بسیار مهمتر اینکه دولت و عمامه ندیده های چین همه پکیج اسلامی را با فتوا و جهاد و صیغه و روزه و حجاب و شلاق و نماز جمعه و لولهنگ و استخاره و ... همه را یکجا مزمزه کنند تا بفهمند از یک من ماست اسلامی چقدر کره میشود گرفت و   برای ما ایرانی ها زیاد چسی صنعتی نیایند!

***

از شما چه پنهان دولت چین یکبار دیگر قطعنامه سازمان ملل در مورد حقوق بشر توسط حکومت ایران را از بیخ وتو کرد. این دولت چین کشته مرده بخش اسلامی حکومت ایران است و مشخصا جزئیات تاریخ و تحولات شیعه گری را با دقت و علاقه زیاد تعقیب میکنند. هر چی قانون و سنت و ایام تولد و مرگ تک تک معصومین را از حفظ بلد هستند. شایع است که رئیس جمهور روزه میگیرند. بیوه های مائو کم کم خاطراتی را بیاد میاورند که گویا قرار بوده راه پیمایی بزرگ ملی ایشان تا مشهد ادامه داشته باشد که با دبه تعدادی تخم حرام "اهل کوفه" و تکرار ماجرای خوارجیون، مائو میماند و حوضش. ظاهرا ایشان هم از لچ این خیانت، راه پیمایی را تحت عنوان حماسه ملی تا توانسته کش داده است. شواهد زیادی هم میان "بکن و نکن ها" ایشان و "نهج البلاغه" گزارش شده است. طرح آزمایشی در دست است که سینه زنی جایگزین ورزش سنتی یوگا بشود و خلاصه کبک ایران اسلامی در بلاد زرد خروس میخواند.

اما کور خوانده اند. درست است که ما مسلمان هستیم اما خر که نیستیم. گیریم که اقتصاد مال خر باشد اما رهبران ما حساب و کتاب مملکت را در دست دارند. مملکت تاریخ دارد، مستعمره انگلیسی را از یاد نبرده است. مگر مملکت نخبه کم دارد که از یک سوراخ بیشتر از پنج یا شش بار گزیده شود؟ صاحبان امور این مملکت هم مار خورده و هم افعی شده اند، انگلیسی بلدند و هر چه هم شیطان بزرگتر باشد در حماسه برجام سر و ته ماجرا را هم میاورند. با کشف اخیر یک واحد ارشد دیپلماسی کشور پته اسلام دوستی دولت چین روی آب افتاد. بله منافع اقتصادی از راه انداختن اجناس بنجل ساخت چین به بازرگانان و خریداران خجول ایرانی!

هیچ دقت کردید بجز قبله که رو به مکه است مابقی فرایض مذهبی ما در انحصار چین قرار گرفته است. سینه میزنید: از لباس و علم و کتل تا چراغ توری و زنجیر همه و همه ساخت چین است. زیارت میروید: سوقاتش، نماز میخوانید: مهر و جانماز آن،   حجاب بر سر میکنید: چادر و مانتوی آن، باطوم گشت نهی از منکر و بسیاری دیگر سود کلانی را نصیب چینی ها میسازد. این چه معامله ای است که دردسر نماز و روزه و شب زنده داری برای دوش ما است ولی خیر و برکتش از اشتغال، کارخانه تا سود حاصل از مبادلات بازرگانی یکراست به ملت زبان نفهم چین می رسد؟

مباحثات در حاشیه این مساله تمامی ندارد. یکی از مجتهدان پایشان را در یک کفش کرده و با فتوای خود همه دعا و عبادت با لباس ساخت چین   را باطل اعلام نموده اند. البته ایشان بلافاصله به دستور معاون دوم مدیر کل دفتر "تنظیم روابط امور بازرگانی ایران و کشورهای خاور دور" در وزارت راه و ترابری احضار و مورد مواخذه قرار گرفتند. شایع است که در عرض چند دقیقه روحانی مربوطه از طرف پزشک شخصی خویش ممنوع التصویر و ممنوع الفتوا تشخیص داده شده است. نیم ساعت بعد نسخه مچاله شده ای از یک دستورالعمل کاملا مخفی معاون سوم مدیر عامل بورس تهران خطاب به همه علمای معظم در کنار دستگاه کپی همه جراید داخلی "کشف" شده است. این دستورالعمل خیلی خلاصه شامل چند بند است:

اول: پا در یک کفش کردن برای همه آحاد کشور ممنوع است، بخصوص برای بیکاران و از جمله حضرات علما!

