طرح یک حرکت اعتراضی سراسری در کردستان

با یک تشریفات پر سر و صدا و ننگین اسفند ماه سال 1395 به یک نقطه عطف مهم در تاریخ طبقه کارگر در ایران و در کردستان تبدیل شد. در این تاریخ کولبری به کلکیسون مشاغل این کشور اضافه گردید. از این پس مردم زحمتکش اجازه خواهند داشت در مسیرهای تعیین شده از دل کوههای مرزی بار سنگین به دوش بکشند و صحنه گردان مصیبتی به اسم "تامین معیشت" گردند. علی یونسی معاون رئیس جمهور منت میگذارد که کولبران را از اتهام قاچاقچی گری خلاص خواهد کرد: مبارزه با قاچاق در این مناطق مرزی باید با قوت ادامه داشته باشد اما این به معنای منع حرفه کولبری در مناطق مرزی کردستان نیست و اتفاقا باید کولبرهایی که در چارچوب ضوابط دستگاههای اجرایی و مسوول استان، به این حرفه مشغول هستند مورد تشویق قرار بگیرند!

این فقط یونسی نیست که خواهان ارتقا کولبری به یک حرفه رسمی و تشویق آن در میان مردم زحمتکش است. استاندار کردستان در وعده دادن تسهیلات دولتی ولخرجی کرده و اعلام داشته است: در معابر مرزی جاهایی که تردد دشوار است، تلاش شده تا این مسیرها برای عبور کولبران صاف شود و به جای این که کالاها بر دوش کولبران حمل شود، آنها از چرخ‌دستی استفاده کنند.

همپالکی های دولت حاکم بر ایران رشک میبرند که چگونه میلیونها مردم زحمتکش را به بازی میگیرد، آنها را برای یک تکه نان خشک به کوههای صعب العبور حواله میدهد و در روز روشن خود را از هر گونه مسئولیتی معاف میدارد. جناب استاندار خود را حاکم کدام طویله میداند که باد به غبغب انداخته وعده بستن گاری به دست کم صد هزار نفر از شهروندان میدهد! مدیرکل اداره کار خود را گزمه کدامین یتیمخانه میداند که در یک استان با چهل درصد بیکاری با فقط سه هزار نفر مشمولین بیمه بیکاری به ریش نفس حیات در این جامعه رسما میخندد؟ میشود خواست یک نسخه از بودجه سالانه صرف شهروندان را منتشر کنند که همگان ببینند هزینه مردم بجز اهن و تلپ مقامات امنیتی و کشوری چه چیز را شامل میگردد؟ چرا بر اکسیژن هوا مالیات نمیبندند؟ باید مطمئن بود بزودی نوبت انتر چرخانی انجمن "صنفی کولبران" برای حق بار بیشتر از راه خواهد رسید!

به کل پرونده خفت آمیز کول بری باید فورا و یکپارچه خاتمه داد. این دست کارگران در کردستان را میبوسد.

طرح یک حرکت

کردستان: روزهای رهایی از کولبری و بردگی، وحدت برای بیمه بیکاری!

کارگران کردستان!

بخش پیشرو طبقه ما دویست سال پیش برای مهار زدن حرص وحشیانه سود سرمایه خواست بیمه بیکاری را به کرسی نشاندند. این مطالبه از آن جهت لازم بود که اجازه ندهند سرمایه هر بلایی را میخواهد سر کارگر بیاورد.

چه میشد اگر کارگران همه شهرهای کردستان، همزمان، ادارات کاریابی را در شهر خویش قرق میکردند ...

چه میشد اگر هزاران نفر، همه بیکاران شهر اداره کاریابی شهر و خیابانهاای انرا به اشغال درمیاوردند ...

چه میشد اگر تنها یک خواست مشترک "یا کار، یا بیمه بیکاری" تمام کارگران کردستان را متحد و همصدا میساخت ...

چه میشد اگر همه مردم شهر با کمیته های محلی و تامین ایاب و ذهاب و مواد خوراکی، با برپایی چادر و ایستگاههای امدادی مستقیما خواست کارگران را مورد حمایت قرار میدادند ...

بگذارید تنها خواست ما "یا کار، یا بیمه بیکاری" باشد!ً

بگذارید تنها فراخوان این اعتراضات "قرار ما هر روز در محل اداره کار" باشد!

بگذارید جمهوری اسلامی و وزیر کار و استاندار "زنده بمانند" تا ما هم به بیمه بیکاری برسیم!

بگذارید تمام شهر بر اثر اجتماعات شهر را به تعطیل بکشیم ...

بگذارید کارگران در این روزها با تعمیر مجانی منازل و سایر خدمات به مردم فقیر و سایر ابتکارات همبستگی بیشتر میان مردم شهر را دامن بزنند ...

کارگران کردستان میتوانند با در هم پیچیدن پرونده کولبری طلایه دار رهایی طبقه کارگر ایران از بردگی مشابه در معادن، قالی بافی ها و دست فروشی گردند.

علیه بیکاری

ششم اسفند 1395