مبارزه ای که ما شما را به شرکت فعال در آن فرا میخوانیم، مبارزه علیه بیکاری است؛ مبارزه در راه حل مساله معیشت میلیونها کارگر بیکار و گرسنه است، مبارزه برای ایجاد شوراهای بیکاران در محلات کارگری است.

هدف اصلی ما تقویت صف مستقل و متحد طبقه کارگر در کشمکشهای حاد و تعیین کننده جامعه است. ما میخواهیم طبقه کارگر به نقش تعیین کننده خود در تغییر وضعیت جهنمی موجود باور کند، متشکل شود و به میدان بیاید. ما معتقدیم آمادگی کارگران جز در بطن و متن مبارزه واقعی مقدور نیست.

مبارزه علیه بیکاری، مبارزه ای واقعی و تعطیل نشدنی بر سر ابتدایی ترین و مسلم ترین حقوق کارگران یعنی حق زنده ماندن است. در این مبارزه، کارگران هر اندازه متوهم باشند و بورژواها هر اندازه عوامفریب، مجبورند در دو جبهه مخالف هم قرار بگیرند. این مبارزه‌ای است که کشاندن توده عظیم کارگر و زحمتکش به سمت آن، به حداقل کار اقناعی نیازمند است. این مبارزه ای است که شرایط عینی و واقعی زندگی، کارگران را فوج فوج به سمت آن سوق میدهد. این مبارزه ای است که اهداف روشنش به سادگی خدشه بردار نیست. این مبارزه ای است که پیروزی در آن، هر اندازه که مختصر هم باشد، ملموس و محسوس است و به همان اندازه به سیر مبارزه شتاب بیشتری خواهد داد. این مبارزه ای است که پیروزی در آن، تقویت بنیه مبارزاتی و سطح عالی تری از تشکل و آگاهی و ایمان طبقاتی را برای کارگران به ارمغان میاورد.

مبارزه علیه بیکاری مبارزه ای است که کارگران را حتی با صرف انگیزه های شخصی بسوی خود میکشاند و در عین حال این قابلیت را دارد که عرصه آگاه ترین بخش های طبقه کارگر نیز باشد چرا که صرف نظر از اهمیتی که در پیروزی مبارزات انقلابی امروز دارد، میتواند تا پیروزی سوسیالیسم زنده و پر حرارت بماند.

بیکاری که مشکلی دائمی برای طبقه کارگر است، اکنون ابعاد وحشتناکی در سراسر جهان یافته است. برای کارگری که آنرا از زاویه منافع کل طبقه نمی‌نگرد بیکاری مشکلی شخصی و موقت می‌نماید که به نظر او با کوشش شخصی و فردی قابل حل است. چنین کارگری بر خلاف ما ابدا بر لطمات جبران ناپذیری که بیکاری میلیونی بر توان مبارزاتی طبقه‌اش و در نهایت به ملزومات پیروزی انقلاب و رهایی‌اش وارد میکند، واقف نیست. اما بحران عظیمی که جهان سرمایه داری را فرا گرفته است و بیکاری وحشتناکی که دم به دم افزوده میشود او را از یافتن راه حلهای فردی نومید ساخته و  اکنون همه چیز و همه کس او را مجبور میکند که اگر بخواهد زنده بماند به مبارزه ای عمومی و متشکل بر علیه بیکاری بپیوندد. ما فعالین جنبش علیه بیکاری باید  از این طریق از یکسو با سازماندهی  و پیشبرد مبارزه کارگران، گامهای بلندی در بهبود وضع معیشت طبقه کارگر برداریم و بورژوازی را با بحران عمیقتری مواجه سازیم و هم در خلال مبارزه، کارگرانی را که به نجات خود از گرسنگی می اندیشند به پرولترهای آگاه تبدیل کنیم که  نجات بشریت از فقر و گرسنگی را هدف خود قرار داده اند و به کمونیسم به عنوان علم مبارزه طبقاتی  باور پیدا کنند.

به عنوان یک سنگ بنای مبارزاتی لازم است تاکید کرد که مبارزه علیه بیکاری بطور خودبخودی تنها در اثر فشار اقصادی اوج نخواهد گرفت و سرکوب خواهد شد. دشمن بیدار و قسی القلب است و کارگران فاقد ملزومات ذهنی لازم. اگر ما کمونیستها فعالانه در این مبارزات دخالت نکنیم انتظار هیچ چیز را جز وخیم تر شدن اوضاع نباید داشته باشیم....

