در جمهورى اسلامى و جامعه تحت كنترلشان "زنان هرزه"، "زنان ذاله"، "مفسدين" و لزوم رفع شر آنها عباراتى است كه روزمره مورد استفاده است. دنيا هر چقدر هم معكوس باشد، هنوز جاى تعجب دارد كه چرا بايد دولت، نمايندگان مجلس و فرمانده هان شان بتوانند ادعاى شرف داشته باشند، بعنوان مصلحين جامعه ظاهر گردند و سنگ دفاع از اخلاقيات و عدالت و انسانيت بسينه بزنند؟

***

در دنياى امروز بازار فحشا از جمله فجايع بزرگى بحساب ميايد كه ميليونها انسان زن را به كام خود فرو ميبرد. تايلند و هند و برزيل از نمونه هاى گوياى آنست. تهران ـ فقط بعنوان نمونه تمام عيار از شهرهاى متعدد ديگر ايران ـ بايد به اين ليست اضافه شود. و نه فقط اين٬ آمار و شواهد مربوط به بازار فحشا در ايران چشم شما را بدنيايى باز ميكند كه وضعيت دلخراش كننده قربانيان آن دست سياه ترين بازارهاى مشابه را از پشت بسته است. چند صدهزار زن و كودك خردسال در باتلاق فقر و تباهى و قوانين و مناسبات كثيف و ارتجاعى فرو رفته اند و پايانى براى اين كابوس متصور نيست. صنعت بزرگ فحشا٬ تن فروشى زنان٬ ديگر يك واقعيت غير قابل انكار آن جامعه است.

به شهر فساد خوش آمديد!
اين عبارتى است كه براى تهران بكار برده ميشود. عجالتا از نفس كلمه "فساد" بگذريم. هر چه هست كلمه "فساد" اسم رمز طنز آلودى است كه براى عبور از تابلوى رسمى حكومت و وارد شدن به واقعيت روزمره يك جامعه پانزده ميليونى مورد استفاده قرار گرفته است. صد البته از آمار رسمى خبرى نيست. اما فقط گفته ها و گزارشات مراكز و مقامات دولتى را مبنى قرار دهيد اينجا شهرى است كه با هشت تا ده هزار باند فعال در زمينه فحشا دست كم نیم میلیون زن را در چنگال تجارت مخوف خود دارند. قربانيان اين باندها دختران جوانى هستند كه ميانگين سنى آنها بسرعت به بيست سال كاهش پيدا كرده است. بازار فحشا در ايران بخاطر دسترسى به كودكان دختر دوازده سيزده ساله از شهرت برخوردار است. كودكان پسر از جمله عوامل رونق بيشتر اين بازار بحساب ميايد. پديده اى بنام "دختران فرارى"٬ دختران جوانى كه بهر دليل از خانواده خود ميگريزند٬ از منابع تغذيه بازار باندهاى فحشا است كه در طى مدت كوتاه و در عرض چند هفته قربانيان تازه اى را برايشان به ارمغان مياورد. اما اين هنوز همه تصوير نيست.
در طى سالهاى اخير و با تداوم و گسترش فقر و بيكارى بخش زيادى از جمعيت فرودست جامعه را به تباهى رانده است. ابعاد اين تباهى زمانى آشكارتر ميشود كه با عدم وجود هرگونه تامين و بيمه اجتماعى ديگر را نيز به آن اضافه نمود. زنان مجرد٬ مادرانى كه تامين زندگى خود و كودكان خود را بعهده دارند٬ آسيب پذيرتر از هر بخش ديگرى در لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته اند. رسانه ها و تجربيات روزمره مردم سرشار از سرگذشت تكان دهنده زنان و دخترانى است كه در لبه اين پرتگاه مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفته اند. براى هزاران هزار تن از اين زنان٬ زندگى به جهنمى تبديل شده است كه تن فروشى جزيى از آن است. تهران شهرى است كه پديده تن فروشى و بازار فحشا را نه فقط در خانه هاى رسمى فروش سكس٬ نه فقط در پاتوق تكرارى در خيابانهاى معين٬ بلكه در محلات٬ در ميان زنان خانه دار٬ در ميان قشرهاى مختلف و حتى زنان تحصيل كرده ميتوان سراغ گرفت. تن فروشى به عنوان يك پديده گسترده و سازمان يافته به اعماق وجود آن جامعه چنگ انداخته است.
تهران فقط يك نمونه است. شهر مشهد و شهرهاى بزرگ ديگر دست كمى ندارند.


