دستمزدها چقدر باید باشد؟ این یک سوال نیست، با طنین این کلمات بوی خون، بوی بردگی، بوی حسرت و تلاش جانکاه برای بقا فضا را پر میکند. این یک سوال نیست، نمک روی زخم است، چرا که گوش شنوا و اصلا هدف و کسی بدنبال جواب نیست.

 سازماندهی صندوقهای مالی با فعالان معتمد محلی، شبکه های گسترده حمایت از خانواده دستگیر شدگان و انواع فعالیتهای فرهنگی و ورزشی برای حفظ رابطه با کارگران و اعتراض مربوطه از جمله سنتها و روشهای شناخته شده کارگری است که جای آن درمبارزات کارگری درایران بسیار خالی است.

مالکیت  را تنها با دزدی میتوان حفظ کرد، مذهب را با شهادت دروغ، خانواده را با حرامزادگی و نظم را با بی نظمی. در ایران کل ساختار سیاسی و بیش از هر چیز دادگاه ها و قوانین   به فاحشگی کشانده شده اند.

قاضی احمق دادگاه اراک صاحب خویش را در باتلاق گرفتار ساخته است.

شهرهای سرخ همه آن چیزی است که امر آزادی و رفاه و زندگی شرافتمندانه در سراسر ایران فورا به آن نیاز دارد.

 تجربه، اعتبار و نفوذ کلام، رابطه های گسترده، حضور دائمی در محلات به همراه توانایی فنی و علمی میتواند صف اعتراض کارگری را چندین گام به جلو ببرد.

 سوال اينستکه  اتحاديه های کارگری جهانی تا چي ميزان قدرت خود را حتي در کشور خويش، در تقويت اعتراضات کارگري در ايران ببينند

سوال اینست که آیا نیاز به  یک بستر طبقاتی و سوسیالیستی نباید محرک طرح  مجدد "روز سراسری مبارزه علیه بیکاری" در ایران، منطقه و سراسر جهان گردد؟