و اما چه باید بکنیم؟

ما خواهان شکل گیری یک جنبش قدرتمند سراسری علیه بیکاری متشکل از کارگران شاغل و بیکار هستیم که در شوراهای  بیکاران محلات سازمان یافته است. البته ما از کارگران و پیشروانی که در سایر جبهه های نبرد طبقاتی تلاش میکنند، نخواسته و نمیخواهیم که فعالیت خود را تعطیل کنند و به مساله بیکاری بپردازند. آنچه از آنها میخواهیم اینست که به این نکته توجه کنند که خصلت طبقاتی مساله بیکاری آنچنان است که امکان میدهد مبارزه علیه بیکاری به دستور کار شوراها، سندیکاها و سایر تشکلات مبارزاتی کارگران اضافه شود بدون اینکه با وظیفه اصلی آنان مغایرتی داشته باشد. آنچه ما میخواهیم شرکت فعال شان در این مبارزه و پشتیبانی از "علیه بیکاری" است.

هدف  ساختن شوراهای بیکاران، ایجاد  یک ارگان اعمال اراده مستقیم توده ای است که بتواند به بهترین نحو از نان و آزادی کارگران دفاع نماید و در حیطه قلمرو قدرت خود قادر به حفظ و تامین آن باشد، تا کارگران و زحمتکشان بتوانند با استفاده از این ابزارها و امکانات مبارزات خود تا برقراری حکومت کارگری را به آسانترین وجه ممکن به پیش ببرند.

شوراهای بیکاران و هسته مرکزی  از عناصر زبده

شوراهای بیکاران یکی از ارگانهای قدرت توده ای است که در کنار شوراهای انقلابی و تشکلهای توده ای میتوانند سهم عمده ای در دفاع از نان و آزادی ، حفظ و تامین آن برای کارگران و زحمتکشان ایفا کند. واقعیت تجربه فعالین عملی کارگری گواه این است که ایجاد ارگانهای قدرت توده ای کار ساده ای نیست و در عرض یکی دو ماه هم به نتیجه نمیرسد. نباید تصور کنیم فرصت از دست رفته است و دیگر برای دست بکار شدن دیر است. نگرانی از اتمام فرصت  چندان عاقلانه نیست، چرا که  توده عظیم کارگر در کارخانه ها و محلات دائما در حال مبارزه، خیزش و چاره جویی هستند. آنچه باید نگرانش باشیم اتمام وقت نیست، بلکه اتلاف وقت است. باید راه را تشخیص دهیم و از هر دقیقه برای پیشروی استفاده کنیم. دست یابی کارگران به سازمان یابی جدید و به ابزار مبارزه عالیتر خود مستلزم بوجود آمدن تغییراتی پیچیده در سطح آگاهی، شعور سیاسی، ادراکات ذهنی، تجربه، روحیه مبارزاتی، اتحاد و همبستگی آنان است و بنابراین کار پیگیر و پر حوصله و خستگی ناپذیر را طلب میکند.

کاری که برای بوجود آوردن یک سازمان لازم است تنها "سازماندهی" نیست. بلکه همه وجوه کار سیاسی اعم از تهییج و ترویج و سازماندهی را در بر میگیرد. امروز که بزرگترین مانع در مقابل متشکل شدن کارگران در  ارگانهای قدرت توده ای عدم  ایمان آنها به قدرت و رسالت طبقه خودشان است، از میان برداشتن این سد مستلزم کار مستمر ترویجی،  تهییجی و سازماندهی انواع و اقسام دیگر مبارزه است.

 پروسه دست یابی به یک تشکیلات قدرتمند توده ای پروسه پیچیده ای است که بجز پیگیری، قابلیت بعهده گرفتن هر نوع کار مبارزاتی  را از ما طلب میکند. برای شوراهای بیکاران که یک سازمان توده ای و علنی است باید در مقطع کنونی یک جمع سازمان یافته مخفی و متشکل از عناصر زبده و مارگزیده داشته باشیم، همانطور که برای ساختن یک آسمانخراش در مرحله ای باید گود برداری کرد. این پیچیدگی ها و سختی ها نباید ما را نومید کند. باید بتوانیم  در هر مرحله مشکلات را بدرست تشخیص دهیم و از بهترین راه و بطور نقشه مند موانع را از پیش پا برداریم.

