تعیین دستمزد کارگران در ایران با معیار معاش یک خانواده چهار نفره صورت میگیرد، یا باید صورت بگیرد. این معیار مصوب قانون اساسی است، مبنای مصوبات شورای عالی دستمزد دولت است، از قدیمی ترین مفاد مطالبات کارگری در ایران است، نقطه مشترک همه احزاب و سازمانهای کارگری است؛ اما عهد این "دایناسور" مطالبات کارگری به پایان رسیده است. 

جنبش و اعتراض کارگری در مقابل یک موقعیت تعیین کننده قرار گرفته اند. چگونه میتوان گام بعدی را بجلو برداشت؟ رهبران کارگری مبارزات جاری توانسته اند با هوشیاری زیاد از تحریکات ناخواسته پرهیز نمایند. همین کارگران میتوانند   تحرکات وسیعتر و تعرضی را با تکیه به حمایت گسترده تر سازمان دهند. در صورت همکاری تعداد بیشتری از اعتراضات کارگری و حمایت مردم میتواند دولت را کماکان دست به عصا و محتاط نگه بدارد.

نوشته حاضر در درجه اول تلاش برای طرح صورت مساله از یک مساله مبارزاتی کارگران در باز پس گیری دستمزدهای معوقه  تا آنطور که واقعا هست، به یک پدیده سیاسی، ایدئولوژیک و طبقاتی را مدنظر دارد. دستمزدهای عقب افتاده بار آن گره گاه بنیادی را بر دوش گرفته است که کل جامعه را دو شقه کرده است، مرزهای اپوزسیون ضد رژیمی را به سخره گرفته است، دریچه ای میان گذشته و آینده را معین ساخته است و تعیین تکلیف چهارچوب روابط اقتصادی و سیاسی و فرهنگی کل جامعه را بر دوش میکشد. 

جزوه تجربه شورای کارگران بیکار در روسیه به نقل از نشریه علیه بیکاران

هیچ چیز حق طلبانه تر از اعتراض کارگران برای دستمزدهای خود نمیتواند باشد. حقیقت اینجاست که چپ ایران به بازار گرمی دستمزدهای عقب افتاده خو گرفته، با آن به خشم در میاید، با تفسیر آن برنامه و نشریه پر میکند، با آن به خلسه سوسیالیسم میرود. آنچه این چپ نمیتواند و نمیخواهد ببیند این است که اعتراضات علیه دستمزدهای عقب افتاده اساسا نه اعتراض خودبخودی بلکه ادامه سیاست فعال شوراهای اسلامی و خانه کارگر است.

طبقه کارگر در ایران در آستانه دوره ای ایستاده است که نسل کارگران قراردادی وارد سن بازنشستگی خود میگردند. کارگرانی که شصت تا شصت و پنج ساله میشوند بدون اینکه هرگز فرصت کرده باشند شغل "واقعی" را تجربه کنند؛ یک شغل با قرارداد رسمی و قانونی، کارفرمایی که حق بیمه و بازنشستگی را واریز کرده باشد و بعلاوه تداوم لازم سی ساله را بر خود دیده باشد.

متن کامل مقاله

"انزجار" کلمه سنگینی است. بعنوان کارگر کمونیست نمیتوان احساسی کمتر از انزجار در مقابل رمان "سایه اژدها" را ابراز کرد. اما بعنوان کارگر کمونیست نمیتوان به سادگی از کنار گودینی و روش رفتار بورژوازی با دردانه ادبی خود، گذشت. ادبیات گودینی و داستانهایش و بیش از همه رمان "سایه اژدها" میتوانند  مایه سرافکندگی ادبی زبان فارسی دسته بندی شوند. اما طبقه او، نویسنده قهرمانشان را بر دوش میچرخانند.

اداره آمار جمهوری اسلامی هر هدفی را تعقیب کند، اما برای یک وجدان بیدار در پشت جدولها و اعداد این کتابچه قطور، انسانها و خانواده هایی از نوع خود، با گوشت و پوست استخوان، با یک نام، با انبوهی از آرزوها و رویاها نهفته است. عبارت "بیکاری " دنیایی از تحقیر و نداری؛ عبارت "کار موقت" انبانی از ترس و اضطراب را زنده میکند.