تا حال با این سوال روبرو شده اید: شما که بیکار توی خونه ول میچرخید هیچ وقت به شورش، طغیان یا فتح قصر زمستانی فکر کرده اید؟! یک نشریه تیتر صفحه اول زده بود اگر بیکاران جانشان به لبشان برسد، کار رژیم ساخته است! هر چی به بیکارهای دور و بر نگاه میکنم کسی جان برایش باقی نمانده که به لبش برسد. همین تبلیغات است خاک بر سر مملکت کرده است.

عنقریب استکه کارگران افغانی با قانون کار آشنا شوند. فکرش را بکنید سر و کله یک میلیون کارگر جدید پیدا خواهد شد که خواهان امتیازات موجود در قرارداردها موقت و قراردادهای سفید هستند! بعدش هم لابد وقت آن میرسد که حق قانونی اعتصاب و اجتماعات کارگری را بهانه کنند و چپ و راست بجای کارکردن توی خیابانها مشغول تللی لللی بشوند. لابد بعدش هم فیلشان یاد عضویت در سندیکاهای کارگری ایرانی را خواهد کرد، نصفشان هم که به سندیکاها وارد بشوند، آنوقت صندلی برای نشستن پیدا نخواهد شد.

فکرش را بکنید که ادعای اثر دعای جگرسوز محرومان راست باشد و در هفت آسمان گوش شنوایی داشته باشد. آنوقت این مملکت که در آن نه سیاست اتمی و نه سیاست مذاکره، نه دولت اصلاح طلب و نه تندرو و نه معتدل، نه طرح سیاسی و نه اقتصادی، نه دعا و نذری و کشف چمکران، هیچ کس و هیچ چیز ره بجایی نمیبرد؛ در مملکتی که خاصیت چرخانندگانش از وعده صد من یک غاز فراتر نیمرود؛ یک دست غیب چقدر لازم و ضروری است.

با وجود همه اصطکاکها همزیستی و وفاداری پدیده اسلام و کاپیتالیسم بهم عمیق و عمیق تر شده است. راستی برای اینکه در ایران کلاهتان پشم داشته باشد باید از کدام یک از این دو شروع کرد تا بعد در هر دو ریل به سیم آخر زد؟

دعا خوب است. تنها مشکل کوچک دعا دراجابت آن است. در واقع هیچ ضابطه ای در کار نیست و هیچ کس باسخگوی تقاضاهای رد شده نیست. مشکل بزرگتر دعا در اینستکه در صورت عدم اجابت دعا، آنوقت خود شما باید زیر ذره بین قرار بگیرید. حتما عیبی در وجود خود شماستُ که پروردگار بخشنده و بنده نواز رو ترش کرده است. چیزی شبیه بیمه بیکاری!

طبعا نمیتوان از تعداد اهالی تهران که تحت تاثیر آموزشهای الهی آقای آخوندی به بهشت رفته اند آماری در دست داشت. یا از تعداد اهالی محل که نماز و روزه عقب افتاده ندارند، یا تعداد کسانی که در حال عبور از محلات ثروتمند نشین خدای نکرده حسادت بدل راه نمیدهند، یا بخت برگشتگانی که بعد از سالها بیکاری و فقر بجای نفرین برای وزیر کار آمرزش طلب مینمایند!

کلا نظر عمومی اینستکه این شایعات از طرف مرکزیت نظام و بعنوان یک تاکتیک در مذاکرات هسته ای دامن زده شده است. حالا که غنی سازی از راه آب سنگین بجایی نرسیده، با استفاده از سانتریفوژها دنبال تولید کره خواهند افتاد. 

کارفرمایان موظف شده اند محیط کارگاه و کارخانه را برای کودکان منطبق سازند. کودکان باید بتوانند با وسایل کار آزادانه بازی کنند و استعدادهای خود را شکوفا سازند. کارگران مطلقا آزادند از این خدمات بهره بگیرند و جگرگوشه هایشان را بجای مدرسه و کلاسهای شلوغ، پای قصه های دلسوزانه کارفرماهای مومن و دنیا دیده برای آینده آماده کنند