چند رهنمود اساسی

کار مبارزاتی همه ما مشکل و پیچیده است و دم به دم اشکال جدیدی به خود میپذیرد. لکن یک چیز محرز است و آن این است که موضوع کار ما همواره طبقه کارگر است. طبقه کارگر طبقه معینی است که در مکانهای معینی زندگی میکند و در مکانهای معینی به کار مشغول است. سعی ما باید این باشد کارگران در تمامی این اماکن و محلات در زیر چتر فعالیت مستمر ما قرار بگیرند. کارگران در هیچ محله و فابریکی نباید در مقابل بورژوازی بی دفاع و بی رهبر بمانند؛ در هیچ محله و فابریکی نباید مبلغان بورژوازی خود را فارغ و آسوده از تبلیغات آگاهگرانه پرولتری بیابند. در هیچ محله و فابریکی نباید سازمان های بورژوایی از شر فعالیت مداوم سازمانهای کارگری در امان باشد. در هیچ محله و فابریکی نباید نوکران و خادمان بورژوازی بدون ترس از افشاگریهای تشکل های کارگری زندگی کنند...

تنها در صورت تداوم این جمع از فعالین پیگیر است که کارگران آگاه خواهند شد و بزیر پرچم رهبران خود گرد میایند و تحقق چنین امری جز از طریق فعالیت مداوم واحدهای مبارزاتی محلی و فابریکی کارگران مقدور نیست. در غیاب فعالیت شبانه روزی این واحدها، از انتشار هزاران نسخه نشریه و انواع  "فعالیتهای" اینترنتی توفیقی حاصل نخواهد شد.

"علیه بیکاری" از تک تک دوستان خود میخواهد به اتفاق چند نفر از یاران مورد اعتماد خود در محلات بنا به پلاتفرم و  مرام نامه شوراهای بیکاران دست بکار شوند.

در عام ترین شکل وظایف این جمع را میتوان در چهار عرصه بر شمرد:

اول، کوشش در آگاه کردن کارگران و زحمتکشان در حوزه عمل خود، که بنوبه خود اساسا حول توزیع نشریه "علیه بیکاری"  و در تکمیل مندرجات آن  صورت میگیرد.  چند نکته در این مورد قابل ذکر است.

الف: محتوای ماتریال تبلیغی و ترویجی علاوه بر توزیع منظم نشریه علیه بیکاری، خنثی کردن اثرات عوامفریبی بورژوازی در محل و مبارزه با سوء تعبیرها و بدفهمی های کارگران را نیز در بر میگیرد.

ب: تبلیغ و ترویج باید مکان و جایگاه معین و تعریف شده ای در کل سیاست تبلیغی و حرکات جمع مبارزاتی داشته باشد، لذا باید اکیدا از حرافی و پرگویی و هر عملی که در بلند مدت حساسیت و توجه به تبلیغات  جمع را کاهش دهد پرهیز نمود.

پ: باید از  پراکنده کاری، موقت کاری و بقولی کار "دیمی" مطلقا دوری جست. شیوه هایی از قبیل ریختن اعلامیه ها در خیابان و یا انداختن نشریات از بالای دیوار به هیچ وجه تامین کننده منظور ما نیست. لازمه توفیق در "آگاهی دادن" استمرار آن است. بنا بر این باید شیوه هایی را برگزید که تضمین کننده رسیدن تبلیغات ما بطور مستمر و هدفمند بدست عدّه معین از کارگران باشد. باید کمیت را فدای کیفیت کرد و این لااقل در شروع کار پیش شرط آگاه کردن کمیت های بیشتری از توده ها است.

دوم، جذب و سازماندهی آگاهترین و مبارزترین کارگران و زحمتکشان محل

اگر باسواد کردن میلیون‌ها انسان بی‌سواد مشتاق یادگیری تنها با رساندن کتاب کلاس اول دبستان به دست آنها ممکن باشد آموختن علم مبارزه به کارگران و زحمتکشان هم تنها با دادن یکی دو نشریه  به دست آنها عملی است!! در حالیکه بخوبی میدانیم چنین نیست.  حتی آموختن الفبا به استمرار، پیگیری، نظم و انضباط،  سر و کله زدن،  تشویق کردن،  امر و نهی کردن،  یاد دادن و  به امتحان کردن و غیره نیاز دارد.

