شبح "بیمه بیکاری" در ترس طبقه کارگر ایران و اینجا مشخصا از طبقه کارگر در کردستان از پیروزی است. چه کسی گفته است که اعتراض علیه بیکاری مستلزم اتحادیه و سندیکا است؟ چه کسی گفته است تحمیل بیمه بیکاری مستلزم جنگ و قیام خونین است؟ این کدام ابلیسی است که ارزش جان و سلامتی و حرمت یک کارگر را در نزد خود او تا این حد نازل میسازد؟

ابتدا یک خبر: هفته گذشته در نشست وزیران دولت و نمایندگان مجلس و در معرفی برنامه های عمرانی و صنعتی در کردستان  این کولبری بود که در مرکز توجه قرار گرفت. اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور از وعده های متعدد در احداث راهها، کمک به پروژه های کشاورزی، و مشخصا ایجاد قطب های صنعتی و سرمایه گذاری و اشتغال گفت اما از حرف حساب و  قابل قبول گریزی نداشت:  

دیدن تصاویر مردم منطقه که برای امرار معاش از طریق کولبری بارهای سنگین و حجیمی را بردوش حمل می کنند دردآور است و باید برای کمک به آنها چاره‌ای اندیشیده شود.                                                          
جهانگیری با تاکید بر این که استاندار و نمایندگان مجلس باید برای ساماندهی و حل و فصل این موضوع طرح‌هایی نظیر ایجاد بازارچه‌های مرزی ارائه کنند، گفت:‌ «دولت برای حل این مساله از ایده‌ها و طرح‌های جایگزین و حتی کمک مادی به منظور برطرف کردن نیازهای این قشر از جامعه حمایت می‌کند تا کولبری به عنوان یک شغل از حیات اجتماعی کردستان رخت بربندد

یک شبح بر فراز جامعه کردستان در حال گشت و گذار است. چیزی که شاید زمانی یک راه تامین معاش بحساب می آمد، اگر مصائب اقتصادی آنرا توجیه میکرد، امروز دیگر نه برای حکومت و نه برای طبقه کارگر قابل تحمل نیست. تشخیص این شبح بر فراز سر دولت ابدا دشوار نیست. جملات بالا از زبان یونسی، وزیر امور ملتها و یا از زبان فرمانده امور مرزی غرب کشور نقل نمیشود، یک کلمه در باب قاچاق در میان نیست، سخنگوی دولتی که پشتش به تاسیس پتروشیمی سنندج گرم است و محبوبیت خوب انتخاباتی را در جیب دارد، اما دعوت به صبر برای رفع بیکاری از کانال توسعه صنعتی را موجه، مردم پسند و باندازه کافی فریب کارانه نمیداند. جهانگیری وزیر اول همان دولتی است که کمر به تولید و خصوصی سازی بسته هنر اول و آخر دولتش را مقابله با ولنگاری پوپولیستی و کنترل بودجه اعلام نموده است. راستی این کدام فاکتور اجتماعی است که بدست خود فتیله انتظارات مردم زحمتکش را بالا میکشد و افقی را در مقابل این جامعه قرار میدهد که بسیاری از احزاب چپ هم به گرد پای او نمیرسد؟

اما هنوز معنای دقیق شبح را باید در واکنش طبقه کارگر در کردستان سراغ گرفت.  تصویر عمومی و جامع تر از پدیده کولبری این جامعه را فلج کرده است.  همه، از اقصی نقاط دنیا به خروش آمده اند، در کریدورهای دولت دست پاچگی هویداست، کمیسیون نمایندگان کردستان مجلس برای خودش کیا و بیای اقتصاد کلان در منطقه را بهم زده است، زیر پای همه ارگانهای لشکری و کشوری گرم شده است، اما در عوض، اصل قوه محرکه، کارگران در کردستان اسیر تصویر درون  آیینه ای است که در مقابل خود آنها قرار گرفته است!  اداره کار سنندج حتی یک مورد متقاضی بیمه بیکاری ناشی از کولبران را ثبت ندارد. در دایره بیمه های اجتماعی از صف بیماران ناشی از فرسودگی کولبری خبری نیست!

