اتحادیه کارگران خوزستان

خاطرات یوسف افتخاری

... کلیه محرومیتها و ناکامیهایی که در صفحات گذشته شرح دادم، عدم رضایت و دشمنی و کینه کارگران را نسبت به شرکت نفت و رژیم فراهم آورده بود. هر وقت کارگران دور هم جمع میشدند، صحبت از بیرحمیها و بیعدالیتها و ظلم و فساد شرکت نفت میامد. کارگان با شرکت نفت مبارزه میکردند ولی مبارزه آنها از حدود فحش و ناسزا و نفرین تجاوز نمیکرد. اکثر اوقات کارگران از خدا مسئلت میکردند که انتقام آنها را از شرکت نفت گرفته و آن شرکت را به خاک مذلت نشاند. کارگران عقب مانده نمیدانستند که در دنیا تشکیلات قویی کارگری وجود دارد که با استفاده از اصول صحیح مبارزه کارگری پیشرفته و در تحصیل حقوق حقه خود موفقیتهایی بدست میاورند. محیط اختناق و فشار دیکتاتور وقت و بازیهای نوچه های اینلیجنت سرویس، کارگران را از اوضاع سیاسی و کشمکشهای صنفی در دنیا بی خبر گذاشت. در نتیجه کمپانی نفت جنوب موفق شده بود که از جهالت و عقب ماندگی و عدم اطلاع آنان از تئوریهای علمی و فلسفه کار و سرمایه حداکثر استفاده را کرده، زندگی آنان را پریشان و به درجه صفر رساند. کارگران مستعد مبارزه با شرکت نفت و دیکتاتور وقت بودند، ولی راه مبارزه را نمیدانستند. کارگران میخواستند دستگاه شرکت سرنگون شود، لیکن راه آن را بلد نبودند. کارگران از شرکت نفت متنفر بودند و ناسزا و نفرین ظاهر میکردند

در سال 1306 از طرف تشکیلات مرکزی کارگران به این جانب دستور دادند که به نقاط نفت خیز عزیمت نموده و کارگران نفت را متشکل و هدایت نمایم.

... با اینکه کارگران آموزشگاه فنی در بدو تاسیس اتحادیه کارگران نفت خوزستان عضو اتحادیه سری کارگران نبودند و اتحاد آنها ظاهری و فقط برای تخفیف فشار مامورین شرکت ایجاد شده بود، کمک آنها به من برای غیبت از کار و ملاقات با کارگران دیگر که مشغول کار بودند فوق العاده مفید و ذی قیمت بود. زیرا که عده کثیری از کارگران در یک محوطه نسبتا کوچک که با سیم محصور شده بود تمرکز یافته، افراد فعال تشکیلات میتوانستند در ظرف چند ساعت با کلیه کارگران ملاقات نموده، دستورات لازم را به آنها ابلاغ نمایند. تمرکز کارگران در محوطه محدودی برای کارگران و ایجاد تشکیلات سری بسیار خوب و مناسب بود. ولی حفظ تشکیلات سری و دایر کردن جلسات مرتب در چنین محیطی بسیار مشکل و خطرناک بود. زیرا که شهر آبادان و محله کارگران و بوریایی احمدآباد که نزدیک هم واقع شده بودند وسعتی نداشتند، برای فعالیت و کشفیات پلیس زیاده از حد مناسب بود. لذا برای اینکه پلیس ایران و انگلیس متوجه جلسات کارگران نشوند، قرار گذاشتیم که حداکثر افراد هر حوزه عبارت از سه نفر منشی و تحویل دار و صدر حوزه باشد. اعضای هر حوزه یا فامیل بودند و یا کسانی بودند که مدتها با هم معاشر و دوست بودند. بنا بر این اداره پلیس چندان توجهی به کارگران نداشت و هرگز گمان نمیکرد که در حوزه نفت خیز تشکیلاتی ایجاد شده باشد. حوزه های تشکیلات کارگری در مهرماه 1306 بوجود آمد.

