این نوشته به مرور اعتصاب زنان کارگر و آنچه "اعتصابات افسانه ای سال 1937" خوانده میشود اختصاص دارد.

در این اعتصاب نیم میلیون کارگر در فاصله هشت ماه 114 مرکز تولیدی را در بر گرفت.  این اعتصاب چگونه شکل گرفت، خواستهای آن چه بود و چگونه پیش برده شد؟ برای درک اهمیت این اعتصاب باید از مواجهه آن با کارفرمایان (با پشتیبانی دولت دست راستی هار در فضای ضد کمونیستی،  و بعلاوه  دستجات باند سیاهی) فراتر رفت و تحولات درون اتحادیه کارگران را نیز مد نظر قرار داد. همچنین این اعتصاب راباید در سایه رکود دهه 1930 همزمان با بزرگترین تحرک طبقه کارگر جهانی علیه بیکاری دید که بنوبه خود میلیونها کارگر و اعضای خانواده های آنها را درگیر انواع اشکال مبارزاتی ازتعاونی ها و اعتصابات و اکسیونها برای خواست بیمه بیکاری می ساخت.

اولین اعتصابات در کارخانه های لاستیک سازی در شهرهای آکرون و اوهایو شکل گرفت و مورد اعتصابات کارگران خودرو در فلینت و میشیگان، توجه بیشتری را بخود جلب نمودند. اما برای تصویر دقیق تر از نقش زنان باید توجه داشت که  در Akron و Flint زنان درصد کمی از نیروی کار کارخانه را شکل میدادند، و زنان کارگر توسط اتحادیه ها به خانه فرستاده می شدند و خیلی ساده  درگیر شدن زنان در این اعتصاب  ممنوع اعلام شده بود.است. زنان توسط اتحادیه کارگران فقط  در یک نقش "کمکی" سازمان یافته بودند - غذا و لباس برای اعتصابیون مرد  و جلب حمایت عملی و سمپاتی افکار عمومی. که خواهیم دید، پس از Flint و Akron بسیاری از اتحادیه های عضو "اتحادیه سراسری صنایع" در مخالفت خود با شرکت مستقیم کارگران زن تجدید نظر نمودند، فدراسیون سراسری کار امریکا نیز راسا به کمک زنان مایل به شرکت در اعتصاب پیوست.

دایره اعتصاب بستگی به تعداد زنان و نوع فابریکها، از مراکز  تولید خودرو و برق - جایی که زنان اقلیت  نیروی کار راشکل میداد – تا صنایع تولید  سیگار، کفش و تولید لباس، صنایع غالبا زنانه؛ و بخش خدمات (از جمله پیشخدمت ها، کارگزاران فروش، و آشپزخانه، لباس شویی ها  و کارگران بیمارستان با اکثریت  نیروی  کار زنان) تنظیمات گوناگونی بخود گرفت.  به طور کلی، 115 اعتصاب  با مشارکت زنان انجام، و چهل درصد اعتصابات صرفا توسط زنان انجام شد. بزرگترین فعالیت در شهرهای صنعتی دیترویت و شیکاگو رخ داده است، اما زنان نیز در بسیاری از مناطق شهری کوچک و متوسط، به استثنای جنوب، سازمان یافته اند. من 115 اعتصاب را با مشارکت زنان تعیین کردم. چهل درصد اعتصابات صرفا توسط زنان انجام شد. بزرگترین فعالیت در شهرهای صنعتی دیترویت و شیکاگو رخ داده است، اما زنان نیز در بسیاری از مناطق شهری کوچک و متوسط، به استثنای جنوب، سازمان یافته اند. بیشترین فعالیت در شهرهای صنعتی دیترویت و شیکاگو رخ داد، اما فعالیتهای اعتصابی مشخصا از جانب  زنان نیز در بسیاری از مناطق شهری کوچک و متوسط، به استثنای جنوب، گزارش شده است.
اعتصاب نشسته کارگران زن توجه گسترده مردم را جلب کرد. مجله تایم به طور قابل توجهی یادآور شد: "این اعتصاب  بیسبال را به عنوان یک سرگرمی ملی جایگزین کرده است." مجله زندگی سرسختانه گزارش داد که این اعتصابات "مشکل شماره 1 کشور" بوده است. در میان فعالین اتحادیه ای بعنوان یک تجربه جدید و موثر برای توقف تولید و فشار به مدیریت مورد تشویق قرار گرفت. بعضا آنرا روشی  انقلابی و سوسیالیستی خواندند: کارگران مالکیت خصوصی را در صنعت ملغی نمودند تا به شکایاتشان رسیدگی شود! و کمبود منتقدان محافظه کار را نادیده گرفت که سوسیالیسم را متوقف کند.

بنا به  نظرسنجی های اولیه گالوپ در سال 1937، حدود دو سوم آمریکایی ها اعتصابات را محکوم کردند و اکثریت معتقد بودند پلیس به زور باید کارگران را اخراج کند. با این حال، در میان فرهنگ طبقۀ کارگر و پایینی های جامعه، ایده اعتصاب نشسته  به عنوان بخشی از یک روحیه شورشی "روح 1937" توسعه یافت: مردم عادی سازماندهی شدند تا خواستار تغییر جامعه شوند. آنها قوانین مربوط به روابط تولید را از جمله سرعت کار، حقوق ارشد، حقوق برابر، تعطیلات پرداخت شده و، به طور بحرانی، کاهش قدرت خودسرانه کارشناسی ارشد، مورد محاکمه قرار دادند.

