پنج شش دعای جدید هم بدست ملت داده شود تا از انرژی آنها تا نفسشان در می آید بطرز مفید بهره برداری گردد: دعای کاهش تورم، دعای افزایش قیمت نفت، دعای افزایش صادرات اجناس وطنی، دعای اشتیاق سرمایه های خارجی ... خاصیت این دعاها در این است که مردم وقتی از انتخاب قازوراتهای اصلاح طلب و مکتبی و پوپولیست و با تدبیر به جایی نرسیدند، به جای آن میروند دعا میکنند! اگر عزت پاسپورتهایشان مالید، از لج با پای پیاده میروند به کربلا!

***

میگویند کار ادیان الهی در کسادی است. بیخود میگویند. همین جمهوری اسلامی را نگاه کنید. یک حکومت قدر قدرت الهی که بیزینس پروردگار خودش را مثبت نگه داشته است. در بارگاه الهی اینها نه صفی هست، نه مسلمان نانجیب پررو و طلبکار؛ و نه یتیم و مادر مرده ره گم کرده؛ کسی پاشنه در بارگاه را به گرو نگرفته است. جبرائیل و عزراییل با هم شب و روز الک دولک بازی میکنند. فرشته ها هم فارغ از ترس ازدواج اجباری با هر لندهور از راه رسیده ای، سیر و پر ماتیک آزمایش میکنند و به بازی یک قل دو قل مشغولند. همه امت سرشان به کار خودشان گرم است. آنهایی که کار دارند برای حفظ کارشان تا بوق سگ کار میکنند و دیگر نیازی به دخالت بی­جا خدا باقی نمی­ماند. آنهایی هم که کار ندارند دو پا دارند، دو پا هم قرض کرده در بیابانهای درندشت، از کربلا تا نینوا گرگم به هوا میکنند. مابقی امت هم پول میشمارند. از شنیدن توصیف اینهمه صفا و تفاهم، همه خداوندهای دیگر بزودی از حسودی دق خواهند کرد. شایع است که واتیکان در حال بررسی طرحی است که با حفظ داستان مسیح و صلیب در مابقی اصول و فروع دینی به مذهب شیعه بپیوندند. تنها مشکل در اینستکه یک تعداد امام کم آورده اند که آنهم قابل حل است.

ما در نشریه علیه بیکاری در پی زل زدن بی پایان به آسمان، سر از کاسه و نیم کاسه این بیزینس درآورده و بی صبرانه منتظر صفحه بند نشسته تا اسرار نهان را با شما در میان بگذاریم. ملاحظه میکنید زل زدن به آسمان در ایام بیکاری چندان هم بی­خاصیت نیست.

کاسه : آنلاین باشید! حقایق و تمام حقایق را در روی اینترنت در اختیار امت قرار دهید. اولا، با وجود گوگل و یوتوب بدون خطر دخالت در زندگی خصوصی مردم سر از ته و توی همه چیز میشود درآورد. ثانیا، این از مخارج اداره بایگانی الهی کم میکند و میشود چند صد فرشته را صرفه جویی کرد. ثالثا، و اساسا  اینکه همه حقایق منتشر بشود، دیگر حقیقتی برای جستجو باقی نمی­ماند. کسی نمیتواند برای خود بارگاه کشف حقایق سر هم کند. بنویسد و با اسناد و شواهد و آمار منتشر کنید که اوضاع چقدر خیط است. خجالت نکشید، به ماموران دولتی یاد بدهید گستاخ باشند و وعده بدهند.

همه هنر نمایندگان شما در کره زمین در این است که تیتر درستی برای گروههای بنی بشر پیدا کنند: مردم زیر خط فقر، زیر خط سبد کالایی، زیر خط کمیته امداد؛ بیکاران مطلق، بیکاران علاف، بیکارانی که بیکاری به ارث می برند؛ شاغلان یکساعت در هفته، انسانهای زنده با قرارداد سفید، تحصیلکردگان کشکی، خانواده­هایی که یک کودک نان آور آنهاست،  بیمه شده­گان دست از پا درازتر ... ملاحظه میکنید، و اگر اندر حکمت حکومت الهی درست تبلیغ شده باشد لابد امت مربوطه هم تصدیق میکنند که آدمهای گروههای ذکر شده برای لای جرز دیوار خوبند. کسی که بعد از سی سال و پس از رهنمودهای "فرشته کار" هنوز نتواند نان یک خانواده پنج نفره را در بالای خط فقر و بالای خط تورم الهی از دل خاک بیرون بکشد؛ چرا اصلا باید به جهنم راه داد؟ حالا گیریم حساب و کتاب نفوس "الله و اکبر" گو از دست خداوند باری تعالی خارج شده باشد، چرا باید وقت نکیر و منکر را با این امتی که نه مالیات داده اند، نه هزینه دفتر بیمه شان را پرداخته اند، هدر داد؟ مجازات این گنه کاران (که با آب هیچ گونه توبه قابل شستشو نیست) همین بس که تا جان دارند به ساز "فرشته کار" برقصند.

