کلا نظر عمومی اینستکه این شایعات از طرف مرکزیت نظام و بعنوان یک تاکتیک در مذاکرات هسته ای دامن زده شده است. حالا که غنی سازی از راه آب سنگین بجایی نرسیده، با استفاده از سانتریفوژها دنبال تولید کره خواهند افتاد. 

***

کارگران بیکار چگونه نان خود را تامین میکنند؟
کارگران بیکار در ایران زنده اند و روی دو پای خود راه میروند. این مشاهده ساده و بدیهی زندگی را بر وزیر کار و هر چه متخصص و صاحب نظر هست، تلخ کرده است:
- تصورش را بکنید سی سال است دو گز زیر خط فقر قرار دارند ولی کماکان نفس میکشند، راه میروند، گاها میخندند، و هر وقت هم رو بدهید جلوی اداره کار جمع میشوند و ننه من غریبم بازی در میاورند. حالا در ایام عزاداری غذای مجانی جلوی دستشان هست، بقیه سال از کجا شکم خود و چند سر عائله را سیر میکنند؟!
همه چیز حکایت از سوء ظن بالایی ها از دولت و مجلس و مابقی مسئولان نسبت به کارگران و بخصوص کارگران بیکار دارد. بهتر از هر مملکت دیگری در دنیا حساب و کتاب حداقل نخود و لوبیای ضروری روزانه برای هر فرد، میزان کالری مواد غذایی در بازار را زیر نظر دارند. بخوبی میدانند و با نبض تورم از قیمت مواد غذایی در بازار آزاد خبر دارند. میدانند که با فلان قدر کالری چند متر میشود راه رفت و احتمالا کار کرد. مطابق محاسبات شخص وزیر کار دستمزد پایه فقط میتواند کرایه خانه را بپوشاند. درآمد کودکان این خانواده ها از کار و دوندگی سر چهارراه ها هر چه باشد حداکثر نان را تامین خواهد کرد. از بیمه بیکاری که خبری نیست، دستمزدها عقب افتاده هم که بجای خود برقرار است، سبد کالایی هم فعلا و بعد از هفت هشت ماه فقط یک وعده است. سوال اینستکه این طبقه چگونه زنده است؟ دولت تصیم دارد کاسه زیر نیم کاسه کارگران را کشف کند:
- بنظر میرسد کارگران در خفا از آب کره میگیرند!
نه بخاطر حسودی بلکه باز هم بخاطر دلسوزی برای (عاقبت ) کارگران مشکل دولت اینستکه در این وسط خمس و زکات پرداخت نمیشود. تازه اگر چنین اکسیری در میان است، چرا اسکله دیگری برای صدور کره به برادران سپاه سپرده نشود؟ در وضعیت فعلی درست است که چیزی عاید خزانه مملکت نشده است، اما حداقل کارگران میتوانند با اعتراف به این درآمد آنرا بحساب کارآفرینی وزارت کار بگذارند.
با درز کردن این خبر بحث داغ در نشریات معتبر جهانی بالا گرفته است. گفته میشود یک شیخ مذهبی مدعی شده که با پا در میانی ایشان چنین معجزه ای رخ داده است. از نزدیکان این پیشوا نقل میشود در ادامه ایشان تصمیم داشته کارگران بیکار را دنبال خود بیاندازند و ادعای نظام توحیدی در منطقه نمایند. تحقیقات مشاورین بعدا اشکالات کوچکی را در استراتژی پیشوا نشان داده است:
اولا، این کارگران بیکار هستند اما احمق که نیستند. از این سوراخ قبلا مار گزیده شده و بعید است دوباره تن به این داستانها بدهند.
ثانیا، کارگران بیکار با مجلس لج افتاده اند و تا تعیین تکلیف لایحه قانون بیکاری راه دیگری را آزمایش نخواهند کرد. بلاخره تقصیر مجلس است یا وزیر کار و یا شاید هم شورای نگهبان!
شیخ هم دلسرد شده و هر چی پیام و نصیحت داشته را از روی یوتوب برداشته است. یک خبرنگار خانواده ایشان را در نزدیکی زندان اوین مشاهده کرده است.
شکاکیت متخصصان از اینهم فراتر است، گفته میشود، کارگران ایران از این شانس ها ندارند و تازه اگر شایعات راست باشد و در میان معصومان هفت آسمان، یک فرشته شلخته پیدا شده و خواسته آرزوی کارگر را برآورده سازد حالا چرا باید "آب" و چرا کارگران باید درست "کره" بگیرند؟
کلا نظر عمومی اینستکه این شایعات از طرف مرکزیت نظام و بعنوان یک تاکتیک در مذاکرات هسته ای دامن زده شده است. حالا که غنی سازی از راه آب سنگین بجایی نرسیده، با استفاده از سانتریفوژها دنبال تولید کره خواهند افتاد. در میان کشیدن پای کارگران بیکار فقط برای راه گم کردن و توسط وزیر کار ناقلا است وگرنه ایشان بدلیل سابقه در دستگاه امنیتی از وضعیت زندگی کارگران بیکار خوب خبر دارند.
مصطفی اسدپور ، آپریل 2015