نارضایتی از  حکومت فعلی در بین کارگران و سیعا رواج دارد و به برکت مبارزات انقلابی مردم ایران بسیاری از کارگران با گوشه‌ هایی از این مبارزه طبقاتی کم و بیش آشنا شده اند و تعداد کارگرانی که خود مشتاق فراگیری و آشنایی بیشتر با ایدئولوژی طبقه خود هستند، ابدا کم نیست. توصیه  می‌کنیم که در شروع کار به جای دست زدن به تبلیغات "دیمی" که  مستمئینش را اتفاق و تصادف  تضمین می‌کند،  با توجه به امکانات خود مثلاً با ده بیست نفر  از این کارگران ارتباط نزدیک برقرار شود، تبلیغ و ترویج خود را عامدانه بر روی آن جمع متمرکز نمود، و با تربیت و جلب آنان به همکاری، فاز بعدی را به کمک آنان و بر روی عده بیشتری از کارگران محل آغاز کرد. به این ترتیب  مرحله به مرحله همراه با افزایش امکانات خود میدان وسیع تر و عرصه تضمین شده‌ای را برای کار آگاهانه جمع به وجود آورد.

 سوم، پیشبرد و رهبری مبارزه کارگران در حوزه فعالیت

باید بگوییم که راه رسیدن به اتحاد کارگری علیه بیکاری و شوراهای بیکاران با یک قدم طی نمی‌شود. مبارزه عملی  انواع و اقسام اشکال را به خود می پذیرد. جمع مبارزاتی کارگری باید در حوزه فعالیت خود کنترل کننده، مبتکر و رهبر همه حرکات اعتراضی و مبارزاتی توده ای  بر علیه بیکاری،  و پرچمدار مبارزه برای دفاع از سطح معیشت کارگران و زحمتکشان باشد. آنجا که به خط کردن توده ها و به حرکت در آوردن آنها مدنظر است تبلیغ و ترویج به تنهایی کاری از پیش نمی برد. برای جلب توجه آنها باید رهنمودهای عملی داد و باید عمل کرد.  باید بتوان در هر مقطع به توده ها گفت چه باید بکنند. خود جمع رهبران  بعنوان پیشاهنگ باید دست به کار سازماندهی این حرکات  و  از میان برداشتن موانع پیش روی آنها باشد.

از سازماندهی تجمع در مقابل ادارات کاریابی، برگزاری میتینگ و  راه پیمایی ، احظار مسئولین حکومتی تا رفتن دسته جمعی به سراغ شوراهای گارگری فابریکها و  سخنرانی در مجامع عمومی کارگری، سخنرانی در  مراکز تجمع بیکاران و ده ها شیوه  دیگر اعمالی است  که باید به منظور جلب حمایت و اعتماد توده‌ها و کسب پشتیبانی آنان صورت بگیرد و همه آنها نیاز به سازماندهی، طرح، نقشه و  افراد کارآزموده و قابل دارد.

انجام این ها همه از وظایف جمع مبارزاتی اولیه ایجاد شوراهای بیکاران  محسوب می شود. در ابتدای نوشته این اقدامات و گامها را "گود برداری" اولیه در راه ساختن یک آسمان خراش نام نهادیم. بعهده کرفتن این نوع وظایف بیشک حد معینی از توانایی تشکیلاتی را  ایجاد می‌کند، همانطور که گفتیم باید از طریق جذب و سازماندهی پیشروترین کارگران متحقق شود.

چهارم، تماس با "علیه بیکاری"

علیه بیکاری فعالیت سازمانی و هیچ گونه تشکیلاتی در ایران ندارد. اما خواهان آن است و اکیدا از فعالین این عرصه میخواهد با نشریه علیه بیکاری تماس داشته باشد. نشریه علیه بیکاری میخواهد آینه تمام قد "عفریت بیکاری"  و سخنگوی شایسته جنبش "علیه بیکاری" در ایران، عصای دست فعالین کارگری در تمام عرصه های فعالیتی آنها و تسمه نقاله انتقال تجارب و نقطه نظرات این فعالین باشد.

(اقتباس از مندرجات شماره  دوره قدیم 11 نشریه علیه بیکاری، به تاریخ آبان 1360 )