دوم: تا اطلاع ثانوی، بنا به مقاوله های بین المللی که دولت جمهوری اسلامی خود را به آن متعهد کرده است تا آنجا که به سایر دولتها مربوط باشد "صلاح ملک خویش خسروان دانند" و تا آنجا که به امور داخلی مربوط باشد ریش و قیچی به دست بازرگانان است و بس!  

بلاخره با افشاگری یک روزنامه معلوم الحال دال بر اینکه دو پای نامبرده در یک کفش کتانی چینی بوده به مصداق مع الفارق شتر دیدی فتوا ندیدی، قال قضیه کنده شد. در عوض سر و کله عده ای از مجتهدان دیگر پیدا شده است که معتقدند از آنجائیکه در زمان امامان اصولا چین هنوز کشف نشده بوده و اصلا جانماز و چادر و مانتو و سینه زنی در کار نبوده، به همین جهت حدیثی در کار نیست و افسار هر کس بدست خودش است. تعدادی دیگر از مجتهدین اقتصادگرا (بقولی نان به نرخ روز بخور) بوده و معتقدند اگر ارزان حساب میکنند یک دفعه سفارش داده شود که کارگران چینی در محل با هر جانماز صد رکعت هم نماز بخوانند و با جعبه مهر شده صادر کنند. این پیشنهاد مورد توجه دولت قرار گرفته و در حال بررسی است که بجای گوشت سفید در سبد غذایی دولت یک و یا حتی دو بسته آکبند نماز چینی گنجانده شود. از شما چه پنهان در دفتر اتحادیه کارفرمایان غوغا است و کفر این حضرات درآمده است.   به غیرت ملی این اتحادیه برخورده است. شاکی هستند که صنعت به جای خود، دولت مربوطه در ناتوانی در حمایت از تولیدات داخلی اینجا دیگر شور بی تدبیری را درآورده است.

آب ما بیکاران در هیج موضوعی با کارفرمایان به یک جوب نمیرود، مساله صنعت داخلی و خودکفایی ملی از مهمترین اختلافات ما است.   اما در این مورد معین حمایت از اتحادیه کارفرمایان را اعلام میداریم. آخر این هم شد مملکت؟ وقت آنستکه صادرات را افزایش داد و بطور مشخص پیشنهاد میکنیم تا تنور مراودات اقتصادی – فرهنگی داغ است تعداد زیادی و شاید همگی ذخیره ملی مجتهدان و علمای عظیم را یکجا به چین صادر کنیم. اینکار هر چند درآمد خاصی برای خزانه مملکت بهمراه نداشته باشد اما برکات آن غیر قابل چشم پوشی است:

اولا: تا همین جا خیرات این صنف معین آش دهن سوزی برای ملت نبوده است. چهل سال تمام مردم به ساز اینها رقصیدند، نماز و روزه و سینه زنی و جهاد و نکیر و منکر هیچ کدام گره کار مملکت را باز نکرد. دعا کردند باران بیاید، آب دریاچه ها خشک شد. نوبت به ما که رسید آسمان تپید و خط فقر و سبد غذایی و قرارداد موقت و کمیته امداد را اعطا فرمود.

ثانیا: یک مدتی هم که شده این ملت از مخارج "آیت الله داری" معاف میشوند. حنایشان هم که زیاد رنگی ندارد و جهنمشان هم کسی را نمی ترساند، با بادی که از سورخ حماسه برجام میاید با ادامه این خط فقر و از آنجا که شکم گرسنه ایمان ندارد، آینده این صنف "بخور و نمیر" هم زیاد فراخ بنظر نمیرسد.

ثالثا و بسیار مهمتر اینکه دولت و عمامه ندیده های چین همه پکیج اسلامی را با فتوا و جهاد و صیغه و روزه و حجاب و شلاق و نماز جمعه و لولهنگ و استخاره و ... همه را یکجا مزمزه کنند تا بفهمند از یک من ماست اسلامی چقدر کره میشود گرفت و   برای ما ایرانی ها زیاد چسی صنعتی نیایند!

 

مصطفی اسدپور

شانزدهم ژوئن 2016