طبعا نمیتوان از تعداد اهالی تهران که تحت تاثیر آموزشهای الهی آقای آخوندی به بهشت رفته اند آماری در دست داشت. یا از تعداد اهالی محل که نماز و روزه عقب افتاده ندارند، یا تعداد کسانی که در حال عبور از محلات ثروتمند نشین خدای نکرده حسادت بدل راه نمیدهند، یا بخت برگشتگانی که بعد از سالها بیکاری و فقر بجای نفرین برای وزیر کار آمرزش طلب مینمایند!

در میان مشاغل موجود در جامعه ما شغل روحانیت از هر لحاظ از ویژگی و امتیازات خارق العاده برخوردار است. هر چند مثل مشاغل دیگر انسانهای کاملا معمولی، با دو دست و دو پا، بدون امتیازات ویژه در هوش و قدرت بدنی میتوانند به این جرگه بپیوندند، از آنجائیکه مثل هر حرفه دیگری میتوان فن و فوت و مهارت لازم را آموخت، از آنجائیکه مثل هر شغل دیگری دستمزدی در ازای خدمات معین پرداخت میشود؛ پس دلیلی ندارد بعنوان یکی از مشاغل تحت نظارت اداره کار نتوان آنرا در اختیار کارگران بیکار قرار داد. فواید این مساله و نتایج عمی آن بسیار بیشتر از آنستکه در تصورتان میگنجد. در دل بحران عمیق اقتصادی تمامی مراکز تولید مثل قایق پارویی در دل دریا با بلاتکلیفی و نابودی دست بگریبانند، اما کک این رشته نمیگزد. انگار روئین تنانی که بیکاری بر بدنشان کارساز نیست در خیابانها و در انظار عمومی با نوک پا یورتمه میروند. ظاهرا دستمزد پایه و عیدی و حق بیمه عقب افتاده و امثالهم شامل این آقایان نیست، از غبغب و اتوموبیل زیر پایشان سخت نیست که از حدود دستمزدها سر درآورد. از آنجاییکه هیچ وقت، هیچ شکایت یا گزارش یا تجمع اعتراضی برای افزایش دستمزد مشاهده نشده است میتوان قطعا از رضایت خاطر مربوط به دستمزدهایشان اطمینان داشت. تا بحال کسی نشنیده که نماینده سندیکای ملایان در زندان بسر برده باشد. قابل توجه کسانی که در باره ممنوعیت تشکلهای مزدبگیران در ایران قیل و قال راه میاندازند.
مساله اساسی دیگر در اینستکه ظاهرا کنترلی بر چگونگی "کار" انجام شده وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد. طبعا نمیتوان از تعداد اهالی تهران که تحت تاثیر آموزشهای الهی آقای آخوندی به بهشت رفته اند آماری در دست داشت. یا از تعداد اهالی محل که نماز و روزه عقب افتاده ندارند، یا تعداد کسانی که در حال عبور از محلات ثروتمند نشین خدای نکرده حسادت بدل راه نمیدهند، یا بخت برگشتگانی که بعد از سالها بیکاری و فقر بجای نفرین برای وزیر کار آمرزش طلب مینمایند!
چه میشود اگر از همین فردا نفری یک عمامه بر سر کارگران بیکار گذاشت. این جماعت به دستمزد پایه راضی هستند. خوشبختانه بدلیل ممنوعیت تشکل و در نتیجه بجای اعتراض و راه بندان جلوی اداره کار اجبارا هم که شده به دعا و ذکر انبیا پرداخته و به همین دلیل از زمینه یادگیری خوبی برخوردارند. این اقدام حاوی فواید بسیار مهمی برای خود روحانیون محترم نیز هست. همه اذعان دارند که فقر و بیکاری سر منشا همه نوع فسق و فجور و بی ایمانی و گناه است. دولت بی عرضه و مجلس پخمه و روسای دولت نادان هر روز هر چه که روحانیون می ریسند را پنبه میکنند. تازه سالها این روحانیون در باب کافر و مسلمان گلو دریده اند، اینکه تمدن و سازندگی در دست نوادگان مسلمان شیعه است، اینهمه در مذمت ملحدین آل سعود امریکایی ولد زنا فضل فروخته اند؛ حالا با سیاست جذب سرمایه خارجی مملکت را خر تو خر برداشته و ایدئولوژی و بساط الهی این زحمتکشان غرق در گلاب است؛ بهتر نیست یک مدت در پشت پرده قرار بگیرند؟
اهمیت استراتژیک این انتقال عمامه را نباید از قلم انداخت. تشییع جنازه میلیونی خواننده پاپ همزمان با کسادی نماز جمعه ها، ابداع شام غریبان دختر- پسری، سینه زنی راک، حجاب درست نشدنی و از طرف دیگر حکومت اسلامی تا خرخره در دزدی و فساد قبل از اینکه کار را بجای باریک بکشاند بد نیست به این آقایان هم شانس داد یک کار درست و حسابی را تمرین کرده باشند. مدتی قبل به سپاه پاسداران اجازه داده شد که با عیان کردن بودجه و حساب کتاب این نهاد به هر گونه شایعه تحت عنوان اسکله هایی مخفی برادران قاچاقچی پایان بدهند. باید به فیضیه و نهادهای مذهبی هم باید شانس داد از شایعات مربوط به تاثیرات قیمت بالای منبر بر افزایش تورم و بعلاوه استفاده از جاکوزی های ساخت خارجی اعاده حیثیت نمایند. یک جنبه انسانی هم هنوز باقیست، آقایان هزاران بار در وصف زیارت پیاده تا کربلا سخن پرانده اند، برای قدردانی هم که شده با طرح مورد نظر، فرصت رفت و برگشت این سفر را برایشان فراهم شده است.
اما اگر نتایج دلخواه حاصل نشد، زیاد جای نگرانی نیست. سرمایه و تکنیک را که از غرب میگیریم؛ تسبیح و مهر و جانماز همگی تولید چین است، آخوند و آیت الله را هم از چین وارد خواهیم کرد!

مصطفی اسدپور