سیاستهای دولت سرمنشا فحشا
سه سال پيش در يك همايش بررسى آسيبهاى اجتماعى تصريح شد كه "بين ٣٠٠ تا ٦٠٠ هزار زن خود فروش در جامعه ما قابل رديابى هستند". اگر به آمار خود دست اندركاران باور كنيم در طى سه سال گذشته هزاران دختر جوان و كودك ديگر با ميانگين سنى ١٣ ساله٬ به اين آمار اضافه شده اند. رقم واقعى اما بسيار بيشتر از اينهاست. زمانى مجازاتهاى سنگين و فشارهاى فرهنگى و رسوايى و پيامدهاى مرگ آور فحشا را به خفا ميراند. سالهاست كار از اين ها گذشته است. همه ميببنند كه رژيم حاكم خود رسما و عملا به اين پديده دامن ميزند و براى بركات آن دندان تيز كرده است.
در ادبيات و سياستهاى دولتی كماكان از تن فروشى بعنوان فساد زنان اسم برده ميشود. عاقلترينهاى مدعى جامعه شناسى و حقوق انسان٬ پاى محروميتهاى جنسى مردان و اثرات طلاق را بميان ميكشند. اين مزخرفات محض هستند كه در كوچه و خيابان با پوزخند بدرقه ميشوند. فحشا و تن فروشى زنان يك جهنم است كه تنها با زور و ترور و به ضرب گرسنگى ميچرخد. خود دولت ماشين گرسنگى دادن ميليونها انسان است. در سايه اين حکومت نه كار٬ نه بيمه و امنيت مالى٬ نه مسكن و مايحتاج پايه٬ نه اميد به فردا بلكه بجاى آن فقر و بى پناهى و استيصال بازتوليد شده و ميشود. تن فروشى بخشى از كابوس حاصل اين شرايط است. هنر بزرگ دولت اسلامى در ايران اينستكه سرنوشت شوم تن فروشى را به واقعيت زندگى كودكان سيزده ساله و كمتر از آن گره زده است. در يك سيكل معيوب و پايان ناپذير٬ ابتدا دولت والدين را از تامين كودكان و دفاع و كمك به آنها خلع سلاح ميكند٬ كرور كرور از اين كودكان سر از خيابانها در مياورند. در قدم بعد دولت از هر گونه مسئوليت در حمايت از همان كودكان سرباز ميزند. پليس و مقامات امور اجتماعى خيلى وقت است كه از "جمعاورى" زنان و دختران جوان٬ از دل بى پناهى مطلق٬ از ميان پاركها و خيابانها دست برداشته است. اين زنان و دختران دو دستى تحويل باندهاى فحشا ميگردند. دستگاههای دولتی تسمه نقاله توليد و بازتوليد فحشا در جامعه هفتاد ميليونى است.
اما هنوز بايد از نقش فعالتر و مستقيم رژيم در سازمان دادن تجارت فحشا در ايران گفت. همه چيز بروشنى گوياى اينستكه كه خانه هاى نيمه مخفى باندهاى تجارت سكس در شهرهاى مختلف در ايران از نظر مساعد دستگاههاى پليسى و قضايى برخوردارند. مدتی قبل مقامات امنيتى تهران اعلام كردند كه يك محل فروش زنان توسط يك باند شناخته شده با جريمه ١٥٠ هزار تومان مجددا از اجازه ادامه فعاليت خود برخوردار گشته است. شواهد بسيارى دال بر نظارت مستقيم سپاه و مقامات امنيتى در تهران و مناطق ديگر بر امور باندهاى سوء استفاده از زنان و تن فروشى آنهاست.
بطور موازى تمامى ماشين قانون گزارى و قضايى و ماشين تبليغات دولتى و مذهبى بطرز خيره كننده اى بعنوان جاده صاف كن تن فروشى زنان در قالب قانونى و شرعى آن فعالانه دست بكار بوده اند. صيغه بعنوان محمل شرعى و قانونى تن فروشى زنان از مهمترين مشغله ها و الويت تمامى مراجع و بنگاههاى رسمى و غير رسمى حکومتی عمل كرده است. تبعیض و بی حقوقی زنان در قالب قوانين و مقررات حاکم، آن هيولايى است كه ذره ذره از ارزش و احترام و حقوق زنان را در تمامى شئون اجتماعى و فردى مورد حمله قرار داده است. بى حقوقى زن و بى ارزشى احساسات و ارزشها و اراده و احترام او در آن جامعه مداوما بازتوليد ميشود.

جنده ها!
بار نفرين و نفرت در اين كلمه براى همه آشناست. اين كلمه همواره و همه جا محملى بوده است كه مسببين و عاملين اصلى فحشا خود را پشت آن پنهان سازند. قربانيان تن فروشى و زنان با بدترين رفتار و با نفرت همراهى شده اند تا صاحبان جامعه٬ عاملين فقر و مسببين سقوط زنان به ورطه تن فروشى، پليس و قضات و سرمايه داران، دولت ها و همه اعوان و انصار چرخاننده جامعه به قيمت تحقير اين زنان براى خود شرافت بخرند. هموراه و همه كس از متجاوز و خريدار و قاچاق چى و همه دست اندركاران بازار فحشا٬ از اعتبار و آبرو برخوردار بوده اند بجز خود قربانى!

در جمهورى اسلامى و جامعه تحت كنترلشان "زنان هرزه"، "زنان ذاله"، "مفسدين" و لزوم رفع شر آنها عباراتى است كه روزمره مورد استفاده است. دنيا هر چقدر هم معكوس باشد، هنوز جاى تعجب دارد كه چرا بايد دولت، نمايندگان مجلس و فرمانده هان شان بتوانند ادعاى شرف داشته باشند، بعنوان مصلحين جامعه ظاهر گردند و سنگ دفاع از اخلاقيات و عدالت و انسانيت بسينه بزنند؟ اينها خود مبتكر و عامل مستقيم بازار تن فروشى هستند. معلوم نيست چرا زنان قربانى بايد يكبار ديگر تاوان گناهان دیگران را پس بدهند؟

تن فروشان بخشى از طبقه كارگر ايران
زنان تن فروش بخشى از طبقه كارگر هستند و طبقه كارگر بايد بار دفاع از هستى و حقوق و نجات آنها را بر دوش خود بكشد. نه فقط به اين دليل كه عملا بخش اصلى قربانيان فحشا از اعضاى خانواده كارگران و مردم زحمتكش بوده بوده اند٬ بلكه در عين حال به اين دليل كه خواستها و جنبش طبقه كارگر و با خواست فورى تامين اجتماعى همه شهروندان و از طرف دولت تنها و تنها راه نجات عملى قربانيان بيشمار كابوس تن فروشى است. پرچم طبقه كارگر براى رهايى زن براى کوتاه کردن دست مذهب از دولت، پرچم طبقه كارگر براى برابرى كامل شهروندان تنها ابزار سد كردن روند قربانيان فاجعه فحشا در ايران است.
مصطفى اسدپور

پانزدهم اوت 2015