کسی هست بداند چرا هر چهارنفری که برای یک اعتراض گرد هم میایند اولین و بدیهی ترین شعار "مرگ بر ..." حاضر و آماده است؟

هر چقدر هم که دل مردم مالامال از تحقیر و نفرت باشد، هر چقدر هم طرف حساب مردم یک دولت و دم و دستگاه کثیف و سرکوبگر باشد، این شعارها درست نیست، اتفاقی و از سر احساسات نیست، برای خود اعتراض هم کارساز نیست و چه بسا برای اعتراض بالفعل و روحیه اعتراضی میتواند عواقب منفی بهمراه داشته باشد.
1 – زمانی که جمع اعتراضی به بیشترین وحدت و روشن بینی احتیاج دارد، شعار "مرگ بر این یا آن مقام" تنها گیج سری و ابهام میطلبد. جمع اعتراض توده ای جای انتقام نیست. بگوییم چه میخواهیم! خواست خود را مستقیما دولت قرار دهیم. عزل و یا محاکمه و حتی چه بسا اعدام مقامات مربوطه شناخته شده ترین ترفند دولت برای خاموش کردن فضای اعتراضی است. این سیاست دولت در همه جای دنیا بوده و این چاله ای است که خود اعتراضات جلوی پای خود حفر میکنند.
2- گیریم وسط تظاهرات آقای استاندار بدلیلی جان از کف بدهد. این چه کمکی به ادامه اکسیون میکند بجز اینکه بحق باید پای به فرار گذاشت؟
3- هر جمع اعتراضی به شدت نیاز به جلب حمایت عمومی دارد. پیوستن به جمعی که "مرگ بر ..." را فریاد میزند ساده نیست. اعتراض برای پیروزی در بطن شلوغی در وسط خیابان احتیاج به درایت و خونسردی دارد. جمع اعتراض کننده باید در هر لحظه در فکر قدم بعدی باشد، اتفاقا از هیجان و اتفاقات غیر قابل پیش بینی باید پرهیز کرد. خواست روشن تنها راه جلب حمایت مردم است.
4- اعتراضات در خیابان بنا به تعریف سلبی است. به هیچ وجه نباید به دام بحث و مناقشه در باره چگونگی تحقق خواست اعتراض مردم افتاد. به مردم مربوط نیست توسط چه کسی خواست آنها برآورده میشود و بودجه آن چگونه تامین میگردد.
آیا یک عصیان توده ای میتواند فکر شده و برنامه ریزی شده باشد؟
شورش و عصیان دال بر بنیادهای پاک حق طلبی انسانها و سرشت و وجدانی که در میان همه نشدنی ها انتخاب درست را در مقابل انسانها قرار میدهند، از پدیده های عزیز تاریخ و جوامع بشری هستند. اعتراض توده ای مجالی برای فکر کردن قبلی ندارد. این اجلاس برنامه ریزی شده پارلمان نیست. فرصت پیدا نمیکند و نیروهای جاسوسی و سرکوب به یک چنین جمعی اجازه نمیدهند نیرو جمع کند ، مشورت کند و رای بگیرد. همیشه یک رویداد "روزمره" جرقه شروع یک اعتراض توده ای میشود. اما اعتراض توده ای هر چقدر ناگهانی هم که باشد فاقد یک رهبری و یک ستون فقرات کمابیش سازمان یافته نیست. همیشه کس و کسانی هستند که راه را نشان میدهند. این رهبران گمنام و عمدتا از محافل پرشور و شناخته شده از پاکباختگی سرنوشت یک اعتراض را در دست میگیرند.
4- یک عصیان توده ای مرکز تلاقی راه حلها و رهبران گوناگون است!
در یک جامعه بشدت سیاسی و قطبی حتی در خودبخودی ترین و ناگهانی ترین اعتراضات توده ای سر و کله انواع راه حلها پیدا میشود. باید با سعه صدر با اختلاف نظرها روبرو شد. کسانی که میگویند "بحث و اختلاف نظر صف اعتراضی را ضعیف میکند" دوستان مردم نیستند. وحدت صف تظاهرات را روشنی شعارها روشن میکند. صف تظاهرات بهترین جای رد و بدل کردن آرا، شناختن همدیگر و ایجاد همبستگی است.
5- آنچه یک صف اعتراضی نباید تحمل کند!
هیچ کس نباید تردید کند، که یک صف اعتراضی از طرف دلسوزان و طرفداران رژیم از درون مورد هدف قرار خواهد گرفت: کسانی که وسط حرکت اعتراضی فیلشان یاد صلوات و سینه زنی میکند، جدا ساختن زنان و کنترل حجاب انها را امر خود میدانند، علم سیاه از جیب درمیاورند، شعار وفاداری به حکومت اسلامی را هوا میکنند. هیچ کس نباید تردید بخرج دهد اعتراض خود را از این زوائد و موجودات باید پاک کند. هیچ کس نباید تردید کند که این زوائد یک سر سوزن صف اعتراضی را از گزند حمله نیروهای سرکوبگر حفظ نمیکند ولی همزمان گدایی و تفرقه و فریب و شکست را به خون اکسیون اعتراضی تزریق میسازد. اتفاقا شعار "مرگ بر ..." تحفه این جماعت است. دقیقا به این خاطر که "مرگ" برایشان ساده ترین امر ممکن است.
عصیان ناگهانی جان بلب رسیده ها میتواند درایت لازم برای پیروزی برای عاشقان زندگی و برای انسانهای زنده را در خود داشته باشد.
مصطفی اسدپور
17 فوریه 2017