در این حوزه ها مجربترین و فعالترین و مطمئن ترین کارگران شرکت نفت شرکت عضویت داشتند. چون کارگران نفت و اکثر اهالی خوزستان با شرکت نفت مخالف بوده و با آن شرکت متنفر بودند، ایجاد و توسعه تشکیلات چندان اشکالی نداشت، اما اداره کردن و رهبریت و هدایت افراد به مقصد با نداشتن افراد وارد در مسائل کارگری بی اندازه مشکل و دشوار بود. بنا بر این مجبور بودیم بیشتر اوقات جلسات را صرف مباحثات سیاسی و تشکیلاتی کرده، بدین وسیله عده ای کادر رهبری تهیه نماییم. به همین ملاحظه در اوایل تاسیس تشکیلات بیشتر هم خودمان را صرف تعلیمات سیاسی و آشنایی کارگران با تشکیلاتهای مختلف کارگران جهان میکردیم. تشکیلات کارگران در خوزستان در یک مدت کوتاهی از انتظار ما توسعه یافت و مجبور شدیم بیشتر افراد حوزه ها را که در بدو تاسیس اتحادیه کارگران عبارت از سه نفر بودند به یازده نفر برسانیم.

 ... تشکیلات با سرعتی عجیب توسعه یافته بود که اداره کردنش با نداشتن کادر و سخنگویان و سازمان دهندگان کافی بی اندازه دشوار و ممکن بود در آتیه مبارزه طبقاتی کارگران دچار اخلال و کندی شود. لذا هیئت ایالتی اتحادیه کارگران صنعت نفت تصمیم گرفت به هر طریقی باشد  محل معین و امنی برای تمرکز و ملاقات کارگر تهیه نماید. در 1307 در صدد برآمدیم باشگاهی به نام کلوپ ورزش کاوه دایر نماییم. برای اینکه کلیه اعضای سری در تاسیس کلوپ مشارکت نکرده و مورد سوء ظن پلیس واقع نشوند، نظر چند نفر از کارمندان شرکت نفت و کارمندان دولت و عده ای کارگران بیطرف را به لزوم و فداکاری برای تاسیس کلوپ ایرانی (کلوب ورزشی کاوه) جلب کردیم... محل کلوپ را اجاره کرده و تمامی اهالی آبادان را برای جشن افتتاح اولین کلوپ ایرانی دعوت کردیم. دیگر کوشش اداره اداره شهربانی جهت بستن کلوپ و مسدود کردن راه مدعوین بیفایده بود. زیرا کارگران سیل وار به کلوپ هجوم آورده، راه مردم را برای ورود به محوطه کلوپ بازمیکردند. افتتاح رسمی کلوپ به عمل آمد. از طرف اصناف مختلف سخنرانیهای مهییج شد که تا آن روز در خوزستان بی سابقه بود. بلافاصله شرکت نفت دستور بستن کلوپ ورزش کاوه را داد و مامورین دولت برای اثبات عبودیت خود نسبت به کمپانی نفت، کلیه خوش رقصیها را برای بستن کلوپ کارگران کردند.

برای تعلیمات و آشنا کردن کارگران با علوم و تئوری کارگران به غیر از کلوپ به مدرسه نیز نیازمند بودیم. در آن زمان دایر کردن مدارسی جهت کارگران در محیط ایران، مخصوصا در محیط مخوف خوزستان علی الخصوص آبادان غیر ممکن بود. از طرف دیگر اداره کردن تشکیلات وسیع کارگری عملی نبود. بنا بر این با کمک مادی کارگران یک باب عمارت بزرگی اجاره کرده، ظاهرا چند فامیل کارگری را در آن سکونت داده  و آن جا را برای تعلیمات سیاسی کارگران آماده کردیم. هر روز و عصر عده ای از کارگران طرف اعتماد تشکیلات در این مدرسه سری مشغول تحصیل زبان مادری و نظریه سیاسی بودند. دوره مدرسه سری شش ماهه بود. بهترین معلمان در این مدرسه به طور مجانی تاسیس میکردند. شاگردان مدرسه فوق الذکر بسیار جدی و با ایمان بودند. عده ای از آنان اکنون هم مشغول مبارزه صنفی و نبرد با طبقه مفت خور میباشند.

