عشق لعنتی به خیابان و تظاهرات در وجود مردم در ایران به چشم اسفندیار مبارزات بر حق توده ای تبدیل شده است.

هر بچه کودکستانی میتواند تشخیص بدهد که مردم شهر اهواز کل حکومت را به هماورد طلبیده اند. پیش بینی این واقعیت ابدا سخت نیست که با هر روز که از سرسختی مردم میگذرد تکاپو و توطئه های دولت هم افزونی خواهد گرفت. پر واضح است که مردم پیروزی میخواهند، مردم میدانند که مبارزه تنها چاره آنهاست، مردم مجبورند پیروز بشوند دقیقا به این خاطر که میخواهند زنده بمانند و بچه هایشان جلو چشمشان و در آغوششان تلف نشود. این مبارزه یک مبارزه بزرگ است، فداکاری و شور مردم اهواز دنیا را روی سر خود گذاشته است. اما کسی هست بداند چرا همه چیز در شکل اجتماع و شعار دادن در چند خیابان مرکزی شهر خلاصه شده است؟ آیا واقعا ناپلئون لازم است که مردم را بیدار کند فیل اعتراضی مردم در این فنجان محکوم به شکست است؟
شهر اهواز به یک دریای طوفانی به عمق یک وجب آب شبیه است. صف تظاهراتها به کجا قرار عقب بنشیند؟ انواع کمیته های محلی کجاست؟ گیرم که کشمکش ادامه پیدا کند، کمیته های خودیاری مردمی برای کمک به مردم سالمندان و فقیر کجاست؟ شور جوانی در گوشمالی عوامل رژیم پوچ است، اما شور جوانی برای متحد کردن مردم در انواع تشکل ها چرا غایب است؟ کمیته های پرستاران چرا اعلام موجودیت نمیکند؟ اعتصاب عمومی شهر، به نشانه همبستگی چرا صورت نمیگیرد؟ اعلامیه تهدید کارگران نفت کی قرار است منتشر بشود؟ فریادهای سینه زنی و صلوات برای چیست؟
اعتراض شهر اهواز بزرگترین رویداد در تاریخ سه دهه اخیر است. از خاتون آباد بزرگتر است چرا که یک عصیان صرف نیست. از پدیده سبز بزرگتر است چرا که پیروزی آن پیروزی مردم است و نه به قدرت رسیدن یک ابن الوقت در قافله "هر کس بیاید از اینها بهتر است"!
نبرد اهواز نباید شکست بخورد! نبرد اهواز باید درس پیروزی باشد! پیروزی در اهواز نبرد قسطنطیه جنبش آزادیخواهی ایران خواهد بود.
علیه بیکاری
18 فوریه