روند اعتصاب از چندین لحاظ با روند اعتصابات متداوول تفاوت آشکاریرا بروز میداد. اولا، بسیاری از مخالفان اعتصاب معتقد بودند  که دولت فرانکلین روزولت بی سر و صدا از تلاش های اعتصابیون حمایت می کند. وزیر کار، فرانسیس پرکینز، تا نسبتا دیر در سال 1937 از انتقاد از جنبش خودداری کرد. اعتصابیون  در میان فعالین مرد محلی از حمایت گسترده برخوردار بوده و بنظر میرسید که عموما بسیاری از مردان  علاقۀ طبقاتی مشترک را در حمایت از اتحادیه های زنانه به رسمیت بشناسند؛ دست کم به این خاطر که دستمزدهای آنان به تنهایی کفاف نیازها را نمیداد. شواهد کافی از حمایت مردمی از  اعتصاب کنندگان زن در فیلادلفیا، دیترویت، بریجپورت در دسترس است.  

علاوه بر این، در سال 1937، تاکتیک اعتصاب نشسته  به عنوان یک روش ابراز نارضایتی، رسمیت و وجهه قانونی  را به دست آورد. این  اعتراض  به آگاهی عمومی تبدیل شد به عنوان یک شکل از اقدام جمعی و در تنظیمات متنوعی رواج یافت.  مطبوعات جریان اصلی این روند را با مقالات درباره اقدامات مشابه  توسط کودکان، گربه ها، سگ ها، نوشیدنی های آبجو، تیم های ورزشی و بیوه های خشمگین مورد تشویق قرار دادند.

این تجربه نشان داد که فعالان زن می توانند در بسیج یک  شهر در حمایت از زیک حرکت کارگری نقش حیاتی ایفا نمایند. در شهر بریجپور، حدود 50 زن در کاخ کاسکو در اوایل ماه آوریل،  نخستین شهر در این موج اعتصابات  بود و به عنوان یک آزمون مهم برای قدرت اتحادیه  تبدیل شد. این گزارس خلاصخ اما بسیار گویاست: "همه برینگپورت برای دیدن اعتصابیون زن جمع شده بودند.  غذا برای آنها آورده شد و ملافه آماده شد. بعضی از کارگران که [درها قفل شده بودند] توانستند با استفاده از پنجره شبانگاه وارد ساختمان شده و به اعتصاب بپیوندند."  بسیاری از این زنان  از نسل اول و دوم اهالی محل  بودند و مغازه داران محلی غذا را به آشپزخانه اعتصاب اهدا کردند. شهردار جاسپر مک لوی، یک سوسیالیست، مقامات در هر دو طرف را برای  تلاش  رسیدن به توافق تحت فشار قرار داد.  جیمز اومسپک، رهبر ملی اتحادیه برق، رادیو و ماشین آلات متحد (UE)، به شهر آمد تا از اعتصاب کنندگان حمایت کند. پس از اعتصاب، چند نفراز  زنان اعتصابی برای اشغال پست های  رهبری  اتحادیه محلی UE 210 انتخاب گشتند.  مهم این است که این اعتصاب زنان را تشویق کرد که برای اداره اتحادیه در سطح سراسری  کار کنند. در مقایسه با 1936 تنها یک سال بعدتر،  زنان 29 درصد از رهبران اتحادیه ، عمدتا در نقش منشی و یا صندوقدار را تشکیل می دادند.

هستند در میان تحلیل گران اجتماعی که  معتقدند کارگران زن میتوانند نسبت به همکاران مرد خود ستیزه جو تر باشند بدون اینکه الزاما خشن تر عمل نمایند. مورد  اعتصابهای نشسته گواه این نقطه نظرات است. در دیترویت، 79 زن و 41 مرد پس از اشغال 37 روزه  دستگیر شدند. دیترویت نیوز گزارش داد: "زن آخرین کارخانه را ترک کرد. آنها بیرون کشیده شدند، گریه، فریاد  و همزمان آواز میخواندند." در یک حمله دیگر دیترویت 30 زن و 8 مرد دستگیر شدند. پیش از ورود پلیس به کارخانه، ده ها زن مسلح به قالب های سیگار برگ های سنگین،  پشت در ورودی کارخانه سنگر بسته بودند. "ما جا نخواهیم زد!"

پاسخ مدیریت به ستیزه جویی زن در طول زمان تغییر کرد. در ابتدا، مدیریت اغلب سعی داشت از رویارویی جلوگیری پرهیز، و بزرگوارانه اعتصاب را پیشگیری کند. مثلا هنگامی  سازماندهی  اولین مورد اعتصاب در دیترویت توسط پنج فروشنده زن تکمیل میگردید، پاسخ اولیه مدیریت این بود که آنها را به ناهار دعوت نماید و امیدوار بود که اعتصابیون  بعدا به ایستگاه های کاری خود بازگردند. بر عکس، زنان ناهار  را خورده و یک هفته کامل در محل به اعتصاب نشستند.  در سنت لوئیس، 21 کارگر لباسشویی در اواخر ماه فوریه در کنار هم قرار گرفتند. جمهوری نیوز گزارش داد: "اولا، مدیر کارخانه دختر بیست و پنج ساله خود را در کارخانه به عنوان میزبان رسمی فرستاد. تختخوابها و تختخوابهای گرم به محل حمل گردید ... دستگاههای قهوه برای اعتصابیون  عرضه شد و در نهایت میز میز پینگ پنگ، لوتو، چکرز و کارت بازی توسط میزبان به در اختیار کارگران قرار گرفت. در پایان سه روز میزبان خودش ظاهر شد و اعلام کرد که آماده است تا قرارداد را امضا کند و خواسته های مهمانانش را تقدیم کند... با روشن شدن قصد کارگران برای اشغال  طولانی مدت محل کار پلیس به محل فراخوانده شد تا با زور اعتصابیون را خارج سازند.

 
http://ivangreenberg.blogspot.com/2008/12/sit-down-stikes-by-women-in-1937.html