ایران با بحران فرهنگی در زمینه کار روبرو است. عده ای معتقدند مشکل از ملی شدن نفت است، در یک سوء تفاهم،  ملت به خانه رفته و بجای کار ، طاقباز دراز کشیده و منتظر بشکه نفت از سهمیه خود نشسته اند!  ظاهرا قرار است مصدق و ملی شدن نفت از سابقه افتخارات ملی ایران زمین خارج شود و در صفحات مربوط به توطئه کارگران نفت در اشاعه تنبلی ثبت گردد!

هنر نزد ایرانیان است و بس! این حکمی است که فارسی زبانان ایران شناس در آن متّفق القول هستند. بعلاوه گفته میشود زیباشناسان مستقر در دهانه خلیج زبان بسته همیشه فارس هم معتقدند مردم ایران مه رو  و شرمگین و خوش مشرب و با نمک تشریف دارند. طلب استدلال و برهان از ایران شناسان بیهوده است، شواهد تاریخی قوی انکار ناپذیر تاریخی از زبان شاعران و ادبا در این مورد جایی شبهه نمیگذارد. اگر هم کسی باور ندارد میتواند از ایران شناسان معاصر در نماز جمعه تهران بپرسد که چگونه مه رویان ایرانی حتی از پس هفت هشت لایه مانتو و  حجاب هرچه ایمان و تقوا نزد مردان ایرانی را ریده مال کرده و آنها را حتی در صف و اتوبوسهای جداگانه از راه بدر  میکنند. 

از آنجا که  ایرانیان بجز هنر و زیبایی از جمله از عقل هم برخوردارند و پس از چند هزار سال تمدن دریافته اند که "زیبایی" نان نمیشود، تحقیقات خود را متوجه جایگاه کار در میان ایرانیان ساخته اند. از شما چه پنهان تحقیقات پس از تحقیقات، علمای معمم و مکلا یکی پس از دیگری، هر روز بیش از روز قبل متّفق القول میگردند که بند ناف  ایرانیان، حالا هنر سرشان را بخورد، مهتر اینستکه با تنبلی و مفت خوری گره خورده است. ایران با بحران فرهنگی در زمینه کار روبرو است. عده ای معتقدند مشکل از ملی شدن نفت است، در یک سوء تفاهم،  ملت به خانه رفته و بجای کار ، طاقباز دراز کشیده و منتظر بشکه نفت از سهمیه خود نشسته اند!  ظاهرا قرار است مصدق و ملی شدن نفت از سابقه افتخارات ملی ایران زمین خارج شود و در صفحات مربوط به توطئه کارگران نفت در اشاعه تنبلی ثبت گردد! از آنجاییکه افتخارات ملی کم نیاید قرار است مجاهدت آ سید جواد ظریف بزبان انگلیسی برای قانع کردن جان کری مبنی به قبول تعهد دولت متبوع در عدم تکرار حماسه تسخیر سفارت  جزو افتخارات ملی ثبت گردد. بنا به تجربه قبلی و قبل از اینکه باد پول مفت به دماغ کارگران بیافتد، مراکز صنعتی ویژه در قراردادها گنجانده شده نا هم کارگران ایرانی با کار کمرشکن در این مراکز قدر سرمایه دار ایرانی را بدانند  و مهمتر اینکه کارگران با آموختی زبان انگلیسی خود بتوانند نسخه اصلی قرارداد برجام را خوانده  و اصل ماجرا را برای نمایندگان مجلس تعریف کنند.

برای رفع هرگونه سوء نفاهم لازم میدانیم به آگاهی قاطبه مردم ایران برسانیم محققین جامعه شناس ما در چند زمینه جزیی ول معطل هستند.

اولا، بیسوادی و عدم دسترسی به روزنامه بجای خود، راستش عقل این جماعت باید پارسنگ بردارد که از دستمزدهای سه برابر زیر خط فقر بی خبر هستند. خوش بحال این حضرات که باید حقوق ماهانه شان سر ماه پرداخت میشود. خوش بحال اینها که از ماجرای جانورانی مثل مرتضوی و ماجرای دزدی و ارتشاء و حقوقهای افسانه ای بی خبر هستند.