رئیس اتحادیه کارگران پشت یکی از درختهای کوتاه نخل که به جای تریبون کارگران بود قرار گرفته پس از عرض تبریک و مسئله اتحاد موفقیت کارگران، پروگرام کنفرانس اتحادیه کارگران را به شرح زیر توضیح داد.

1- گزارشات

2- تنظیم و تصویب مرام نامه و نظام نامه جدید

3- بحث در اطراف مسائل جاری و انتخاب کمیته ایالتی

مسئولین تشکیلات گزارش 18 ماهه را به عرض نمایندگان رسانده، پس از ذکر نواقضات کار از طرف نمایندگان، نطقهای آتشین بر علیه رژیم دیکتاتوری شروع شده و مباحثات در باره طرز عملی مبارزه با شرکت نفت و رژیم دیکتاتوری به میان آمد... صدر اتحادیه اظهار داشت ما در ظرف یک سال و نیم با عدم وسائل و مساعدت از مرکز تشکیلات توانسته ایم عظیم ترین تشکیلات کارگری را در خوزستان ایجاد کرده، بزرگترین سرمایه داران انگلستان را که عبارت از سهامداران نفت جنوب هستند اغفال نموده، سوء ظن آنها را به طرف تشکیلات موهوم ملیون معطوف کرده ، شر پلیس را از تشکیلات واقعی کارگران دور سازیم.

تاسیس مدرسه سری جهت تعلیمات سیاسی کارگران مورد تایید و تمجید نمایندگان واقع شد. مدت کنفرانس 12 ساعت بود. بزرگترین و مهمترین جلسه کارگران بدون سوء حادثه خاتمه یافت. نمایندگان با خوشحالی و موفقیت به منازلشان مراجعه کردند. در اولین کنفرانس مرام نامه و نظام نامه کارگران مطرح و به تصویب نمایندگان رسید.

پس از خاتمه اولین کنفرانس اتحادیه کارگران خوزستان و اتخاذ تصمیمات جدید و تعیین خط مشی اتحادیه، کارگران شروع به فعالیت بی نظیری کرده، نظر تشکیلات کارگران جهانی را متوجه پیشرفت درخشان خود ساختند. در سال 1308 تشکیلات کارگران خوزستان بزرگترین و فعالترین تشکیلاتهای ایران محسوب میشد. در ظرف 2 سال کار و فعالیت نمایندگان، مرکز تشکیلات به قدری بزرگ و عظیم و موثر شده بود که بعضی از اعضای هیئت مرکزی گمان نمیکردند که تشکیلات این اندازه موفقیت بدست آورده باشد. تشکیلات خوزستان با حق عضویت کارگران اداره میشد و دیناری از مرکز دریافت نمیکرد.

در اوئل سال 1308 آقای سرجان کدمن منشی کل شرکت نفت انگلیس و ایران برای مذاکره در خصوص تمدید مدت قراداد دادرسی وارد ایران شده، با دولت وقت و نمایندگان مجلس شورای ملی و متنفذین ایران وارد مذاکره شده و به پیشرفتهای مهمی نائل شده بود. اشخاص فوق الذکر یا از ترس دیکتاتوری وقت و یا در اثر تطمیع به سرجان کدمن روی خوشی نشان داده بودند و بعضی از متنذین ، اگر مخالف تمدید قراداد بودند، در آن روزهای اختناق جرات نمیکردند علنا با انگلیسیها مخالفت نمایند.

