بدست بگیرد. نفس حکم شلاق، تهدید نظم، فضای سرکوب و شانه بالا انداختن در مقابل خواست کارگران؛ هر چقدر که واقعی و جدی و مخاطره آمیز بنظر بیایند، که غیر قابل انکار میباشند، اما در میان انبوه تاکنونی انعکاس اخبار کشمکش کارگران اراک، برای اولین بار قامت واقعی و عمق طبقاتی نبرد هپکو و اراک خود را نمایان میسازد. قاضی احمق دادگاه اراک صاحب خویش را در باتلاق گرفتار ساخته است.

اولا، این حکم قبل از آنکه بر علیه اعتراض کارگری باشد، علیه توهم و علیه فریبکاری و سموم خانه کارگر است. با این حکم تمام مجاهدت خانه کارگر برای تبدیل هپکو به تظلم خواهی خیابانی، تصویر کارگران گرسنه که با مشت های گره کرده، از این وعده تا آن وعده فرماندار راه خانه در پیش میگیرند بر باد میرود. این حکم، تمام جزییات پرونده و اسناد و استدلالات آن رو به کارگران و اعتراضات سه روزه آخر اردیبهشت و بستن خط راه آهن شمال-به-جنوب دارد. این سه روزی است که اراک را و کاخ ریاست جمهوری در تهران را لرزاند. بعد از ماهها لک و لک و فس فس بناگهان "حوصله دولت سر رفت"، وزیر کار با چمدان چند ماه دستمزد در محل کارخانه سبز شد...

ثانیا، این حکم قبل از آنکه فرمان تقابل و حمله به اعتراض کارگری باشد، فرمان لفت و لیس، فرمان وقت خریدن و دور زدن اعتراضات کارگری است. قرار است پنج سال این سماق را به دندان بگیرند، برای خانه کارگر و داستان عزاداری خیابانی کارگران توسری خورده و ستون اخبار کارگری آن ماتریال بسازند.

ثالثا، این حکم قبل از آنکه دستمایه اعتبار برای دولت گردد، از پیش وزیر کار را دلقک اصلی یک نمایش نخ نما میسازد. قرار است روزی از روزها، وزیر کار جدید روزنامه ها را ورق بزند و دست بر قضا با اطلاع از حکم شلاق کارگران (طبعا در تشابه با وزیر کار قبلی، بعد از اجرای هر چه وحشیانه تر حکم) بر آشفته شده، و یادآوری کند: در جمهوری اسلامی، تجمعات صنفی کارگران آزاد است!

نظم را نباید از قلم انداخت. قاضی مربوطه هزار بار خود را به مضحکه عام و خاص تبدیل میکند، استثمار و توحش ذاتی سرمایه پیشکش، دو قورت و نیم باقی اقتصاد بازار آزاد پیش کش، با هر سطر و هر کلمه خبر مربوطه هزار بار این سوالات در ذهن و نزد هر وجدان بیدار زنده میشود که کدام نظم؟ منت قانون کار کشیدن و دزدی دستمزد را میگذارید؟

دست آخر و مهمتر از هر چیز تخت و طبق "آزادی پیگیری خواستهای صنفی کارگری" در حکومت اسلامی سرمایه است. بند ناف این ادعا به ماشین سرکوب رژیم گره خورده است. اعتراضات هپکو نمونه گویایی از پایان دوران نمایشات خانه کارگر و مظلوم نمایی و التماس توجه مسئولان است. عجالتا بهتر استکه این عالیجنابان بخاطر بسپارند اگر کارگر برای دیاگرامها و جدول زمانی شما وقعی نگذاشته، وعده و بیشتر از آن، خط و نشان کشیدن شما را نادیده میگیرند؛ و با هر اعتصاب و تجمع فیلشان یاد هندوستان میکند، نه فقط دستمزد و همه حقوق شایسته کارگری را فورا مطالبه میکنند بلکه عدالت و سعادت کل جامعه نیز بر پرچم آنها نقش میبندد؛ اینرا بحساب فقط بلند پروازیهای کارگران نگذارید. این تقصیر کمونارهای پاریس است؛ آنها تخم لق حکومت کارگری را در دهان کارگران انداختند.

تا همین جا هپکو چشم و چراغ اعتراض کارگری در ایران است، دقیقا به این خاطر که با تکیه به اتحاد صفوف کارگران حصار محدودیتها را شکسته و برای حق طلبی کارگری در تقابل با جبن و فرصت طلبی، راه به جلو باز کرده است. کارگران هپکو میتوانند با تشکیل انواع ارتباط و اتحاد میان صفوف خود راه را بر اجرای این احکام ببندند و وسوسه شلاق کارگران را با ترس از عواقب آن جایگزین سازند. این امر همه شهر اراک؛ کارگران، جوانان، معلمان و همه قلبهای بیدار آن شهر است.

از شماره 32 نشریه علیه بیکاری، آبان 1397