ثانیا، از آنجا که تحقیقات مربوطه بزبان فارسی است محقق مربوطه از برخورداری از وجدان بی نیاز است. اینها کارگر را داخل آدم حساب نمیکنند. اینها متعجب هستند که چرا گاوآهن به کارگر بسته نمیشود.  حضرات از دیدن طلب بیمه بیکاری از جانب کارگران رسما شاخ درآورده و دعای وحشت میخوانند. از نظر اینها محلات کارگر نشین باید مملو از کثافت باشد، کمتر عمر کنند، پول بیمه شان بالا کشیده شود، درد بکشند ... بله به این سادگی که این اقلام از پول نفت تامین میگردد، و کارگر را تنبل میکند.

اما هنوز قسمت اصلی و با مزه این محققین شوخ طبع چخ بختیار باقی است. بسپارند کسانی که مثل محقق جامعه شناس استخوان خرد کرده آقای ابراهیم فیوضات، مسئول بخش صنعت انجمن جامعه شناسی ایران، معتقدند که "ادبیات ایران مشوق فرهنگ کار نیست." ایشان اهل بخیه است و مانند احمد کسروی حافظ را به عنوان یک نقطه ضعف برای کسانی که حافظ را میخوانند میشناساند. چرا؟ ایشان اضافه میکند که حافظ خواندن وقت تلف کردن است، فال گرفتن با حافظ خرافات را دامن میزند. ایشان معتقد است اگر حافظ به جای عرفان عقلانی فکر میکرد و اگر در اشعارش افراد را به تلاش و عقلانیت دعوت میکرد وضع ما هم بهتر بود....

شما خوانندگان این سطور لازم نیست دلتان برای حافظ بسوزد. حافظ و حافظ خوانها از حماقت های بسیاری جسته اند. نباید از آقای فیوضات بپرسید که چگونه است ایشان از وقت تلف شده مردم در سینه زنی ها از خرافات مردم در استخاره های اسلامی به حرف نمیاید؟  از همه اینها بگذریم آیا واقعاً ایشان انتظار دارند کارگران با یک قطعه شعر حافظ  از این هم بیشتر کار کنند و از این هم کمتر دستمزد بخواهند؟ چرا این نصایح و چنین دیوانی را برای فیضیه قم و مجلس شورای اسلامی و جناب وزیر کار آرزو نمیکنید؟!

اما جمیع این فاضلان از سعدی راضی هستند. سعدی ستاره درخشان فرهنگ کار در زبان فارسی است. او را بخاطر فقط یک جمله "برو کار میکن مگو چیست کار" تقدیس میکنند و روی شانه های خود میچرخانند. این جمله را در کتب مدارس بخورد شاگردان میدهد. کسی نمیداند سعدی از کجا نان خود را تامین کرده است. اما اگر امروز زنده بود عضو اتحادیه نویسندگان می شد، بیمه بیکاری طلب میکرد، بیمه درمانی میخواست، برای دستمزد بیشتر یقه مقامات را میگرفت. اگر سعدی زنده بود چهار شعر دیگر برای وزیر کار مینوشت که دست کارگر را از کار و اشتغال کوتاه نکند.

سعدی بیگناه است، اما بورژوای ما قبل از توکل به نفوذ کلام سعدی بر کارگر به وزیر کارش، به گردان ویژه سرکوب، به شورای اسلامی، به نوحه خوان صحنه ساز عاشورایی و به تحمیل فقر بیشتر به کارگر متکی است.  راستش این افکار مشعشع بدرد چیزی و کسی نمیخورد. فرهنگ ایرانی در زمینه کار بشدت فقیر است، در فشانی های این حضرات و آب آویزان دهان خبرنگار روزنامه ها گواه است.  هر چه هست اظهارات بی ارزش و ارزانی است که این جماعت آنهم حرف در دهان حافظ و سعدی میگذارند از  حقارت بیشتر خودشان پرده بر میدارد.

تا آنجا که به کارگر و مبارزه او مربوط باشد پیمان و پیاله و سر و سودا و  پاک باختگی حافظ بیشتر با نیازهای او برای "انداختن طرحی نو در فلک" بکار میاید. سعدی پیش کش حضرات! 

مصطفی اسدپور

17 دسامبر 2016