تشکیلاتهای کارگران ایران به استثنای اتحادیه کارگران خوزستان به قدری ضعیف و ناتوان بودند که قادر به هیچ گونه تظاهر و اقدام بر علیه تمدید قراداد نبودند. در این موقع اتحادیه کارگران خوزستان تصمیم گرفت که با تمام قوا بر علیه تمدید قرارداد نفت قیام نمایند و اولین بیانیه را که با ژیلاتین چاپ کرده بود با وجود مواظبت و دقت کامل پلیس به اغلب دیوارهای شهر الصاق نموده و یا بوسیله پست شهری به مردم فرستادند.

متن بیانیه

هموطنان گرامی! تجار و کسبه و ملاکین و کارگران و زارعین زجر دیده و ستم کشیده، از وقتی که دارسی نام انگلیسی از سستی و بی اطلاعی و عدم علاقه سلاطین قاجار سوء استفاده کرده امتیاز نفت جنوب را برخلاف میل و صلاح ملت ایران گرفت، یگانه امید ما ایران را که بهترین یادگاری نیاکان ما است مورد تاخت و تاز ملت انگلیس قرار گرفته، آنها از هیچ گونه ظلم و تعدی و بی عدالتی و غارت و چپاول دریغ نکرده، در کلیه شئون کشور ما دخالت کرده با آنتریک و تحریک و اقدامات مزورانه ما را از بهترین نعمتهای دنیا که عبارت از ازادی زبان و مطبوعات و تشکیلات است محروم کرده، در این موقع که دنیا چهار اسبه به طرف ترقی میرود ما را از ترقی و تعالی بازداشته و چنانچه بر کسی پوشیده نیست ایران رو به انحطاط و بدبختی و زروال میرود. ما دولت فعلی را تقویت کردیم، با شیخ خزعلها و سایر خائنین کشور مبارزه و مخالفت کردیم و امبدوار بودیم که دولت فعلی نماینده افکار و منافع ملت بوده و ما را از چنگال اجانب و مخصوصا کمپانی خونخوار نفت نجات خواهد داد. متاسفانه تمام سعی و کوشش و فداکاریهای ما پوچ و اشتباه و خطا بوده است.

دولت فعلی که ابتدا دم از آزادی و وطنپرستی میزد، پس از اینکه مقام خود را تثبیت کرد، ماسک وطنخواهی و آزادیخواهی از چهره اش برداشته شد.قیافه حقیقی و واقعی دولت جانی و ازادی کش با تشکیل دیکتاتوری و تهدید آزادی و تشکیلاتها ظاهر گشت.

کلیه ملت ایران با تمدید قرارداد مخالفند، لیکن ما به خوبی میدانیم که دولت دست نشانده انگلیس به افکار عمومی کمترین توجهی نکرده و قراداد تمدید خواهد شد. به نظر ما یگانه راه بر هم زدن تمدید قراداد دارسی راندن و بیرون کردن سرجان کدمن از ایران است. سرجان کدمن از ایران با دست خالی برنمیگردد، مگر اینکه مواجه با قیام عمومی شود. قیام بر علیه تسلط انگلیسیها بر ایران، قیام بر علیه دیکتاتوری و اختناق و قیام برای به دست آوردن استقلال واقعی ایران.

احرار خوزستان

بعد از ورود سرجان کدمن منشی کل کمپانی نفت انگلیس و ایران و آغاز مذاکره در باره تمدید مدت قرارداد نفت و انتشار بیانیه کارگران به نام احرار خوزستان، مامورین خفیه شرکت نفت و اداره شهربانی خوزستان سخت دستپاچه شده و مامورین شهربانی به سخت گیری و بگیر و ببند و تفتیش عقاید مشغول شدند. عده زیادی از تجار و کسبه را که دارای احساسات ملی بودند بدون مجوز قانونی توقیف و از آبادان تبعید کردند.

