دفاع از حرمت زنان تن فروش دفاع از حرمت انسانها در مقابل کسانی است که خود مسبب این امر هستند. آیا شرافت زنان تن فروش بر مسئولین و سیاستمداران و صاحبان جامعه که بر همه امکانات جامعه از کار و مزد و رفاهیات و ثروت تا خدایگان مردم سیطره انداخته اند، ارجحیت ندارد؟

***

آیا از زنان خانواده تان کسی نیست با تن فروشی شکمتان را سیر کند؟ روزی چند بار پژواک این سوال را از تصمیم گیران دستمزدها و بیمه بیکاری کارگران، از کسانی که سهم بالاییها و پایینی های جامعه را رقم میزنند، از دولت، مجلس، صاحبان موسسات مالی، از کسانی که نظم موجود را به آسمانها ارجاع میدهند؛ میشنوید؟

مطابق آمار رسمی و غیر رسمی قریب به یک میلیون نفر از زنان زحمتکش جامعه برای تامین زندگی دست به تن فروشی میزنند. اینها خواهران ما در طبقه کارگر هستند که در کانالهای فقر سازمان یافته به این سرنوشت هدایت شده اند. زمانیکه کار بردگی در مقابل یک پول سیاه است، زمانیکه بیکاری بمعنای سفره خالی و حقارت بی پایان است؛ زمانیکه امیدی به سرنوشت و آسمان و معجزه ره بجایی نمیبرد، زمانیکه زمامداران جامعه بجای هر گونه کمک، در روز روشن نان را از سفره ها میدزدند؛ یکی باید در مقابل شکم گرسنه و قرض صاحبخانه، در مقابل چشمان حسرت زده کودکان و سالمندان خانواده دست به آخرین ”چاره“ بزند. این آخرین چاره، اتفاقی نیست. همیشه و برای همه تهیدستان و همیشه زیر نظر صاحبان جامعه وچود داشته است. ایران تنها یک نمونه و نمونه گویا است.
دفاع از حرمت زنان تن فروش دفاع از حرمت انسانها در مقابل کسانی است که خود مسبب این امر هستند. آیا شرافت زنان تن فروش بر مسئولین و سیاستمداران و صاحبان جامعه که بر همه امکانات جامعه از کار و مزد و رفاهیات و ثروت تا خدایگان مردم سیطره انداخته اند، ارجحیت ندارد؟
ریاکاریهاریشان را نپذیریم، صدقه هایشان را به صورتشان پرتاب کنیم. بیمه های بیکاری و تامین زندگی پایه راه حل طبقه کارگر برای قربانیان اعتیاد، کار کودکان و از جمله قربانیان تن فروشی نیز هست.