صد البته  فقدان جمعیت متقاضی در مقابل اداره کار را  باید به حساب سلامت عقل  مردم زحمتکش در بانه و مریوان گذاشت. هر نشانه ای از عقل سلیم چنین انتظاراتی را پس میزند. مردم حکومت را میشناسند و دنبال توهم نمیافتند، حق دارند. اما شبح،  صد برابر واقعی تر، در ناباوری کارگر و زحمتکش لانه کرده است، ناباوری به نیروی خود، ناباوری به طنین حق طلبی، ناباوری به قدرت سیاسی و قدرت بسیجی که در اعتراض جمعی نهفته است. سوال اینست که، نه مردم خوش باور، بلکه مردم طلبکار که از جمله فرصت را با اظهارات معاون رئیس جمهور مغتنم دیده اند پاشنه در اداره کار از بیخ بیرون نکشیده اند؟ همه میدانند که کار در خانه انسانها خرفت میکند، اما باید اضافه کرد کار، صرف کار، در جمعی ترین شکل آن هم در غیاب عنصر اعتراض سر منشاء  خرافه  بسیار خطرناک تری میتواند باشد.  مزخرف میگویند کسانی که کارگر را به عصیان، به زمانی حواله میدهند که کارد به استخوان برسد، اتفاقی که ظاهرا موعد آن تا ابد میتواند تمدید بشود!  

شبح "بیمه بیکاری" در ترس طبقه کارگر ایران و اینجا مشخصا از طبقه کارگر در کردستان از پیروزی است. چه کسی گفته است که اعتراض علیه بیکاری مستلزم اتحادیه و سندیکا است؟ چه کسی گفته است تحمیل بیمه بیکاری مستلزم جنگ و قیام خونین است؟ این کدام ابلیسی است که ارزش جان و سلامتی و حرمت یک کارگر را در نزد خود او تا این حد نازل میسازد؟ شبح بیمه بیکاری آنجاست که طبقه کارگر و مشخصا رهبران کارگری اعتماد بنفس خود را از کف داده اند، این لقمه را برای خود بزرگ    میدانند. چه کسی گفته است که مراجعه کارگران به اداره کار و طلب بیمه بیکاری مستلزم فراخوان و تایید احزاب سیاسی است؟ چه کسی گفته است کارگران باید منتظر "رهبران" آگاه تر بنشینند تا قلعه خیبر اداره کار شهر سنندج در خیابان سیروس را فاتحانه به تصرف  درآورند؟

 جامعه کردستان باید با پدیده کولبری یکبار برای همیشه تصفیه حساب کند. هیچ توجیه قابل قبولی برای طبقه کارگر در کردستان برای تن دادن به کولبری و جود ندارد. کولبری مترادف با کار ارزان در معادن و کارخانه های فرسوده نیست. کولبری به عبارت دقیق و واقعی آن یعنی بارکشی آنهم با واگذاری داوطلبانه هر گونه حق و انتظار است.

 

ما اصرار داریم  کارگران در کردستان عمق فرودستی نهفته در کولبری را با چشم باز ببیند. طبقه کارگر از بالای صخره کولبری عمق فاجعه بیکاری و عواقب در راه آنرا تشخیص بدهد، و مهمتر از هر چیز این بصیرت و اعتراض را از زبان گویای زن و مرد و صغیر و کبیر خانواده های کارگری به خیابانها  و محلات بیاورد.

ما اعتقاد راسخ داریم با آغاز این حرکت گلوله برفی یک اعتراض سراسری کارگری علیه بیکاری در سراسر ایران خواهد بود. چنین حرکتی سیل اعتراضات کارگری که امروز در مسیر خصوصی سازی و انتظار و توهم به هدر میرود به نفع بهبود زندگی و موقعیت طبقاتی کارگران معجزه خواهد آفرید. چرا که نه، (دست کم مطابق محاسبات اخیر دفتر ریاست جمهوری) آفتاب جنبش علیه بیکاری در ایران از غرب، و از جایی میان مریوان و سنندج و سردشت میتواند سر بر آورد!