در 13 اردیبهشت 1308 کلیه کارگران تصفیه خانه ابادان که عده انها عبارت از 14 هزار نفر بود اعتصاب کردند. شرکت نفت برای اینکه اعتصاب به جاهای دیگر سرایت نکند دستور داد که کارخانجات مسجد سلیمان به دلیل اینکه عید فرنگیهاست روز دوشنبه تعطیل شود. ( در آن موقع تمرکز کارگران در آبادان و مسجد سلیمان بود، هفتکل و گچساران و غیره از نظر تعداد کارگران چندان مهم نبودند.)

اعتصابیون جلو تصفیه خانه متمرکز شده تقاضا میکردند که:

1- کلیه محبوسین و که به اتهام تشکیل اتحادیه و به جرم مبارزه با ورود سرجان کدمن و مخالفت با مذاکره در خصوص تمدید قرارداد دارسی توقیف شده اند آزاد شوند.

2- به کارگران بقدری حقوق بدهند که تکافوی حداقل معیتشان را نماید.

3- کارگران سالی یکبار مرخصی با استفاده از حقوق داشته باشند.

4- کلیه جرائم نقدی ملغی گردد.

5- برای عموم کارگران متاهل و مجرد خانه تهیه شود.

6- برای ایاب و ذهاب کارگران از منزل به کارخانه و برعکس وسائل نقلیه تهیه شود.

7- آب اشامیدنی تصفیه شده در اختیار همه کارگران بگذارند.

8-  اخراج بدون علت کارگران که با میل اگلیسیها انجام میشود موقوف گردد.

9- موضوع اخراج ابد از کار و لیست سیاه ( بلاتکلیفی) از بین رفته، کارگران بلاتکلیف به کار گمارده شوند.

10- وضع بیمارستان شرکت اصلاح شود و بایستی کلیه کارگران بیمار به حساب شرکت معالجه شوند.

11- کتک زدن و تعدی و بی احترامی به کارگران ملغی گردد.

12- آزادی و شخصیت حقوقی اتحادیه کارگران به رسمیت شناخته شود.

13-به معلولین که بدون پرداخت دیناری از کار برکنار شده اند نسبت به سنوات خدمت و میزان صدمه ای که دیده اند مبلغی به عنوان خسارت پرداخت گردد.

14-کارگران از حیث حوادث و پیری بیمه شوند.

15-در فصل تابستان ساعت کار از هشت ساعت به هفت ساعت تقلیل یابد.

16-عائله کارگران در مریض خانه شرکت بستری و به طور مجانی معالجه شوند.

17-برای جلوگیری از اجحافات و گران فروشی تجار و به منظور بهبود زندگی کارگران، شرکتی به نام تعاونی مصرف کارگران با سرمایه کمپانی تاسیس شود که کارگران بر آن نظارت داشته باشند.

چون به کارگران اطلاع رسید که اقای سرجان کدمن منشی کل شرکت نفت محض اطلاع از اعتصاب عمومی کارگران با هواپیمای مخصوص به لندن مراجعت کرد و مذاکرات در خصوص تمدید مدت  قرارداد دارسی قطع گردید، لذا کارگران در اطراف عزیمت و مذاکره سرجان کدمن با مقامات مسئول در باره تمدید قرارداد پیشنهادی ندادند.

چون در ابادان ساخلوی نظامی نبود و تعداد پلیس و پاسبان بسیار کم و برای جلوگیری از اعتصابیون کافی نبود، در ظرف یکساعت کلیه شهر آبادان به تصرف کارگران درآمد.

کلیه سکنه خوزستان طرفدار اعتصابیون بوده و آنها را تقویت میکردند. انگلیسیها از ترس کارگران آبادان را ترک کرده در واقع شهر از وجود آنها تصفیه شده بود. فقط یک عده کلاه چوپ پنبه ای از آنها باقی مانده بود که وسیله تفریح و سرگرمی اعتصابیون را فراهم آورده بود. کارگران کلاه چوب را مثل توپ فوتبال به هوا پرت کرده و تفریح و خوشحالی میکردند. از مژده مراجعت سرجان کدمن از ایران و موفقیت کارگران، عموم اهالی خوزستان به استثنای چند نفر جاسوسهای شرکت خوشنود بوده و به یکدیگر تبریک میگفتند.