قبل از هر چیز باید به شایعه بی اساس "خداوند ستمدیدگان" پایان داد. معلوم نیست که این تخم لق را چه کسی، بی خود و بی جهت توی دهان مردم گذاشته است. زمان نزول این آیات گذشته است، اولا جمعیت ستم دیدگان خیلی کمتر از حالا بود و تازه نصف همان جمعیت هم در جنگ با همسایه­ها نفله میشدند. یک چند صد هزاری هم که هر از چند گاهی بر اثر غفلت خدای عالم از وبا و مالاریا جان به جان آفرین تسلیم می کردند. با تغییر تابلو  "خدای آپدیت" یکسره حکومت الهی را از شر بسیاری انتظارات بیجا خلاص میکنید. بعنوان یک نمونه، ابدا نتایج تبدیل الگوی یک فرد مومن به یک "کار آفرین" را نباید دست کم گرفت. باید گوش ده دوازده مومن زحمتکش را بدست یک مومن "کار آفرین" سپرد تا قدر جهاد مقدس اشتغال حکومت خود را بفهمند.  ارجحیت مومنان کار آفرین در اینستکه  زبل هستند، هر جا قرار بگیرند خر خدای خود را میرانند.

نکته جالب اینجاست که مذهب شما برای همیشه از مبلغ و میسیونر ها خلاصی پیدا میکند.  باورتان نخواهد شد در عرض یکی دو روز از زمین و زمان متخصص میبارد که هر یک درد خود را رها کرده برای کس دیگر نقشه میریزند. بی خانمان ها متخصص شهرسازی میشوند، کلیسا ندیده از پاپ کاتولیک­تر از آب در میایند، با شنیدن نام بانک ملی، شنگول شده و راه حل بحران سرمایه را مییابند...   

نیم کاسه:  دمکرات باشید. انتخابات سازمان بدهید.  هر چه انتخابات داشته باشید از خیرات آن برکات بیشتر بهره میبرید. دوره خداوند بحرالعلوم گذشته. دوره، دوره "انتخاب مردم" است. خاصیت این روش در این است که گناه همه چیز را میشود با حساب این حزب یا آن حزب و اصلا اگر دلتان خواست به حساب کسانی که رای نداده اند گذاشت. تا دوره انتخابات است، همه کاندیداها مثل پیامبر نبی امر به آنها نازل میشود؛ وعده هایی را میدهند که خدا هاج واج میماند! بعد از انتخابات هم پشیمان میشوند، به طرف مفابل رای میدهند؛ تا دوباره "دست بر قضا" پشیمان بشوند! بخصوص اگر امت مربوطه مثل ایرانیان مهد تمدن باشند و اصول دمکراسی را با شیر مادر خورده باشند که نان خدای مربوطه در روغن است. حسابش را بکنید همه گناهان و اشتباهاتی که امروز با دمکراسی به پای رقیب نوشته میشود تا قبل از آن به حساب خداوند می­گذاشتند. این مساله در نتیجه نهایی تغییری نمیدهد بخش بزرگی از این وعده ها دود شده ولی به هوا میرود. اما برای انبساط خاطر پروردگار مفید است که ببیند چگونه اشرف مخلوقات از وفور نادانی یک فضیلت میسازد، فضیلت انتخاب میان بد و بدتر! اما مهمترین خاصیت دمکراسی در این است که آدمها با یک رای و یک صندوق بناگهان خود را نه به عنوان یک رای بی ارزش تا انتخابات بعدی، بلکه بی خود و بی جهت در پست چرخاننده  عالم و آدم میگذارند.

بهرحال کار به جایی رسیده که خداوند تخت و طبق خود را جمع کند و بیاید و در قم دوره ببیند، امروزی شود. قدیما می گفتند اگر غضب الهی آِید نصف دنیا را آب میبرد. حالا باید نوشت " تا حکومت عدل الهی عشقش بکشد دستمزدها زیر خط فقر،  بیمه بیکاری ول معطل، و زرت جمیع مومنان قمصور"! پنج شش دعای جدید هم بدست ملت داده شود تا از انرژی آنها تا نفسشان در می آید بطرز مفید بهره برداری گردد: دعای کاهش تورم، دعای افزایش قیمت نفت، دعای افزایش صادرات اجناس وطنی، دعای اشتیاق سرمایه های خارجی ... خاصیت این دعاها در این است که مردم وقتی از انتخاب قازوراتهای اصلاح طلب و مکتبی و پوپولیست و با تدبیر به جایی نرسیدند، به جای آن میروند دعا میکنند! اگر عزت پاسپورتهایشان مالید، در عوض با پای پیاده میروند به کربلا!

 

مصطفی اسدپور

22 نوامبر 2016