اما در این میان دلخوری نمایندگان مجلس از جامعه کارگری است. نمایندگان از دولت خواسته اند فورا محل تجمع جلوی ساختمان مجلس را بتون ریزی نماید. گویا کارگران روز انتخابات رفته و رای می دهند؛ تا از هفته بعد با تجمع جلوی مجلس ، نمایندگان را برای بیرون کشیدن حق خود از گلوی وزارت کار و کارفرما جلو بیاندازند. نمایندگان مجلس در اتمام حجت خود اعلام کرده اند که: افزایش دستمزدها و لغو کار قراردادی امر خود کارگران است! کارگران باید به انگولک بیجا بر علیه حرمت مجلس پایان دهند.

***

بیچاره نمایندگان مجلس! امان از دست مردم زبان نفهم! امان از دست سوء تفاهم! بزودی مملکت را بحران دمکراسی فرا خواهد گرفت.

کاش صاحب منصبان ایران اینقدر با دنیای غرب چشم و هم چشمی نمیکردند. دود این رقابت ها همیشه به چشم مردم رفته است. مثلا یکی همین مساله دمکراسی و پارلمان و رای گیری را در نظر بگیرید. از همان اول این حکومت رفت یک دفعه شش تا انتخابات را روی دست مردم گذاشت، تا هم به این ترتیب آبروی از دست رفته دمکراسی در تاریخ مملکت بخاطر مجلس به توپ بسته احمد شاه ترمیم بشود، و هم اینکه مردم ایران زمین یکبار برای همیشه از چسی آمدن ممالک غربی خلاص بشوند.

با انقلابی که شد، مردم کوچه و بازار باران آرزو میکردند سیل نصیب شان شد. مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، انتخابات رئیس جمهور. به هر کدام یک میان دوره و یک تجدید رای گیری هم اضافه کنید، اونوقت میبینید کلی از روزگار مردم پای صندوقهای رای میگذرد.   شانس آورده ایم خاک کشورمان اگر زیاد پاک نیست اما بهر حال حزب خیز است. بنا به سوابق تاریخی و وفور نفوس آریایی الله اکبر گو برای پر کردن صندلی های پارلمان و مجلس و دولت آدم پالان کج وطن پرست هم مضیقه ای در کار نبوده است. یک مشکل طبعا تامین مخارج این انبوه برگزیدگان است، بخصوص که بعد از آن پروسه کشکی انتخابات، کک به تنبان افتاده و خرج دفتر و قلم شان بالا می رود؛ خواب نما شده و یکشبه متخصص امور اقتصاد و سیاست بین الملل میگردند.  اما مشکل اصلی جای دیگری است.

همیشه گفته شده که آنقدر لی لی به لالای مردم بگذارید که لولهنگ فرهنگی آنها آب برمیدارد. عاقلان گفته بودند که اول کار فرهنگی کنید بعدا دست به تغییر بزنید. در غیاب کار فرهنگی مستمر و زمینه سازی لازم عاقبت دمکراسی بهتر از این نمیتوانست از آب در بیاید. مگر خود دمکراسی چه آش دهن سوزی در حقوق شهروندان است؟ مگر خود دمکراسی چیزی بجز بیشتر از رای گیری هر چند سال یکبار است؟ آیا دیده اید در کشورهای غربی کسی جلوی پارلمان تجمع کند؟

بیائید خود را بجای نمایندگان مجلس ایران بگذارید. حق رای سر مردم را بخورد. حالا گیریم ندید بدید هر صندوقی سر محله میگذارند، زرتی صف می بندند. یکی نیست نیم ساعت وقت صرف مطالعه برشور انتخابات کند. یکی نیست به این ملت توضیح بدهد قرار نیست چیزی در سرنوشت آنها در این مجلس رقم بخورد؟ باید به این مردم حالی کرد دست از سر نمایندگان مجلسین بردارید. دنیا هر چه هم که خر تو خر اسلامی – امریکایی در دوره پسا برجام هم باشد، مملکت صاحب دارد. سهم هر کس از ثروت، رفاه، هوایی که تنفس میکند، سالهایی که عمر میکند، نوع غذایی که میخورد، آزادی که برخوردار است، تحصیلات بچه اش، فیلمی که تماشا میکند ... و شعوری که برایش برسمیت شناخته میشود ... ابعاد هر کدام دقیقا به اندازه ای است که برایش مستقیما مبارزه میکند. کسی که آزادی خود را از راه مجلس تعقیب میکند شیپور را از سر اشتباه بدهان گرفته است.

اما در این میان دلخوری نمایندگان مجلس از جامعه کارگری است. نمایندگان از دولت خواسته اند فورا محل تجمع جلوی ساختمان مجلس را بتون ریزی نماید. گویا کارگران روز انتخابات رفته و رای می دهند؛ تا از هفته بعد با تجمع جلوی مجلس ، نمایندگان را برای بیرون کشیدن حق خود از گلوی وزارت کار و کارفرما جلو بیاندازند. نمایندگان مجلس در اتمام حجت خود اعلام کرده اند که: افزایش دستمزدها و لغو کار قراردادی امر خود کارگران است! کارگران باید به انگولک بیجا بر علیه حرمت مجلس پایان دهند.

ما دست اندرکاران این نشریه از آنجا که "بیکاران هرگز دروغ نمیگویند" حمایت قاطع خود از حقوق دمکراتیک نمایندگان مجلس را پنهان نمیداریم. ضمنا پیشنهاد فرهنگستان اصالت زبان فارسی دال بر تعویض "حق رای شهروندان" به "حق شهروندان به سوراخ دعا" مورد حمایت ماست. به این ترتیب تکلیف هر   کس و از جمله بیکاران سر راست و روشن میشود. به این ترتیب تا آنجا که به حکومت و طبقه حاکمه مربوط باشد میتوان به آینده ای امیدوار بود که هر ایرانی از یک سوراخ دعا برخوردار گردد.

بنا به خبرهای نیمه موثق تابلوهای زیر   در اطراف ساختمان مجلس در حال نصب میباشد:

  • لطفا از چپاندن دعا در این سوراخ خودداری نمائید!

  • دعاها اقتصادی در سوراخ سیاسی ممنوع!

  • جهت اطلاع کارگران گرامی همه سوراخهای دعا تا چهار سال بعد مسدود است!

  • ...

مصطفی اسدپور

20 ماه مه 2016