زنان کارگر در اعتصاب 1308

در تصفیه خانه ها و کارخانجات دیگر شرکت نفت زنان کار نمیکردند. بنا بر این تشکیل اتحادیه زنان برای ما میسر نبود. برای اینکه از قدرت عظیم زنان در تشکیلات استفاده شود، به افراد اتحادیه دستور دادیم که منسوبین و محارم خود را با افکار و عقاید و روش اتحادیه و مبارزه طبقاتی اشنا نموده، نتیجه عمل و تاثیر گفتارشان را به اتحادیه ایالتی کارگران خوزستان گزارش نمایند. کارگران دستور اتحادیه را اجرا نمودند. از این آزمایش نتایج خوبی بدست آمد که در موقع اعتصاب موجب حیرت اداره پلیس و مخصوصا رکن الدین مختاری گردید.

عائله کارگران در اثر تبلیغات نان اوران خانه به اتحادیه کارگران گرویده و اکثر آنها در جلسات حوزه های خانوادگی کارگران شرکت میکردند.

چون در اثر تبلیغات طولانی و شرکت زنان در بعضی حوزه ها افکار آنها نسبتا باز و روشن شده بود، لذا در موقع اعتصاب زنهای کارگران کمپانی نفت تحت رهبریت بانو زهرا  محمد صادق، به یاری کارگران شتافته و در تحریک و ترغیب کارگران و زد و خورد با پلیس نقش بزرگی را بازی کردند. زهرا در ضمن نطق بر علیه عملیات ظالمانه کمپانی نفت و حرکات غیر ملی مامورین دولت، رئیس کل شهربانی خوزستان را تقبیح کرده و در حضور جمعی از پاسبانها و صاحب منصبان شهربانی با صدای رسا ثابت کرد که اولیای شهربانی الت دست کمپانی نفت بوده به ملت ایران خیانت میکنند. رکن الدین مختاری مثل اینکه در مقابل حرف حساب و منطق محکم بانو زهرا هیپنوتیز شده بود، اصلا یارای حرف زدن نداشته و سکوت اختیار کرده بود. بانو زهرا به عده ای از زنان، هر آن کارگران را به مبارزه شدید و گرفتن حق خود ترغیب میکرد.

حرارت و عصبانیت و احساسات زنان بیشتر از مردان بود، زیرا عمل مردها با منطق توام بوده و مواظب بودند از دستور تشکیلات خارج نشده، به روش عاقلانه تشکیلات لطمه وارد نیاورند. زنان برعکس کاملا تابع احساسات شده ، دائما کارگران را به تصرف شهربانی و استخلاص زندانیان تحریک میکردند. زنها به اصول آنارشی بیشتر مایل بودند و اجبارا دیسیپلین تشکیلات را قبول داشته و اوامر تشکیلات را اجرا میکردند. عده ای از پاسبانهای شهربانی از زنان کارگر مفصل کتک خورده و بعضی از مامورین به قدری مرعوب شده بودند که در قضیه شهریور 1320 آن اندازه وحشت زده نبودند.

زنها میخواستند به خرمشهر رفته، مجسمه دیکتاتور وقت را سرنگون نمایند. ساخوی نظامی خرمشهر از قضیه مطلع شده، عده ای سرباز برای محافظت از مجسمه گماشتند. غروب آن روز رئیس شهربانی به اعتصابیون پیشنهاد کرد که موقتا اعتصاب را متوقف نمایند تا در اطراف خواستهای آنها مذاکره شود، ولی کارگران اصرار داشتند که شهربانی توقیف شدگان را آزاد نماید، تا اینکه آنها تا خاتمه مذاکره و حصول نتیجه مشغول کار شوند. بالاخره غروب رئیس شهربانی کارگران را راضی کرد تا فردا مهلت بدهند با حاکم ایالت مذاکره شود تا فردا جمع رفقایشان مرخص شوند. کارگران به حرف پلیس اطمینان کرده شهر را به شهربانی شپرده به خانه هایشان برگشتند.

