مرد کارگری هم که به زن زور میگوید و از امتیازاتی که این جامعه سراسر تبعیض به او به عنوان مرد داده است به زیان آزادی و برابری زن و در جهت انقیاد و تداوم کار برده وار و بی اجر و مزد زن سود میجوید بهتر از جاسوس کارفرما در میان کارگران  نیست.

لابد رئیس جمهور این مملکت و نمایندگان مجلس میدانند چند درصد حقوق ماهانه آنها حاصل کار کودکان است. لابد در دعای بقاء  مراجع تقلید جای ویژه ای برای وصول خمس و زکات از این کودکان منظور شده است. باید علیه کار کودکان ایستاد. تاریخ ایران بدون یک ورق زرین از بیداری وجدان ملی بر علیه کار کودکان از تمدن و انسانیت فرسنگها فاصله خواهد داشت.

دوران دور نگاهداشتن زنان از بازار کار و تولید به سرانجام رسیده است. با احتساب سهم اشتراک زنان در تولید معادل 15 درصد بعلاوه بازار غیر رسمی اساسا زنانه کار در ایران به میزان سی درصد، بافت و دینامیسم طبقه کارگر در ایران دچار تحولات عمیق شده است. بورژوازی ایران برای  نیروی کار بسیار ارزانتر و تحصیل کرده زنان دندان تیز کرده است. جمهوری اسلامی با فرمول "برابری جنسی، نه"  اما "عدالت جنسیتی، بله" با زایمان نوع و موج جدیدی از فمینیسم  به استقبال این پدیده رفته است. در واقع کارگران زن در ایران بدل فمینیستی شوراهای اسلامی کار را وبال گردن خود می یابند.

دفاع از حرمت زنان تن فروش دفاع از حرمت انسانها در مقابل کسانی است که خود مسبب این امر هستند. آیا شرافت زنان تن فروش بر مسئولین و سیاستمداران و صاحبان جامعه که بر همه امکانات جامعه از کار و مزد و رفاهیات و ثروت تا خدایگان مردم سیطره انداخته اند، ارجحیت ندارد؟

یک نفر به کارگاههای قالیبافی سرک بکشد، در مقابل این بی فرهنگی، اینهمه نزول شان انسانی، اینهمه خونسردی در مقابل رنج همنوعان خود هاج و واج میماند. انگاری ذات برتر هنر ایرانی در هیبت دخترانی با لباسهای فراخ و رنگارنگ در دامنه تپه های پر از گل  است که  فرش پس از فرش به جامعه بشری تقدیم میگردد.

تا کارگر خود را از شر کلاه بوقی "رئیس خانواده" خلاص نکرده و متقاعد نشود که خانواده نهادی در خدمت تولید و باز تولید نسل امروز و آینده کارگری بر دوش خود اوست، چگونه میتواند در چانه زدن ساده بر سر دستمزدهای واقعی یک گام به جلو بردارد؟

کارگر اشتباه میکند اگر خود را تنها حس میکند، پس وزیر کار برای چیست؟ بیخود میگویند نمایندگان مجلس پول مفت میگیرند! فردای روز تصمیم شما، تک تک مقامات دولت اسلامی عزیز دست شما را میبوسند، فرش قرمز زیر پای شما پهن میکنند. قانون پس از قانون با جزییات با حوصله به  شما توضیح میدهند گوش کودکتان را به دست کارفرمای کدام جهنم دره بسپارید. مقامات نیروهای انتظامی نیز کروکی شهر در مناطق کاملا امن در تن فروشی همسرتان را مجانا در اختیار شما قرار میدهند. علمای دینی فکر همه چیز را کرده اند، فصلهای معینی از کتاب مقدس تا اطلاع ثانوی و تا تعیین تکلیف برجام کان لم یکن است!

در جمهورى اسلامى و جامعه تحت كنترلشان "زنان هرزه"، "زنان ذاله"، "مفسدين" و لزوم رفع شر آنها عباراتى است كه روزمره مورد استفاده است. دنيا هر چقدر هم معكوس باشد، هنوز جاى تعجب دارد كه چرا بايد دولت، نمايندگان مجلس و فرمانده هان شان بتوانند ادعاى شرف داشته باشند، بعنوان مصلحين جامعه ظاهر گردند و سنگ دفاع از اخلاقيات و عدالت و انسانيت بسينه بزنند؟