سوال اینست که آیا نیاز به  یک بستر طبقاتی و سوسیالیستی نباید محرک طرح  مجدد "روز سراسری مبارزه علیه بیکاری" در ایران، منطقه و سراسر جهان گردد؟

روز بین المللی بیکاری (ششم مارس 1930) مصادف با یک کمپین جهانی بافراخوان انترناسیونال کمونیست (کمینترن) علیه بیکاری بود، که در اروپا، امریکا واسترالیا صدها هزار نفر را در اکسیونها و مارشهای خیابانی گرد آورد. امریکا و 30 شهر آن مرکز اصلی این روز شد. در نیویورک و دیترویت اکسیونها تبدیل به شورش تمام عیار گردید.

با تکیه به تبلیغات گسترده حزب کمونیست امریکا بیش از پنجاه هزار نفر وباندرولهای "تسلیم و گرسنگی، نه! مبارزه کنید!" و "اشتغال یا بیمه بیکاری - معادل دستمزد" در میدان مرکزی شهر گرد آمدند. ویلیام فاستر پشت میکروفون از جمعیت پرسید:"پلیس تظاهرات ما را محاصر کرده و به بهان نداشتن مجوز خواستار لغو تجمع ما است، از شما میپرسم آیا ما این را به عنوان یک پاسخ بپذیریم؟" با فریادهای منفی جمعیت، ویلیام فاستر جلو افتاد تا مارش کارگران را تا تالار شهرداری هدایت نماید.

در فاصله پانزده دقیقه هزار مامور پلیس و کارآگاه های مزدور مسلح به جان کارگران افتادند. گزارش  روزنامه نیورک تایمز  از وقایع این روز گویاست:

صدها و کارآگاه با چماق و پنجه بوکس . با مشت و لگد به داخل جمعیت هجوم برده و هر کس سر راهشان بود زدند،جمعیت را تا خیابانهای اطراف تعقیب کرده و کشان کشان به طرف ماشین پلیس بردند. از تمام محل صدای گریه زنان و کودکان با سر و صورت خونین بگوش میرسید.

ویلیام فاستر به اتفاق رابرت مینور و اسراییل آتمر از رهبران حزب کمونیست به شش ماه زندان محکوم شدند.

نود سال بعدتر، جهان امروز در باتلاق بحران اقتصادی عمیق طبقه کارگر را در مقابل پدیده بیکاری جهانگیر قرار داده است. طبقه کارگر ایران بیکاری را در یک تندپیچ سیاسی نه فقط در تقابل  با رژیم جمهوری اسلامی بلکه در تقابل با انواع جریانات بورژوایی و قومی در چلنج های سیاسی فوری جلو روی خود دارد. نود سال پیش  مبارزه طبقه کارگر با بیکاری در متن روشهای طبقاتی کارگری و با افق های سوسیالیستی محرک کمینترن برای فراخوان روز جهانی مبارزه با بیکاری و تحت پرچمی واحد بود. سوال اینست که آیا همان نیاز و همان راه چاره نباید محرک طرح  مجدد "روز سراسری مبارزه علیه بیکاری" در ایران، منطقه و سراسر جهان گردد؟