برای اینکه شبانه کارگران زندانی را از آبادان خارج ننمایند، کمیته اعتصاب جمعی از کارگران را مامور جاده اهواز نمود که ماشینها را تفتیش نمایند. مبادا مبحوسین را مخفیانه به اهواز ببرند. متاسفانه جاده اهواز منحصر به فرد نبود. انگلیسیها جاده مخصوصی داشتند که معروف به بریم بود. از این جاده جز انگلیسیها و مقربین و طرف اطمینان انان کسی دیگر حق عبور و مرور نداشت. عده کثیری از سربازان تازهوارد و پاسبانان نصف شب محبوسین را از راه بریم به خرمشهر و از آن جا به اهواز منتقل نمودند.

روز چهارشنبه 15 اردیبهشت 1308 خبر ورود کشتیهای جنگی دولت انگلیس به آبهای ایران جهت جلوگیری از اعتصاب منتشر گردید. صبح همان روز هشتصد نفر پاسبان و چند هزار سرباز ایران وارد ابادان شده، بلافاصله خانه های کارگران را محاصره کرده، سیصد نفر از کارگران را توقیف و بقیه را به زور سرنیزه روانه تصفیه خانه نموده اجبارا به کارکردن وادار نمودند.در همان موقع عده ای از زن و بچه های کارگران را توقیف و فورا به اهواز گسیل کردند که دو نفر از اطفال شیرخوار از شدت گرما در بین راه جان سپردند. دولت وقت از ترس مخالفت مردم و برای تسکین افکار عامه، محض ورود زنان به اهواز آنها را آزاد نموده و التزام گرفته که به ابادان برنگردند. کلیه کارگران توقیف شده را همان روز به زندان اهواز منتقل نمودند. چون زندان اهواز گنجایش این اندازه از زندانی را نداشت، عمارت شهرداری اهواز را تخلیه و محبوسین را در آن عمارت جا دادند. همان روز عده ای از کارگران مسجدسلیمان را توقیف و بدون اینکه از آنها بازجویی به عمل آید، از خوزستان تبعیدشان کردند. و نیز عده ای از تجار و کارمندان آبادان را توقیف و به شهربانی اهواز فرستادند.

دستاوردهای اعتصاب

- حقوق کارگران از پانزده درصد الی پنجاه درصد اضافه شد

- کلیه کارگران بیکار در آبادان به کار گمارده شدند

- عموم بلاک لیستها( اخراج شدگان ابدی) به کار گمارده شدند

- کارگران مصدوم و معلول را که بدون پرداخت خسارتی از کار برکنار شده بودند از اطراف احضار کرده و با پرداخت مبلغی رضایت گرفتند.

- شروع به ساختن مسکن برای کارگران باسابقه نمودند

- کتک و بی احترامی و اخراج بدون علت و جرایم کارگران ملغی گردید.

- از طرف اولیای کمپانی به ادارات مربوطه دستور دادند که دقیقا به عرایض شکایات کارگران رسیدگی کرده و رضایت خاطر آنان را جلب نمایند. عده ای مهندسین و مامورین انگلیسی که مورد تنفر و انزجار کارگران واقع شده بودند، به زور از کار برکنار شدند.

-تبعیدشدگان در اغلب نقاط ایران بخصوص در مازندران و تهران شروع به فعالیت تشکیلاتی کرده. نتایج فراوانی از عمل آنان عاید تشکیلات سری کارگران گردید.

 

منبع :محمود قزوینی، اقتباس از کتاب خاطرات دوران سپری شده (خاطرات و اسناد یوسف افتخاری) –  بازنویسی شده است.